تبليغاتX
آسمانی
هر که می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند .

آذربایجان کشوری اسلامی در شمال ایران است که نزدیک 80 درصد آنرا شیعیان تشکیل می دهد. پس از فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری آذربایجان، مردم دیندار این کشور امیدوار بودند تا بتوانند حکومتی اسلامی و آزاد داشته باشند. آرزویی که تاکنون محقق نشده است.

مبارزات مردم آذربایجان برای احیای احکام اسلامی در چند سال اخیر گواه ظلمی است که از سوی حاکمان ضد دین و غربزده بر آنها اعمال می شود. برخورد شدید با معترضین به قانون ممنوعیت استفاده از حجاب در مدارس، در کشوری که 93 درصد آن مسلمان هستند بسی تاسف بار است.

با شدت گرفتن سیاستهای دین ستیزانه الهام علی اف اعتراضات توسط اسلام گرایان نیز افزایش یافت. دولت آذربایجان این اعتراضات را که اکثرا بصورت سخنرانی یا تظاهرات آرام برگزار می شد برنتابید و شروع به دستگیری اسلامگرایان نمود. هر یک از علما و متدینین این کشور که به سیاستهای ضد دینی اعتراض می کنند با متهم شدن به جاسوسی، قاچاق مواد مخدر یا حمل اسلحه و سایر اتهامات واهی ، دستگیر و زندانی می شوند.

اما واقعه ای که باعث شد تا خشم مردم جمهوری آذربایجان و مردم سایر کشورهای اسلامی بویژه ایران را برانگیزد، برگزاری مسابقات موسیقی یوروویژن در شهر باکو و رژه همجنس بازان در حاشیه این مسابقات است. مسابقات یوروویژن که همه ساله در یکی از کشورهای اروپایی برگزار می شود بیش از اینکه یک مسابقه فرهنگی باشد، یک فستیوال ابتذال است که با هدف تبلیغ برهنگی، قبح زدایی از انحرافات جنسی و ترویج فرهنگ شیطانی و صهیونیستی برگزار می شود. در کشوری که دختران مسلمان بخاطر داشتن حجاب از حق تحصیل محروم هستند، بیش از دو هزار همجنس باز از سراسر دنیا دعوت می شوند و با آسودگی به اجرای مراسم می پردازند. در کشوری که مساجد تخریب می شوند، حجاب از سر دختران برداشته می شود، و عزاداری برای امام حسین (ع) ممنوع می گردد، نسل قوم لوط در بین قهقه های شیاطین آخرالزمان رژه خواهند رفت.

نکته مهمتر در این زمینه حضور نیروهای رژیم صهیونیستی در باکو به بهانه تامین امنیت این مسابقات است. پس از توافق انجام گرفته بین دولت الهام علی اف و رژیم اشغالگر قدس، قرار است نیروهای امنیتی موساد تا مدتها به این بهانه در جمهوری آذربایجان حضور داشته باشند. این فرضیه از آنجا به واقعیت نزدیک می شود که نقش اسرائیل در قهرمانی دور قبل این مسابقات و میزبانی آذربایجان در این دوره غیر قابل انکار است.

تاسیس بزرگترین مرکز آموزشی قفقاز در آذربایجان و تامین قسمت عمده انرژی مورد نیاز اسرائیل از سوی دولت الهام علی اف، تاسیس پایگاه نظامی در آذربایجان و احتمال انتقال منافقین به این کشور، حضور جدی عناصر پژاک و عبور دادن عاملین موساد در ترور دانشمندان هسته ای ایران از خاک آذربایجان همه و همه زنگ خطری است که نفوذ بیش از پیش اسرائیل را ، در این کشور شیعه نشین و مسلمان آشکار می کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 13:7  توسط مهدی   | 

يكبار خدمت آيت الله بهجت روز بعد از 22 بهمن رسیدم. پرسیدند: «خیلی آمده بودند؟» گفتم: «بله». فرمودند: «فکر می‌کنی همه اینهایی که آمده بودند، انقلاب را قبول دارند؟» گفتم: «نه». واقعاً همین‌طور است. فرمودند یعنی همه اینها آقای خمینی را قبول دارند؟ گفتم: «نه». گفتند: «پس چرا می‌آیند؟» گفتم: «نمی‌دانم». گفتند: «ولایت حاج‌آقا روح‌الله است که اینها را می‌کشاند». وقتی می‌گوید بریزید بیرون، می‌ریزند بیرون. خودشان هم نمی‌دانند چرا.

نقل از حجت الاسلام و المسلمین آقا تهرانی

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:24  توسط مهدی   | 

بسیاری تمدن اژه ای ساکنان جزیره کرت را زمینه ساز تمدن یونانی دانسته اند. در هزاره دوم قبل از میلاد مسیح اقوام هندی و اروپایی که به آنها یونیا گفته می شد از سمت شمال شبه جزیره بالکان وارد قلمرو تمدن اژه ای شده و آنها را شکست دادند. اقوام یونیا در منطقه گِرِک واقع در جنوب بالکان ساکن شدند به همین دلیل به آنها گریک  (Greek)  گفته می شود. مورخین از جمله لوکاس عقیده دارند که یونانیان ابتدا اقوامی بی تمدن و جنگجو بودند که تحت تاثیر تمدنهای بین النهرین و سواحل شرقی مدیترانه رفته رفته داد و ستد و الفبا را آموختند.  آنها ریاضیات  را از اقوام مصر و بابل آموختند (جرج لوکاس، تاریخ تمدن، ج 1 ص 165) ویل دورانت نیز در کتاب تاریخ تمدن به الگوبرداری یونانیان در جنبه های مختلف تمدنی از جمله کشورداری و لشکرداری، مدیریت کلان سیاست و اقتصاد از مشرق زمین و بویژه ایران، مصر و حتی هند و چین اشاره دارد (ر ک : ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 1).

یونانیان تحت تاثیر تمدن الحادی مصر و براساس ادبیات حماسی هومر به پرستش خدایان هومری روی آوردند. «زئوس» رب الارباب و خدای رعد و برق، «پرء» همسر زئوس خدای عدالت، «آتنا» دختر زئوس خدای اندیشه و هنر و «ونوس» خدای عشق و زیبایی از جمله خدایان یونان بودند. یونانیان نیز مانند مصریان به خدازایی اعتقاد داشتند  و خدایان را موجوداتی انسان وار در  روحیات و رفتار می دانستند. اندیشه خدازائی بگونه ای در فرهنگ و باورهای مردم یونان و سپس مردم مغرب زمین رسوخ نمود که پس از ظهور دین مسیحیت، اندیشه های خرافی مانند پسر خدا بودن حضرت مسیح (ع) توسط عامه مردم مورد پذیرش قرار گرفت. در واقع اعتقاد داشتن به خدای پدر و پسر و ... که احتمالا از تمدن مصر باستان به یونان منتقل شده بود پس از آن به دین الهی مسیحیت نیز نفوذ کرده و آنرا منحرف نمود.

هر چند یونانیان به مرو ر در ریاضیات و فلسفه پیشرفت کردند، اما جهان بینی آنها ملغمه ای از جهان بینی علمی، فلسفی و اسطوره ای بود که در آن عقاید توحیدی هیچ جایی نداشت. در چنین محیطی اکثر تفکرات اومانیستی پرورش یافته و نظریات مختلف و متضاد رشد کردند. این افراط و تفریط ها بگونه ای بود که می شد از طرفی شک گرایی مطلق و از سوی دیگر واقع گرایی مطلق را همزمان در یک دوران یافت. بعدا و پس از رنسانس در اروپا که دین تحریف شده مسیحیت از صحنه خارج شد، با شروع انسان محوری جنون آمیز در غرب عقاید دوران یونان باستان باری دیگر بازسازی شدند. به عنوان مثال می توان به شک گرایی که از عقاید هراکلیتس بود اشاره کرد. هراکلیتس که منشا جهان را از اتش می دانست، عقیده داشت حقیقت ثابتی در جهان وجود ندارد. وی پایه گذار فلسفه شکاکیت در هستی شناسی شد. در دوران معاصر نیز افرادی مانند پوپر به بازپردازی نظریات هراکلیتس روی آوردند و  عقایدی مانند پلورالیسم فلسفی و دینی را مطرح کردند. در بین فیلسوفان یونان باستان مانند سقراط، افلاطون و ارسطو  و سایرین، طیف گسترده ای از تفکرات مانند مبداشناسی ماتریالیستی، خداشناسی اسطوره ای، فضیلت جویی عقل مدارانه، برتری بخشی پندارگرایانه و کمال جویی مدنیت محور را  می توان مشاهده نمود که بحث در مورد آنها در این مقال نمی گنجد. با این حال اکثر عقاید مزبور که بریده از وحی و برپایه انسان محوری شکل گرفته بود نتوانست باعث وحدت میان مردم و حتی  فیلسوفان  شود و به همین علت هیچ کدام پایدار نماندند و نتوانستند زمینه اتحاد سیاسی مدنی و اجتماعی را بین مردم فراهم آورند و  با قدرت گرفتن تمدن روم در اروپا این نظریات جای خود را به منطق زور و استکبار دادند.

 منبع : غرب شناسی ، سید احمد رهنمایی ، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)

---------------

درباره تاریخ:
تمدن الحادی مصر باستان
تمدن غاصبانه غرب
چخد نکته در مورد تاریخ


برچسب‌ها: تاریخ, تاریخ غرب, یونان باستان, تاریخ تمدن
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 15:54  توسط مهدی   | 

می دانیم که حق حاکمیت بر مردم فقط از آن خداست و اگر خدا کسی را برای اجرای حکم الهی معین کند، او نیز حق حاکمیت دارد و حکومت وی مشروع خواهد بود. اشاره شد که حکومت پیامبر (صل الله علیه و آله) و امامان معصوم (علیهم السلام) با نصب خاص الهی صورت گرفته است و حکومت ولی فقیه در زمان غیبت امام معصوم (علیهم السلام) با نصب عام از طرف امام معصوم انجام شده است که خود وی منصوب خداست. پس هر حکومتی که خارج از این سلسله مراتب باشد حکومت طاغوت بوده و مشروعیت نخواهد داشت. طبیعی است در اینجا این سوال مطرح شود که نقش مردم در حکومت اسلامی چگونه است؟ اگر مشروعیت حکومت اسلامی بصورت مستقیم یا غیرمستقیم از سوی خداوند باشد پس مردم چه جایگاهی در حکومت اسلامی خواهند داشت؟
در واقع جایگاه مردم در حکومت اسلامی در "عینیت بخشیدن به حکومت مشروع و حق" است. یعنی اگر حاکمی مشروعیت الهی داشته باشد اما مردم از وی حمایت نکنند حکومت حق تشکیل نخواهد شد. بعنوان مثال پس از حضرت رسول اکرم (ص) مشروعیت حکومت با امام علی (ع) می باشد اما با عدم همراهی مسلمانان حکومت حق و مشروع امام (ع) ظهور و بروز پیدا نکرده و حکومت خلفا (که مشروعیت الهی نداشتند) جایگزین حکومت ائمه (ع) می گردد. بنابراین مردم اگرچه نمی توانند به حکومتی مشروعیت بخشند یا مشروعیت حکومتی را از بین ببرند اما با همراهی یا عدم همراهی خود می توانند باعث تشکیل حکومت حق یا حکومت طاغوت گردند، در طول تاریخ عدم همراهی مردم با انبیاء ، امامان و فقها که  دارای مشروعیت الهی بودند باعث ایجاد حکومتهای طاغوت در اکثر دورانها شده است و فقط عده انگشت شماری از انبیاء یا امامان بدلیل حضور مردم و حمایت آنان موفق به تشکیل حکومت حق شده اند.
در صدر اسلام نیز حضرت علی (ع) با اینکه در طول 25 سال خانه نشینی مشروعیت الهی تشکیل حکومت را داشتند ولی بدلیل عدم مقبولیت عامه و همراهی مردم موفق به تشکیل حکومت نشدند. اما پس از کشته شدن عثمان و خواست عمومی مردم مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی در کنار هم قرار گرفته و باعث تشکیل حکومت حق می شود بگونه ای که خود ایشان نیز در خطبه سوم نهج البلاغه می فرمایند:«اگر حضور بیعت کنندگان نبود و با وجود یاوران حجت بر من تمام نمی شد ... رشته کار (حکومت) را از دست می گذاشتم». این عبارت به این معنا نمی باشد که مردم باعث مشروعیت حکومت ایشان شده اند بلکه مردم با همراهی خود به این حکومت مشروع عینیت و امکان ظهور و بروز داده اند. همانگونه که پس از ایشان، امام حسن (ع) با اینکه دارای مشروعیت الهی برای تشکیل حکومت بودند، به علت عدم همراهی مردم مجبور به کناره گیری شدند.
در زمان غیبت امام زمان (عج) نیز مشروعیت حکومت با فقها بوده است که به علت عدم همراهی مردم و مهیا نبودن شرایط تشکیل حکومت این امر معطل مانده بود که با انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) و با رجوع مردم به ولی فقیه و همراهی با ایشان، حکومت مشروع در ایران تشکیل شده است. به عبارت دیگر در نظام جمهوری اسلامی مردم سالاری دینی تشکیل یافته است که مشروعیت دینی و الهی داشته و با حضور مردم در صحنه و همراهی آنها استمرار دارد.
پس مردم در حکومت اسلامی در جایگاهی نیستند که به حکومتی مشروعیت بخشند و یا با خواست خود برخی از احکام را تعطیل نموده یا باعث تغییر احکام شوند، به عنوان مثال مردم نمی توانند حکمی از احکام الهی را با آرای خود از مشروعیت ساقط کنند بلکه با حمایت از حاکم مشروع باعث می شوند مسیر اجرای این حکم الهی هموارتر شود یا بالعکس. بنابراین با توجه به مواردی که دربالا گفته شد حکومت حق، مشروعیت خود را از خداوند و مقبولیت و عینیت خود را از حضور و خواست مردم می گیرند و درصورت نبود یکی از این دو عامل (مشروعیت الهی یا مقبولیت عمومی) حکومت حق استقرار پیدا نمی کند.

در همین زمینه :
مشروعیت الهی
ملاک مشروعیت حکومتها ...
نسبت دین با سیاست
مختصری در باب اهمیت سیاست

منابع :
پرسشها و پاسخها ، آیت الله مصباح یزدی
نظریه سیاسی اسلام ، آیت الله مصباح یزدی


برچسب‌ها: مشروعیت, مقبولیت, مردم سالاری دینی, مشروعیت حکومت اسلامی, نقش مردم در حکومت اسلامی
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 20:7  توسط مهدی   |