تبليغاتX
آسمانی
هر که می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند .

نتایج ارشد اعلام شد و به لطف خدا من رتبه ۵۰ حسابداری رو آوردم

به خودم تبریک می گم

 خدایا شکرت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 22:23  توسط مهدی   | 

  برام دعا کنید
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 21:16  توسط مهدی   | 

براي همسرم ...

تصدقت شوم؛ الهي قربانت بروم ، در اين مدت كه مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت rلبم گرديدم متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آيينه قلبم منقوش است . عزيزم اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ كند ( حال ِ) من با هر شدتي باشد مي گذرد ولي بحمداله تا كنون هر چه پيش آمده خوش بوده و الان در شهر زيباي بيروت هستم؛ حقيقتاً جاي شما خالي است، فقط براي تماشاي شهر و دريا خيلي منظره خوش دارد . صد حيف كه محبوب عزيزم همراه نيست كه اين منظره عالي به دل بچسبد. در هر حال امشب شب دوم است كه منتظر كشتي هستيم، از قرار معلوم و معروف يك كشتي فردا حركت مي كند ولي ما ها كه قدري دير رسيديم ، بايد منتظر كشتي ديگر باشيم.  عجالتاً تكليف معلوم نيست اميد است خداوند به عزت اجداد طاهرينم كه همه حجاج را موفق كند به اتمام عمل، از اين حيث قدري نگران هستيم ولي از حيث مزاج بحمد اله به سلامت ، بلكه مزاجم بحمداله مستقيم تر و بهتر است. خيلي سفر خوبي است جاي شما خيلي خيلي خاليست. دلم براي پسرت قدري تنگ شده است. اميد است هر دو به سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزيز و محافظت خداي متعال باشند . اگر به آقا و خانمها كاغذي نو شتيد سلام مرا برسانيد.من از قِبَل همه نايب الزياره هستم .

به خانم شمس آفاق سلام برسانيد و به توسط ايشان به آقاي دكتر سلام برسانيد . به خاور سلطان و ربابه سلام برسانيد.

ايام عمر و عزت مستدام .

 تصدقت، قربانت؛ روح اله.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 22:9  توسط مهدی   | 

متاسفانه مدتهاست دوستی دختر و پسر در جامعه ما بصورت امری رایج درآمده است بطوری که قبح این عمل بکلی ریخته شده و مردم ما آنرا بعنوان یک پدیده عادی می بیند. این روابط که دیگر آشکارا در جامعه ما دیده می شود لطمه های جبران ناپذیری را بر روح و روان و زندگی جوانان و جامعه امروز و فردای ما خواهد  گذاشت که شاید اثرات آن تا مدتها نمایان نشود ( هر چند هم اکنون با افزایش آمار طلاق ، افسردگی و خودکشی و … قسمتی از اثرات این پدیده شوم دیده می شود ) .  ما در اینجا به برخی از دلایل اشاره می کنیم که نشان می دهد اين نوع دوستى‏ها از نظر عقل، دين، عرف، تجربه و... صحيح نيست :

 

الف: دلايل دينى‏

نوعى زنا مى‏باشد : زنا اقسامى دارد و هر عضو اگر از چارچوبى كه خداوند براى آن مشخص كرده فراتر رود، زناى آن عضو را مرتكب شده است.

عن النبى‏صلى الله عليه وآله وسلم: «لكل عضو مِن ابن آدمَ حظٌّ من الزّنا فَالعينُ زناه النظر و اللّسان زناه الكلام، الاُذُنان زناهما السمع و اليدان زناهما البطش و الرِجلان زناهما المشى»(1)

براى هر عضوى از اعضاى بدن انسان نوعى زنا وجود دارد؛ زناى چشم نگاه است؛ زناى زبان سخن گفتن؛زناى گوش شنيدن؛ زناى دست‏ها لمس كردن و زناى پاها حركت به سمت گناه.

 

 درد بى درمان: آزادى در روابط بين دو جنس مخالف، طبق برخى روايات باعث پيدايش دردهاى فردى و اجتماعى مى‏گردد كه درمانى ندارد.

عن النبى‏صلى الله عليه وآله وسلم: «باعِدوا بين انفاس الرجال و النساء فَإنّه اذا كانت المعاينةُ و اللقاءُ كان الداءُ الذى لا دواء له»(2)

بين مردان و زنان، حريم ايجاد كنيد، زيرا شكستن اين حريم‏ها آسيب‏هاى جبران‏ناپذيرى دارد.

                                         

 نهى شديد از خلوت كردن زن و مرد نامحرم: از پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم نقل شده است كه فرمودند:

«ايّاكَ و الخلوةَ بالنساء والذى نفسى بيده ما خلا رجل بأمرأة إلاّ دخل الشيطان بينهما و لَاَنْ يزحم رجل خنزير متلطِّخاً بطين و حماةٍ خير له من ان يزحم منكبه امراة لا تحل له»(3) از خلوت كردن با زنان پرهيزيد! قسم به خدايى كه جانم در دست اوست، مردى با زنى خلوت نمى‏كند، مگر اين كه شيطان وارد مى‏شود. اگر خوكى آلوده به كثافت به انسان بخورد، بهتر است از آن كه شانه زن بيگانه‏اى با مرد نامحرم برخورد كند.

 

 ادامه مطلب رو هم بخونید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 22:53  توسط مهدی   | 

دستنوشته حضرت آيت الله خامنه اي بر
كتاب فرمانده
من

 

السلام علیكم یا اولیاء الله و احبائه، السلام علیكم یا اصفیاءالله و خیرته، السلام علیكم یا انصاردین الله و اعوان ولیه ...

 ای آیت‌های خدا، ای معجزه‌های ایمان، ای نشانه‌های تعالی جاودانه انسان ...

 ای گلهای محمدی كه فساد و آلودگی جهان امروز نتوانست از شكوفایی باز داردتان، برقی شدید و دنیای تاریك را روشن كردید، حجتی شدید بر آن كوتاه‌نظران كه بالندگی انسان الهی را در عصر تسلط مادیت ناممكن میدانستید، خاطره‌ی مسلمانان صدر اسلام را زنده كردید و صدق و اراده و فناء فی الله را حتی پیش از آنان به نمایش گذاشتید. آنان به نفس پیامبر و نزول پیاپی آیات قرآن دل را گرم و جان را تازه می‌كردند. اما شما چه؟ حقا خلوص و تقوا را مجسم كردید و برای آن امام بحق كه مظهر خلوص و تقوا بود سربازانی شایسته شدید ... سلام الله علیه و علیكم هنیئا لكم رحمة ربكم.

 كتبه بیمناه الوازره اسیر امانیة و ذلیل نفسه‌علی الحسینی غفرالله له و رحمة و حشر مع اولیائه و الحقه بهذه الزمره الطیبه. آمین.

 

این كتاب در 13 رجب 1411 با چشمی لبریز اشك شوق و حسرت زیارت شد.

منبع : رجا نیوز

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:11  توسط مهدی   | 

الف - تفاوت ملّت آمريكا با دولت آمريكا

1 -  مفهوم شعار« مرگ بر آمريكا »

ما اول بايد حساب ملّت آمريكا را از دولت آمريكا جدا كنيم ما به هيچ وجه مقابل با ملّت آمريكا نيستيم آقاى كارتر است كه به اين ناراحتى دامن ميزند از طريق جنگ اعصاب و ممكن است به دخالت نظامى منجر شود و ما به هيچ وجه ملّت آمريكا را تحقير نكرده ايم  .

اين ملتى كه الآن دارند فرياد مى زنند« مرگ بر آمريكا»  مقصودشان كارتر است ، ملّت آمريكا كه به ما كارى نكرده ، ملّت آمريكا اگر بفهمد مطلب را، اگر بفهمد، اگر بفهمد مطلب را ملّت آمريكا، به حسب وجدان انسانيش با ما موافق است .

2 -  صلح دوستى با ملتها

ما ملتى هستيم كه مسلم هستيم و سلم را براى همه ملّت ها آرزو داريم ، لكن آقاى كارتر نمى گذارند اين سلم باقى باشد بقاء اين سلم براى ما و براى ملّت آمريكا و براى ملّت هاى منطقه به اين است كه آقاى كارتر اين انساندوستى شان را يك قدرى كنار بگذارند و شاه كار نيست و ما با ملّت آمريكا ابدا خلافى نداريم ، نزاعى نداريم ، ملّت آمريكا هم مثل ساير ملّت ها پيش ما هستند و ما در سلم هستيم با همه ملّت ها .

راجع به ملّت ها، حتى ملّت آمريكا و هر ملّت ديگرى ، ملّت ما و ما هيچ ابدا مخالفتى با آنها نداريم و از آنها هم به ما ظلمى نشده است كه ما مخالفت با آنها داشته باشيم .

 

ب - افكار عمومى ملّت آمريكا

1 -  مخالفت با عمليات نظامى

در خود آمريكا هم ملّت آمريكا كم كم بيدار مى شوند، خواهند شناخت اين ابرقدرت هايى كه تحميل مى كنند خودشان را بر ملّت ها، قبلا اين طور نبود كه ملّت آمريكا با ما باشد، حالا بسيارى از آنها با ما شده اند، حالا وقتى كه خودشان اقرار كردند كه وقتى كه آراء ملّت را شمارش كردند، به يك ارزيابى فهميدند كه پنجاه و پنج درصد اجازه نمى دهند كه آمريكا دخالت نظامى بكند .

2 -  حمايت از مظلومين

بايد ديد كه مظلوم ها چه مى گويند، بايد ببينيم كه ملّت آمريكا چه مى گويند، دولت آمريكا معلوم است شكست خورده و زخمى است مار زخمى است و شكست خورده ، سناى آمريكا شكست خورده ، او اظهار تاءسف مى كند،

بايد ديد كه خود ملّت آمريكا چه مى گويند... بايد ديد مظلوم در اين مسائل چه مى گويد، نه ظالم ، ظالم هميشه مى خواهد كه ظلم بكند، عمالش ظلم بكنند، مظلوم هاى عالم يا آنهايى كه انسانند چه مى گويند .

3 -  طرفدارى از انقلاب اسلامى

فيلسوفشان آنجا كاغذ به من مى نويسد، يعنى آن كس كه از علمايشان است ، كاغذ به من مى نويسد و اظهار تشكر از كارها و اين كه طرفدارى از ملّت ايران و اين ها. اين طور نيست كه آمريكاييها خودشان مخالف با اين مصالح ما باشند؛ آنها موافق اند با ما؛ آنها هم متاءسفند از كارهايى كه مى كنند آنجا. اين دولتها هستند كه فاسد هستند .

اگر ملّت آمريكا هم بفهمند ما چه مى گويم و كارتر و امثال كارتر در مملكت ما چه كردند در عرض اين چندين سال ، در عرض اين پنجاه سال چه كردند با اين مملكت ما، آنها هم با ما موافق مى شوند .  

 

ج - خيانتهاى دولت آمريكا به ملّت آمريكا

 1 -  مشوه جلوه دادن چهره ملّت ايران

دارند منعكس مى كنند در آمريكا كه ملّت ايران با ملّت آمريكا مخالف است و اين هم يكى از جناياتى است كه دارد واقع مى شود در، تاريخ ... ما با ملّت ها به هيچ وجه مخالفت نداريم بلكه ما با مظلوم ها كه ملتها هم از طبقه مظلومين هستند موافق هستيم .  

ملّت آمريكا را مى گويند بر ضد ما تجهيز كردند در اين عيدى كه بايد عيد صلح باشد و رئيس جمهور آمريكا در همه جا در بين مظلومين جنگ راه انداخته است ، مظلومين را دارد مى كوبد .  

2 -  لطمه به حيثيت سياسى مردم آمريكا

ما مى خواهيم بفهمانيم به خود ملّت آمريكا كه نسبت به ملّت آمريكا اين ها چه كردند تا حالا، اين ها چه جناياتى كردند كه ملّت آمريكا را هم از نظر مردم دارند از بين مى برند، اين ها چقدر به خود آمريكا لطمه وارد كردند، لطمه حيثيتى ، لطمه انسانى و چقدر به ساير كشورها و ملّت ها و اين ها .

3 - سياست تبعيض نژادى

ملى گرايى بر خلاف اسلام است . اسلام آمده است كه همه را يك نحو به آن نظر بكند، همه جوامع را. ملى گرايى اين است كه الآن در آمريكا بين سياه و سفيد دارد واقع مى شود و اين كارترى كه دعوى اين را مى كند كه من طرفدار بشر هستم اين سياهان را اين طور ميكشد و اين طور آزار مى دهد .

4 -  ايجاد بدبينى جهانى به ملّت آمريكا

همه تشبث اش اين است كه رئيس جمهور بشود، اصلا تمام نظرش ‍ آنجاست و من به او قول مى دهم كه نشود انشاء الله ، رئيس جمهور شدن راه دارد حال ما فرض هم مى كنيم دو سال ديگر هم ، پنج سال ديگر هم بخواهى رئيس جمهور بشوى ، آخر ارزش دارد كه يك انسانى ، يك ملتى را، ملّت دويست و چند ميليون در نظر مردم اين طور جلوه بدهد ارزش دارد، براى پنج سال ديگر جنايت كردن ، خوب ، رياست كردن اين ها، همان جنايت كردن ارزش دارد. براى رياست كردن كه مساوى با جنايتكارى است پنج سال ، اين كه اين قدر يك ملّت آمريكا را آنها كه تقصيرى در اين باب ندارند اين قدر آنها را آلوده كند و مردم دنيا را هم به ملّت آمريكا بدبين كند.

كارتر مى رود. اما ميزان ، ملّت آمريكاست ، ما مى خواهيم تمام بشر زندگى در صلح كند. و ما با ملّت حسن ظن داشته باشيم . كارهاى كارتر ملّت ما را به بدبينى به ملّت آمريكا مى كشاند. شما بايد چاره اى بينديشيد. تنبهى به دولت بدهيد .

5 - مخالفت با افكار عمومى

وضع الآن اين طور شده است كه اصلا گرفتار شده ايم مابين قوه هاى مقتدرى كه برخلاف نظر حتى ملّت خودشان عمل مى كنند. گمان نمى كنم كه ملّت آمريكا راضى باشد كه از كه دولت آمريكا از هر سوراخى سرش را بيرون بياورد و جوان هاى خودشان را به كشتن بدهد .

6 - فريب ملّت آمريكا

شما خيال مى كنيد كه براى اين پنجاه نفر كه در اين جا هستند، پنجاه و چند نفر جاسوسى كه در اين جا هستند، اين ها دلشان سوخته و انساندوستى شان و حب به اهل ملتشان اسباب اين شده ، شما مطمئن باشيد كه مساءله اين نيست ، اين ها فوج فوج سربازهاى خودشان براى اين كه خدمت به آنها بكنند مى فرستند به جبهه ها كه بريزند در جبهه ها بكشند و كشته بشوند. هزاران افراد را از خود ملتشان به كشتن مى دهند، براى اين كه يك صدايى در خود آمريكا پيدا بشود كه اين رئيس جمهور ما چه آدم كذايى است ، وضع اين ، روحيه اين ها اين طورى است ، اين ها وضع روحشان ، روح الآن ديگر آن روح اولى كه فطرت انسان و فطرت اولى است ، اين ها از دست دادند، همه انسان ها به فطرت صحيح موجود مى شوند، اين ها عوضشدند .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:20  توسط مهدی   | 

شاید شما هم از بعضی ها شنیده باشید که می گویند : « بابا چه فرقی می کند مسلمان یا مسیحی یا یهودی و … مهم اینست که همه خدا را می پرستند و بالاخره همه طبق دینشان حساب پس می دهند شاید همین یهودی ها و مسیحی ها از ما بهترند و … » این طرز تفکر که تمامی مذاهب و ادیان را بر حق دانسته و تفاوت دینها را بدلیل تفاوت فرهنگ و جغرافیا می داند پلورالیسم دینی می گویند . در تفکر پلورالیسم دینی هیچ دینی حق مطلق نیست و تمام دینها سهمی از حق دارند و همه آنها می توانند پیروانشان را به سر منزل مقصود و به سعادت ابدی برسانند .

بنده  در اینجا قصد ندارم بطور مفصل در مورد پلورالیزم دینی صحبت کنم . فقط به ترجمه چند عبارت از نهج البلاغه جهت اثبات بطلان این موضوع از دیدگاه حضرت علی ع اشاره می کنم . 

خطبه 100 ( در توصیف پیامبر اعظم ص ) :

" او را فرستاد تا فرمان وی را اشکار و نام خدا را بر زبان راند . پس با امانت ، رسالت خویش را بانجام رساند و با راستی و درستی به راه خود رفت و پرچم حق را در میان ما به یادگار گذاشت . هر کس از آن پیشی گیرد از دین خارج و آن کس که از آن عقب ماند هلاک گردد و هر کس همراهش باشد رستگار شود . "

خطبه 161 :

 " … پس هر کس جز اسلام ، دینی انتخاب کند ، به یقین شقاوت او ثابت و پیوند او با خدا قطع و سقوطش سهمگین و سرانجامش رنج و اندوهی بی پایان و شکنجه ای پر درد است . "

خطبه 97 ( توصیه به مردم در خصوص اهل بیت پیامبر ص ) :

" اگر سکوت کردند ، سکوت کنید و اگر قیام کردند ، قیام کنید . از آنها پیشی نگیرید که گمراه می شوید . از انها عقب نمانید که نابود می شوید . "

نامه 53 :

" به متابعت اوامری که در کتاب ا… آمده ، فرائض و واجبات و سنتها همان دستورهایی که هیچ کس جز با پیروی آنها روی سعادت نمی بیند و جز با انکار و ضایع ساختن آنها در شقاوت و بدبختی واقع نمی شود . "

 

….

 

همانطور که از کلام امام ع معلومست تنها دین نجات بخش اسلام می باشد آنهم نه هر اسلامی ، بلکه اسلامی که توام با پیروی از پیامبر ص و اهل بیتش باشد . و هر دین دیگری غیر از اسلام پیروان خود را به سعادت نرسانده و آنها را به گمراهی خواهد کشاند .

البته اگر عده ای وجود داشته باشند که پیام اسلام به آنها نرسیده باشد ( بعبارت بهتر حجت بر آنها کامل نشده باشد که با توجه به روزگار امروز ما بعید است چنین افرادی وجود داشته باشند ) خدا آنها را براساس  عمل به فطرتشان مورد حساب قرار  خواهد داد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:10  توسط مهدی   | 

برای دانلود کتابهای شهید مطهری کلیک کنید .
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:49  توسط مهدی   | 

سخنان بزرگانی چون امام خمینی ره - امام خامنه ای - شهید بهشتی  - شهید باهنر  و شهید مفتح در مورد شهید مطهری


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:34  توسط مهدی   | 

استاد مطهري و امام خميني دو كتابي هستند كه يكديگر را تفسير مي كنند. هيچ كس به خوبي استاد مطهري ، امام را نشناخته بود و هيچ كس نيز مانند حضرت امام، استاد مطهري را نشناخته بود .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:23  توسط مهدی   | 

آیا حسین بن علی (ع) نیازی دارد که ما وشما بیاییم بنشینیم و گریه کنیم ، مثلا تشفی قلبی پیدا می کند – العیاذ بالله -  عقده های دلش خالی میشود؟ یا عقده های دل فاطمه زهرا و یا حضرت امیر خالی میشود؟ ... پس مساله چیست؟ ...

اسلام اصلی دارد به نام مبارزه با ظلم و ستمگری . اصلی دارد به نام حماسه شهادت . حسین سمبل احیای عدالت اسلام است . حسین سمبل مبارزه با ظلم در دنیای اسلام است . حسین حماسه شهادت است . حسین شعار عدالت اسلامی است . شعار عدالت است . تا شما نام حسین را زنده نگه می دارید ، یعنی طرفدار عدالت هستیم . اینکه پرچم سیاه بلای خانه تان میزنید یعنی من وابسته به حسینم کدام حسین؟ همان حسینی که در راه عدالت شهید شد . پس من وابسته به عدالت هستم .

 

    

در باب امر به معروف و نهى از منكر , اين مسئله مطرح است كه مرز اين كار كجاست ؟ بنده و شما كه بايد امر به معروف و نهى از منكر كنيم تا كجا بايد جلو برويم ؟ ممكن است كسى بگويد بعضى از علماى اسلام گفته اند مرز امر به معروف و نهى از منكر آنجاست كه خطرى در كار نباشد, يعنى اگر پاى آبرو در ميان بود, امر به معروف و نهى از منكر را رها كن , تا چه رسد به اينكه كارى كنيد كه جانتان به خطر بيفتد . حسين بن على فهماند كه انسان در راه امر به معروف و نهى از منكر به جايى مى رسد كه مال و فرزندان خودش را بايد فدا كند .معنى نهضت حسينى اينست كه امر به معروف و نهى از منكر آنقدر بالاست كه تا اين حد در راه آن مى توان فداكارى كرد

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:9  توسط مهدی   | 

 در سال 1342 دولت امریکا استقبال با شکوهی از محمد رضا و فرح بعمل آورد . در یک مجلس شام خصوصی محمدرضا یکسری جواهرات فوق العاده نفیس و منحصر به فرد در دنیا را به ژاکلین کندی هدیه داد این جواهرات متعلق به همسر ریچارد شیردل بودند . ژاکلین چنان تحت تاثیر سخاوتمندی محمدرضا قرار گرفت که در جلوی همه میهمانان بلند پایه محمدرضا را بوسید ! و چند لحظه بعد جواهرات را باز کرد و به گردن آویخت جواهرات شامل یک سری کامل ، شامل گردنبند برلیان ، گل سینه الماس ، دست بند جواهرنشان ، انگشتر الماس و گوشواره های برلیان بودند .

کندی در برابر ، یک تابلوی نقاشی آبرنگ ! به فرح داد ! و گفت که این نقاشی  از کارهای خود او در زمان تحصیل در کالج است !

ژاکلین هم یک کراوات رنگ و رو رفته به محمدرضا هدیه داد و ادعا کرد که این کروات متعلق به جرج واشنگتن بوده است و هدایای این دو روی هم حتی یک دلار هم ارزش نداشته در حالی که معلوم بود محمدرضا برای خرید جواهرات عتیقه متعلق به ریچارد شیردل صدها هزار دلار هزینه کرده است .

 

البته توجه داشته باشید این اتفاق درست زمانی رخ داده است که مردم ما در اوج فقر و بدبختی بوده اند و وضعیت کشاورزی و صنعت ما کاملا بهم ریخته و وابسته به  خارجیان بوده است و حضرت شاه اینچنین بذل و بخشش می فرمودند .

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 21:33  توسط مهدی   | 

فرانسیس فوکویاما پژوهشگر و تاریخ نگار ژاپنی الاصل تبعه ی آمریکاست . وی با شخصیتی نیمه سیاسی – نیمه فلسفی دارای سابقه ی کار در اداره ی امنیت امریکا و نیز تحلیلگر نظامی در شرکت رند از شرکتهای  وابسته به پنتاگون می باشد .

فوکویاما در کنفرانسی که 21 سال پیش یعنی سال 1986 در اورشلیم برگزار شد به ترسیم اندیشه سیاسی شیعه پرداخت . او در این کنفرانس که بازشناسی هویت شیعه نام داشت ، شیعه را به پرنده ای بلند پرواز تشبیه نمود که یک بال آن سبز و بال دیگر آن سرخ است . او بال سبز را عدالتخواهی دانست که ریشه در انتظار و بال سرخ را شهادت طلبی عنوان کرد که ریشه در حادثه عاشورا دارد . فوکویاما گفت شیعیان زرهی نیز بر تن دارند به نام ولایت فقیه که آنها را شکست ناپذیر نموده است .

فوکویاما در ادامه با بیان اینکه شیعیان فاو را تسخیر کرده اند ، می گویند اینها می روند تا کربلا و پس از ان قدس را هم بگیرند ؛ از اینرو می بایست با دادن امتیازاتی به ایران جنگ را متوقف نمود .

وی راه برخورد با این جریان را تضعیف ولایت فقیه می داند . او می گوید در صورت تضعیف ولایت فقیه ، رفاه طلبی جای شهادت طلبی را می گیرد و پس از اندیشه عدالتخواهی و انتظار نیز  از جامعه رخت بر می بندد .

جالب آنکه در دوران سازندگی یکی از اساتید و استراتژیستهای آمریکایی بعنوان جامعه شناس هلندی با روادید این کشور به ایران می آید و پس از 8 ماه اقامت در ایران نسخه ای برای عوامل استکبار در ایران می پیچد .

او سالهای 70 تا 72 را سالهای اندلسیره کردن ( ترویج فساد اخلاقی )

سالهای 72 تا 74 را سالهای ترویج سکولاریزم  ،

سالهاس 74 تا 76 را سالهای واتیکانیزه کردن ( عدم دخالت روحانیون در سیاست )

سالهای 76 تا 78 را مقطع بالکانیزه کردن ایران یعنی تکرار سرنوشت جمهوریهای یوگسلاوی و شوروی برای ایرانیان برمی شمرد .پرچمدار سکولاریزه کردن ، واتیکانیزه کردن و بالکانیزه کردن ایران نیز آقایان مهاجرانی ، منتظری و سروش می باشند .

این استراتژیست سالهای 78 تا 80 را  سالهای شعار اصلاحات ،

سالهای 80 تا 82 سالهای حقوق بشر ( به سرکردگی شیرین عبادی )

سالهای 82 تا 84 را زمان طرح شعار لیبرالیسم ،

و سالهای 84 تا 86 را زمان آمادگی برای نبرد نهایی می داند . نبردی که به گفته ی فوکویاما در سال 2007 اتفاق می افتد .

و اکنون سال 2007 از راه رسیده است سالی که آمریکا در باتلاق عراق فرو رفته است و ارزشهای او مانند لیبرال دموکراسی دیگر برای جوانان مسلمان جاذبه ای ندارد .

در مقابل این جبهه مردمی با دو بال شهادت طلبی و عدالتخواهی که زره پولادین ولایت فقیه زمان را بر تن نموده و آماده است تا اسماعیل وار به فرمان ابراهیم زمانه از کفار انتقامی  سخت بگیرد .

منبع : نشریه بیداری اسلامی

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 20:23  توسط مهدی   | 

متاسفانه در این مدت که به وبلاگهای مختلف سر زده ام نصف بیشتر وبلاگهای مذهبی یا در مورد امام زمان عج بود یا در مورد جبهه و جنگ آنهم اکثرا مطالب احساسی . به نظر می رسد علم و سیاست در دین ما آنقدر جدی گرفته نشده است که ما به آن نمی پردازیم ( البته استثنا وجود دارد )

براستی از خودمان بپرسیم که چند نفر از بچه حزب اللهی ها زبان فول هستند یا کامپیوتر را بصورتی که بتوان از آن در جهت اهداف اسلام بکار برد می دانند یا در هنر اعم از سینما و موسیقی و ... که هم اکنون یکی از مهمترین ابزارهای انتقال عقیده شده است استاد هستند یا در ... . فقط بلدیم دعا کنیم برای ظهور یا حسرت نبودن در زمان جنگ را بخوریم ؟ البته بنده مخالف دعا برای ظهور نیستم همانطور که در این مورد احادیث بسیاری وارد شده است اما دعائی که پشتبندش عمل و جهاد نباشد فقط روح انسان را تخدیر می کند و آدم فکر می کند کاری برای امامش انجام می دهد در حالی که در واقع هیچ عملی انجام نداده است . دعا باید ابتدای یک حرکت و جهاد باشد .

مطمئن باشید زمانی خواهد رسید که یک عده مثل شما حسرت بودن در این زمان و خدمت به دین و مردم را خواهند خورد پس اینقدر حسرت بودن با شهدا را نخورید و ببینید اگر شهدا امروز بودند چه می کردند . کار بچه بسیجی ها امروز شده است فقط هیئت و مسجد رفتن و کتابخانه ها و مراکز تحقیقاتی از بسیجی ها خالی هستند در حالی که ما هم اکنون باید مثل شهدا که جبهه ها را پر کردند مراکز علمی را پر کنیم .

اگر امام زمان عج ظهور کند آیا به تعداد شهرهای مهم جهان بسیجی متعهد و متخصص داریم که به فکر حکومت جهانی باشیم .

به نظر من منتظر واقعی شهید چمران بود که در علم و جهاد و عرفان پیشتاز بود و بالاخره به مقصود نیز رسید . یادمان نرود راه نجاتمان از عقب ماندگی فراگرفتن علوم و جهاد در راه خدمت است همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند امروز کسی که علم دارد فرمانروائی می کند .

(البته بنده با علم بدون تزکیه نیز مخالفم امیدوارم سو تفاهم نشود )

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 16:32  توسط مهدی   | 

خلاف آنچه بسیاری می پندارند آخرین مقاتله ما - به مثابه سپاه عدالت - نه با دموکراسی غرب که با اسلام آمریکایی است . که اسلام امریکایی از خود امریکا دیرپاتر است .

اگرچه این یکی نیز ولو هزار ماه باشد به یک شب قدر فرو خواهد ریخت و حق پرستان و مستضعفان وارث زمین خواهند شد ...

سید شهیدان اهل قلم - سید مرتضی آوینی

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 1:30  توسط مهدی   | 

سایت رجا نیوز

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 23:58  توسط مهدی   | 

این دو غزل به مناسبت روز بزرگداشت سعدی :

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 21:51  توسط مهدی   |