تبليغاتX
آسمانی
هر که می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند .
fatemezahra

امام باقر(ع) به جابر روايت كردند كه: ((... چون قيامت شود, جبرئيل ندا مى دهد: خديجه دختر خويلد كجاست؟ مريم دختر عمران, آسيه دختر مزاحم, ام كلثوم خوهر موسى كجايند؟ آنان از جاى بر مى خيزند...

اى اهل محشر! امروز من كرامت را براى محمد و على و حسن و حسين و فاطمه(عليهم السلام) قرار دادم. سرها را پايين بياندازيد و چشمها را فرو ببنديد, چون فاطمه مى خواهد به بهشت برود. سپس جبرئيل ناقه اى بهشتى مىآورد و آن حضرت را به بهشت مى برد و ليكن ايشان وقتى نزديك بهشت مى رسد درنگ مى كند.

خداوند مى فرمايد: درنگ شما براى چيست؟

فاطمه مى گويد: پروردگارا! دوست دارم در چنين روزى مقامم شناخته شود. خداوند مى فرمايد: اى دختر حبيبم! برگرد و نظر افكن و هركس را كه دوستى تو يا دوستى يكى از فرزندان تو در دلش باشد, او را گرفته و وارد بهشت كن.))

در ادامه امام باقر(ع) مى فرمايد: ((به خدا سوگند! اى جابر در آن روز فاطمه شيعيان و دوستانش را همانند پرنده اى كه دانه خوب را از دانه بد جدا مى كند, از بين جمعيت جدا مى كند.)) بحارالانوار, ج 43, ص 64

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 1:50  توسط مهدی  | 

 

" نورا جانان " بانوی محجبه‌ای است كه اخیرا در یكی از كانال‌ها‌ی تلویزیونی تركیه با بیان جمله: «اگر بلایی بر سرم نیاورند می‌گویم امام خمینی (ره) را دوست دارم،اما آتا تورك را دوست ندارم» محافل لاییك این كشور را شدیدا به خشم آورده است.

 

به گزارش فارس پایگاه خبری «اپك خبر» تركیه طی گزارشی تفصیلی به پیشینه این زن پرداخت.

 

*نورای جانان بزیرگان كیست؟

رسانه‌های تركیه در ابتدا ادعا می‌كردند خانم «نورای جانان بزیرگان» دانشجویی است كه به سبب حفظ حجابش دچار مشكل شده است اما اگر كمی به عقب بازگردیم به نكات حائز اهمیت دیگری نیز برخورد خواهیم كرد.

خانم بزیرگان زمانی به اتهام «اخلال در مسیر آموزش»، با مداخله پلیس از دانشگاه اخراج شده و سپس در دادگاه به 6 ماه حبس محكوم شد. خانم «نورای جانان بزیرگان» در جریان مداخله پلیس، به سبب ضرب و شتم ماموران دچار سقط جنین شده و در ادامه ماجرا به كانادا پناهنده شد. او اولین زنی است كه در تركیه به سبب حفظ پوشش اسلامی محكوم به حبس قطعی شده است.

«بزیرگان» وقتی كه دانشجوی سال دوم مهندسی پزشكی در «دانشكده خدمات بهداشتی»، وابسته به دانشگاه استانبول بود، به سبب داشتن حجاب اسلامی در میانه جلسه امتحان پایان ترم، با ضرب و شتم پلیس بیرون كشیده شد.

«هیات قضایی كانادایی رسیدگی به تقاضای پناهندگی» طی جلسه ای از خانم «نورای» ‌پرسیدند: «مگر تركیه یك كشور اسلامی نیست؟» پاسخ این سوال برای «نورای» دشوار بود اما در نهایت جواب داد: «در صورت رفع مشكل حجاب در تركیه، به كشورم برمی گردم؟»

او در همان ایام گفته بود: «در حقیقت ممنوعیت نبود كه موجب خروج من از كشور شد. من تصمیم داشتم مبارزه‌ خود را به خارج از كشور بكشانم. اگر آنقدر ترسو بودم كه بخواهم فرار كنم، مسلما اینقدر در تركیه خود را درگیر مسائل دردسرساز نمی‌ كردم».

در همان روزها خبرنگار روزنامه «ینی شفق»- چاپ تركیه- از وی پرسیده بود: «در تركیه چه بلایی سرت آمد كه به فكر پناهندگی به كانادا افتادی؟» بریزگان جواب داد: «من در آنجا نتوانستم آزادانه در چارچوب اعتقاداتم زندگی كنم و حتی به خاطر همین اعتقادات راهی زندان شدم. از آنجایی كه شرح ناحقی‌هایی كه بر من روا می‌شد را در هر محفل و جمعی تعریف می‌كردم، آنقدر از طرف پلیس و دیگران پیام و تلفن‌های تهدید آمیز دریافت كردم كه كلافه شدم. تلفنهایم شنود می‌شد و حتی یكبار كه شرح گفت‌وگوی تلویزیونی خود در برنامه «سی و دومین روز» را، تلفنی برای دوستم تعریف می‌كردم، ناگهان صدای غریبه‌ای وارد مكالمه ما شد؛ طوری كه دوستم هم آنرا شنید. صدا مرا به كشتن كودكم تهدید كرد.»

«بزیرگان» می‌گوید:«من این حرفها را در دادگاه (هیات قضایی كانادایی) هم بیان كردم. به آنها گفتم كه من علیرغم مسلمان بودن نمی‌توانم در معابر كشورم به راحتی گردش كنم. گفتم كه، لائیك‌ها‌ی متعصب در هر فرصتی كه بدست می‌آورند ما را تحقیر می‌كنند. در تركیه، برخلاف آنچه كه تصور می‌شود، مظلومان حقیقی مسلمان‌ها‌ هستند.»

به گفته «نورای جانان بزیرگان»، قاضی دادگاه كه یك زن بود و همچنین دیگر اعضایی كه در آنجا حضور داشتند پس از مشاهده كاست ویدیو و بریده جرایدی كه من ارائه داده بودم چنان شوكه شدند كه حیرتشان، مرا هم شگفت‌زده كرد. آنها به هیچ وجه باورشان نمی‌شد كه ما در تركیه چنین وضعیتی داشته باشیم. خانم قاضی وقتی عكس‌های مربوط به باتوم خوردن و روی آسفالت كشیده شدن بانوان محجبه را دید بی‌اختیار دست بر دهانش گذاشت و گفت: باورم نمی‌شود!‌مگر تركیه كشوری مسلمان نیست؟

راستش من در اینجا (كانادا) با این سوال بسیار مواجه می‌شوم.من به هیئت قضایی كانادایی گفتم كه در تركیه این ما هستیم كه سلب حق آزادی بیان و عقیده دست و پنجه نرم می‌كنیم اما نباید زندگی كردن مطابق اعتقادات، تاوانی ابن چنینی داشته باشد. من این حرفها را در تمامی دادگاه‌هایی كه در طول سه سال به آن‌ها‌ رفت و آمد داشتم می‌گفتم. خانم قاضی گفت: در این ماجرا حق با شماست، خیلی هم حق با شماست».

وقتی خانم قاضی اجازه اقامت مرا در كانادا صادر كرد خیلی خوشحال شدم. آن زمان در ذهنم لحظه ای را تصور كردم كه هیأت قضایی تركیه به خاطر حجاب برایم حكم زندان صادر كرد.

خبرنگار از از خانم «بزیرگان» پرسید: اگر ممنوعیت حجاب در تركیه از میان برداشته شود چه كار می‌كنید؟

آیا به تركیه بازمی‌گردید؟

او پاسخ داد: «بله. خیلی دلم می‌خواهد. دلم برای استانبول تنگ شده است. امروز دنیا به ممنوعیت حجاب می‌خندد!»

خبرنگار مجددا پرسید:چه توصیه‌‌ای برای دوستانی كه در تركیه هستند دارید؟

خانم «بزیرگان» گفت:هرگز خود را بیچاره و درمانده ندانند. علاوه بر پیگیری قضایی مظالمی كه بر آن‌ها‌ می‌شود باید به دنبال راه‌هایی برای خروج از كشور باشند یا در پی دانشگاه‌هایی باشند كه از طریق اینترنت دانشجو می‌پذیرند.

«نورای بزیرگان» در ادامه افزود: درست است كه در تركیه خیلی چیزها تغییر كرده است اما هنوز آن ذهنیتی كه از طریق رسانه‌ها عربده می‌زد كه خطر ارتجاع(یعنی اسلام گرایی ) تركیه را تهدید می‌كند اصلا تغییر نكرده است.

«نورای جانان بزیرگان» پس از حدود7 سال اقامت در كانادا، با اتمام تحصیلاتش در سال 2005 به تركیه بازگشت. او معتقد است: «در مقایسه با سال 1999 وضعیت رفاهی مردم بسیار ارتقا یافته است اما در عرصه آزادی بیان و عقیده تغییرات چندانی صورت نگرفته. هنوز هم بساط جنجال سازی و برچسب زنی به قوت خود باقی است. كلیشه «تهدید ارتجاع» هنوز در رسانه‌ها اجرا می‌شود. در طرف دیگر هم رجالی كه هیچگونه احترامی برای ارزش‌ها‌ی مردم قائل نیستند و هرگونه تبعیض را در خصوص اشخاصی كه همانند آنها فكر نمی‌كنند مباح می‌دانند، همچنان سر جای خود نشسته‌اند؛ یعنی روی همان كرسی‌ها‌یی كه به نمایندگی از همین مردم در آنجا قرار گرفته‌اند و از همانجا نعره می‌زنندكه مبارزه ما علیه ارزش‌های مردم ادامه دارد.

به گزارش خبرگزاری فارس خانم نورای بزیرگان در روز 21 خرداد طی شركت در یك برنامه تلویزیونی مشهور با نام «تك تك»در پاسخ به مجری برنامه، "فاتح آلتایلی "كه از چهره‌ها‌ی هنری ضد دینی تركیه به شمار می‌رود و از او پرسیده بود كه آیا «امام خمینی» را دوست دارد، پاسخ داد: بله من هم دوست دارم.

در این میان "فاتح آلتایلی " از نورای پرسید: آیا آتاتورك را هم دوست دارید ؟ و ایشان جواب داد: آیا در تركیه كسی حق دارد كه آتاتورك را دوست نداشته باشم ؟ اگر بلایی سرم نیاورند من می‌گویم كه دوستش ندارم.
این مصاحبه «بزیرگان» جنجالی بزرگ را در محافل لاییك تركیه ایجاد كرد و كار به جایی رسید كه دستگاه قضایی این كشور قرار پیگرد قانونی وی را صادر نمود.

 

«بزیرگان» امروز صاحب دو فرزند (یك پسر و یك دختر) است كه هر دو متولد كانادا هستند. او در كانادا پس از طی دوره آموزش زبان انگلیسی در رشته علوم سیاسی ادامه تحصیل داد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 18:29  توسط مهدی  | 

 

از كتاب زندگانى فاطمه زهرا(س) - سید جعفر شهیدی

 

على (ع) ،فاطمه، عباس، زبير، فرزندان فاطمه حسن، حسين، دختران او زينب و ام كلثوم اشك مى‏ريزند. على با همكارى اسماء بنت عميس مشغول شست و شوى پيغمبر است. در آن لحظه‏هاى دردناك بر آن جمع كوچك چه گذشته است؟ خدا مى‏داند. كار شستشوى بدن پيغمبر تمام شده يا نشده، بانگى بگوش مى‏رسد: الله اكبر.

على به عباس:

-  عمو. معنى اين تكبير چيست؟

 - معنى آن اينست كه آنچه نبايد بشود شد.   

ديرى نمى‏گذرد كه بيرون حجره عايشه همهمه و فريادى بگوش مى‏رسد. فرياد هر لحظه رساتر مى‏شود:

 -بيرون بيائيد!بيرون بيائيد!و گرنه همه‏تان را آتش مى‏زنيم!دختر پيغمبر بدر حجره مى‏رود.در آنجا با عمر روبرو مى‏شود كه آتشى در دست دارد.

- عمر!چه شده؟چه خبر است؟

-  على،عباس و بنى هاشم بايد به مسجد بيايند و با خليفه پيغمبر بيعت كنند!

-  كدام خليفه؟ امام مسلمانان هم اكنون درون خانه عايشه بالاى جسد پيغمبر نشسته است.

 - از اين لحظه امام مسلمانان ابوبكر است. مردم در سقيفه بنى ساعده با او بيعت كردند. بنى هاشم هم بايد با او بيعت كنند.

-  و اگر نيايند؟

خانه را با هر كه در او هست آتش خواهم زد مگر آنكه شما هم آنچه مسلمانان پذيرفته‏اند به پذيريد.

 -عمر. مى‏خواهى خانه ما را آتش بزنى؟

 -آرى .

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 1:28  توسط مهدی  | 

 

 

يك سگي را نزديك مجلس عينك به آن زدند اسمش را آيت ا... گذاشته بودند. اين در زمان آن بود كه اينها فخر مي كنند به وجود او(مصدق) ‚ او هم مسلم نبود. من در آن روز در منزل يكي از علماي تهران بودم كه اين خبر را شنيدم كه يك سگي را عينك زدند و به اسم آيت ا... توي خيابان ها مي گردانند‚ من به آن آقا عرض كردم كه اين ديگر مخالفت با شخص نيست‚ اين سيلي خواهد خورد و طولي نكشيد كه سيلي را خورد و اگر مانده بود سيلي را بر اسلام مي زد.

 

کل یادداشت در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 0:47  توسط مهدی  | 

با دلی‌ آرام‌ و قلبی‌ مطمئن‌ و روحی‌ شاد و ضمیری‌ امیدوار به‌ فضل‌ خدا از خدمت‌ خواهران‌ و برادران‌ مرخص‌، و به‌ سوی‌ جایگاه‌ ابدی‌ سفر می‌كنم‌. و به‌ دعای‌ خیر شما احتیاج‌ مبرم‌ دارم‌. و از خدای‌ رحمان‌ و رحیم‌ می‌خواهم‌ كه‌ عذرم‌ را در كوتاهی‌ خدمت‌ و قصور و تقصیر بپذیرد.

و از ملت‌ امیدوارم‌ كه‌ عذرم‌ را در كوتاهیها و قصور و تقصیرها بپذیرند. و با قدرت‌ و تصمیم‌ اراده‌ به‌ پیش‌ روند و بدانند كه‌ با رفتن‌ یك‌ خدمتگزار در سدّ آهنین‌ ملت‌ خللی‌ حاصل‌ نخواهد شد كه‌ خدمتگزاران‌ بالا و والاتر در خدمتند، والله نگهدار این‌ ملت‌ و مظلومان‌ جهان‌ است‌.

 

 

 

 

 

قسمتهایی از وصیت نامه امام ره که بنظرم هر روز که می گذرد ارزشش بیشتر معلوم میشود , ای کاش بعضی از اشکالتراشان این چند سطر را بخوانند .

 

" ... قبل‌ از آشنایی‌ به‌ مسائل‌، به‌ اشكالتراشی‌ و انتقاد كوبنده‌ و فحاشی‌ برنخیزید؛ و به‌ حال‌ این‌ اسلام‌ غریب‌ كه‌ پس‌ از صدها سال‌ ستمگری‌ قلدرها و جهل‌ توده‌ها امروز طفلی‌ تازه‌پا و ولیده‌ای‌ است‌ محفوف‌ به‌ دشمنهای‌ خارج‌ و داخل‌، رحم‌ كنید. و شما اشكالتراشان‌ به‌ فكر بنشینید كه‌ آیا بهتر نیست‌ به‌ جای‌ سركوبی‌ به‌ اصلاح‌ و كمك‌ بكوشید؛ و به‌ جای‌ طرفداری‌ از منافقان‌ و ستمگران‌ و سرمایه‌داران‌ و محتكران‌ بی‌انصاف‌ از خدا بیخبر، طرفدار مظلومان‌ و ستمدیدگان‌ و محرومان‌ باشید؛ و به‌ جای‌ گروههای‌ آشوبگر و تروریستهای‌ مفسد و طرفداری‌ غیرمستقیم‌ از آنان‌، توجهی‌ به‌ ترور شدگان‌ از روحانیون‌ مظلوم‌ تا خدمتگزاران‌ متعهد مظلوم‌ داشته‌ باشید؟

اینجانب‌ هیچ‌ گاه‌ نگفته‌ و نمی‌گویم‌ كه‌ امروز در این‌ جمهوری‌ به‌ اسلام‌ بزرگ‌ با همة‌ ابعادش‌ عمل‌ می‌شود و اشخاصی‌ از روی‌ جهالت‌ و عقده‌ و بی‌انضباطی‌ برخلاف‌ مقررات‌ اسلام‌ عمل‌ نمی‌كنند؛ لكن‌ عرض‌ می‌كنم‌ كه‌ قوة‌ مقننه‌ و قضاییه‌ و اجراییه‌ با زحمات‌ جانفرسا كوشش‌ در اسلامی‌ كردن‌ این‌ كشور می‌كنند و ملتِ دهها میلیونی‌ نیز طرفدار و مددكار آنان‌ هستند؛ و اگر این‌ اقلیت‌ اشكالتراش‌ و كارشكن‌ به‌ كمك‌ بشتابند، تحقق‌ این‌ آمال‌ آسانتر و سریعتر خواهد بود. و اگر خدای‌ نخواسته‌ اینان‌ به‌ خود نیایند، چون‌ تودة‌ میلیونی‌ بیدار شده‌ و متوجه‌ مسائل‌ است‌ و در صحنه‌ حاضر است‌، آمال‌ انسانی‌ ـ اسلامی‌ به‌ خواست‌ خداوند متعال‌ جامة‌ عمل‌ به‌ طور چشمگیر خواهد پوشید و كجروان‌ و اشكالتراشان‌ در مقابل‌ این‌ سیل‌ خروشان‌ نخواهند توانست‌ مقاومت‌ كنند.

... اینجانب‌ در اینجا یك‌ وصیت‌ به‌ اشخاصی‌ كه‌ به‌ انگیزة‌ مختلف‌ با جمهوری‌ اسلامی‌ مخالفت‌ می‌كنند و به‌ جوانان‌، چه‌ دختران‌ و چه‌ پسرانی‌ كه‌ مورد بهره‌برداری‌ منافقان‌ و منحرفان‌ فرصت‌ طلب‌ و سودجو واقع‌ شده‌اند می‌نمایم‌، كه‌ بیطرفانه‌ و با فكر آزاد به‌ قضاوت‌ بنشینید و تبلیغات‌ آنان‌ كه‌ می‌خواهند جمهوری‌ اسلامی‌ ساقط‌ شود و كیفیت‌ عمل‌ آنان‌ و رفتارشان‌ با توده‌های‌ محروم‌ و گروهها و دولتهایی‌ كه‌ از آنان‌ پشتیبانی‌ كرده‌ و می‌كنند و گروهها و اشخاصی‌ كه‌ در داخل‌ به‌ آنان‌ پیوسته‌ و از آنان‌ پشتیبانی‌ می‌كنند و اخلاق‌ و رفتارشان‌ در بین‌ خود و هوادارانشان‌ و تغییر موضعهایشان‌ در پیشامدهای‌ مختلف‌ را، با دقت‌ و بدون‌ هوای‌ نفس‌ بررسی‌ كنید، و مطالعه‌ كنید حالات‌ آنان‌ كه‌ در این‌ جمهوری‌ اسلامی‌ به‌ دست‌ منافقان‌ و منحرفان‌ شهید شدند، و ارزیابی‌ كنید بین‌ آنان‌ و دشمنانشان‌؛ نوارهای‌ این‌ شهیدان‌ تا حدی‌ در دست‌ و نوارهای‌ مخالفان‌ شاید در دست‌ شماها باشد، ببینید كدام‌ دسته‌ طرفدار محرومان‌ و مظلومان‌ جامعه‌ هستند...

... و یك‌ وصیت‌ به‌ ملت‌ شریف‌ ایران‌ و سایر ملتهای‌ مبتلا به‌ حكومتهای‌ فاسد و دربند قدرتهای‌ بزرگ‌ می‌كنم‌؛ اما به‌ ملت‌ عزیز ایران‌ توصیه‌ می‌كنم‌ كه‌ نعمتی‌ كه‌ با جهاد عظیم‌ خودتان‌ و خون‌ جوانان‌ برومندتان‌ به‌ دست‌ آوردید همچون‌ عزیزترین‌ امور قدرش‌ را بدانید و از آن‌ حفاظت‌ و پاسداری‌ نمایید و در راه‌ آن‌، كه‌ نعمتی‌ عظیم‌ الهی‌ و امانت‌ بزرگ‌ خداوندی‌ است‌ كوشش‌ كنید و از مشكلاتی‌ كه‌ در این‌ صراط‌ مستقیم‌ پیش‌ می‌آید نهراسید كه‌ إن‌ تَنْصرواالله ینْصُرْكم‌ و یثَبِّتْ اَقدامَكم‌ . و در مشكلات‌ دولت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ با جان‌ و دل‌ شریك‌ و در رفع‌ آنها كوشا باشید، و دولت‌ و مجلس‌ را از خود بدانید، و چون‌ محبوبی‌ گرامی‌ از آن‌ نگهداری‌ كنید.  "

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 11:29  توسط مهدی  | 

1

موتورهای جستجو

پريده­اند از خواب

كاربران

در دواير موج انفجار اطلاعات

پستوهاي مجازي را مي­گردند

به دنبال سوسويي از حقيقت

فيلترهاي یاهو

                هنوز

فركانس فریاد حسن نصرالله را

پيدا نكرده­اند

ويكي پديا

روزاروز

زواياي تاريك سرنوشت را

                             روشن مي­كند

ستاره­هاي قلابي

پشت هم مي­تركند

و صداي تولد خورشيد

از پشت قله­هاي يخي

پرده­ی گوش زمين را

                        مي­لرزاند

 

010101

 

2

سایت­های هواشناسی

ابرهاي تيره را

به بينندگان عزيز

                   نشان مي­دهند

و ظهور آفتاب را

                 شایعه می­خوانند

ماهواره­ها

دکترینِ دوامِ شب را

در میزهایِ گردِ مستند

به جهان عرضه می­کنند

مانیتورهای كره اي

رقص رقاصه­هاي عرب را

                           قاب مي­گيرند

و لیگ امارات

با دسته­گله­اي پاطلايي­هاي ایرانی

                                      تزیین می­ شود

 

3

شرق ميانه

دراز كشيده

            در تختخواب آمريكايي­اش

و افتخاراتش را

              باد مي­زند

و نفت

در لوله­هاي تضمين­شده

به سوي سرنوشت غربي­اش

                               مي خزد

 

4

من

به دنبال دستی می­گردم

که از لمس ماشه­ها نلرزد

به دنبال چشمی

که بی­هراس

ردّ نگاه گرگها را بگیرد

در امتداد سکوت جنگل

به دنبال گلویی

              که پیش از ذبح

شعر شرف را

فریاد کند

 

5

لبنان

زني­ست

آرميده به قيلوله

و شيوخ عرب

با شمشيري چوبي در دست

سنگر گرفته­اند

پشت بسترش

و صدا مي­دزدند

تا يهوديِ خنجر به دست

                          بگذرد

 

 

6

فریاد بزن، نصرالله!

اگرچه در گوش های کر

اگرچه رودرروی کوه

ـ كوه چربي و نفت ـ

فرياد بزن

تاريخ را بارور كن

                  با فحل صدايت

بگذار

اولين شعاع خورشيد

در تلألؤ سرنيزه­هاي يارانت

بر زمین انسان­ها بتابد

باری ديگر

فرياد بزن

تا باری ديگر

ادامه بیابی

در خبرهاي داغ الجزيره

در گونه­هاي خيس كودكان يتيم

در بم و زير صداي جوليا

تا تكثير شوي

در حروف روزنامه­ها

در فيبرهاي نوري

در اتاق­هاي گفتگو

تا موتورهاي جستجو

                    نتوانند

انكارت كنند

تا تمام واژه­هاي كليدي

به نام تو

        منتهي شوند

فرياد بزن، نصرالله!

اگرچه فخر فریاد تو

سرپوش ننگ سکوت ما

                       نخواهد شد

فرياد بزن

تا بشكه هاي لبریز فتوای آل­سعود

                                    بفهمند

                                           حسين

نه در گنبد و گلدسته­ای

در خطبه­هاي تو زنده­است

در خطبه­هاي تو

كه با هيچ بمبي

منفجر نخواهد شد

 

7

موتورهاي جستجو

فعال شده­اند

و كاربران

به دنبال مرداني از جنس فردا

كوچه­پس­كوچه هاي مجازي را

زيرورو مي­كنند

مرداني

حاصل­ضرب صبر سلمان و خشم ابوذر

با کتاب و تفنگی در دست

و توفانی در حنجره

كه رجز مي­خوانند

رودرروي خنجرهاي يهودي

به باد

     فرمان می­دهند

و توفان را

           در مرداب منفجر مي كنند

به افتخار ضيافت سالانه­ی قورباغه­ها

و لغتنامه­های جهان را

از گند واژه­هاي عبري

مي­زدايند

مردانی سياستمدار

با ولایتی مطلق

که احكام مدرن را

               وتو مي­كنند

فرماندهاني سبز

ارتشي از درخت به دنبال­شان

که هزاران سال است

                   بهار را

در نسوج خویش

پنهان كرده اند

 

8

سيصد و سيزده مرد

از سرزمین سیب می­گذرند

مین­هاي جهود را

خنثی می­کنند

زير باران موشك

مي رقصند

و پرچم­های سرو را

بر قله­های یخ­زده می­کوبند

تا بادها از آن پس

راه مزارع زيتون را گم نكنند

مردانی

که حنجره­هاشان را

برای تلفظ نام الله

تربیت کرده­اند

و کودکان­شان

حروف الفبا را

از روی نام شهیدان می­آموزند

 

9

موتورهاي جستجو فعال شده­اند

و صفحات جهان را

به دنبال واژه­هاي كليدي

                         جستجو مي­كنند

پنجره­هاي متوالي

با سرعت نور

افق­هاي بديع را

در خانه ها مستقر مي كنند...

 

10

فردا

كليدواژه­ی اصلی

آخرين پنجره را

فتح خواهد کرد.

 

شعر از : امید مهدی نژاد

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 20:42  توسط مهدی  |