تبليغاتX
آسمانی
هر که می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند .

شهید دکتر مصطفی چمران

شاید دستنوشته های آخر شهید چمران رو تا حالا چند بار خوانده اید . اما بنظرم دوباره خواندنش خالی از لطف نیست :

 ای حیات با تو وداع می کنم  با  همه زیبایی هایت با همه مظاهر جلال و جبروتت با همه کوهها و آسمانها و دریاها و صخره ها با همه وجود وداع می کنم .

با قلبی سوزان و غم آلود بسوی خدای خود می روم و ار همه چیز چشم می پوشم . ای پاهای من می دانم شما چابکید . می دانم که در همه مسابقه ها گوی سبقت از رقیبان ربوده اید می دانم فداکارید می دانم که به فرمان من مشتاقانه بسوی شهادت صاعقه وار به حرکت درمی آئید . اما من آرزویی بزرگتر دارم من می خواهم که شما به بلندی طبع بلندم به حرکت درآئید به قدرت اراده آهنینم محکم باشید به سرعت تصمیمات و طرحهایم سریع باشید . این پیکر کوچک ولی سنگین از آرزوها و امیدها و مسئولیتها را به سرعت مطلوب به هر نقطه دلخواه برسانید .

اعضای بدنم! در این لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ کنید. شما سالهای دراز به من خدمتها کرده‌اید از شما آرزو می‌کنم که این آخرین لحظه را به بهترین وجه ادا کنید. ای پاهای من سریع و توانا باشید ای دستهای من قوی و دقیق باشید ای چشمان من تیزبین و هوشیار باشید، ای قلب من این لحظات آخر را تحمل کن، ای نفس مرا ضعیف و ذلیل مگذار، تا چند لحظه بیشتر با قدرت و اراده صبور و توانا باش. به شما قول می‌دهم که پس از چند لحظه همه شما در استراحتی عمیق و ابدی، آرامش خود را برای همیشه بیابید و تلافی این عمر خسته‌کننده و این لحظات سنگین و سخت را دریافت کنید. من، چند لحظه بعد به شما آرامش می‌دهم، آرامش ابدی، دیگر شما را زحمت نخواهم داد. دیگر شب و روز شما را استثمار نخواهم کرد. دیگر به شما بی‌خوابی نخواهم داد و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید کرد. از درد و شکنجه، ضجه نخواهید کرد. از بی غذایی از گرما و سرما شکوه نخواهید کرد . آرام و آسوده برای همیشه در بستر نرم خاک آسوده خواهید بود .

 اما این لحظات حساس لحظات وداع با زندگی و عالم این لحظات لقای پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد.

 برای دیدن خاطرات به ادامه مطلب برید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 10:42  توسط مهدی   | 

جامعیت اسلام

دین ما اینگونه نیست که کسی قسمتی از دین را اخذ کند و ما بقی را رها سازد. ما در دین « نومن ببعض و نکفر ببعض » نداریم . هر کس بخواهد در دین اینگونه حرکت کند ، مسلما کل دین را فاسد خواهد کرد . دین مجموعه یکپارچه است . توجه نکردن به این جامعیت در گذشته در بین برخی از عرفا و زهاد دیده شده است . بعضی ها خیال می کنند که مفاتیح الجنان یعنی همه اسلام . اما تمام اسلام مفاتیح الجنان نیست . همه دین ، شرکت در تفسیر قران نیست ، همانطور که آنهائی که دعا را کنار گذاشته اند و تماما به کارهای اجتماعی و سیاسی روی آورده اند ، به انحراف کشیده شده اند .

اصول جامعه ایده آل از دیدگاه قران

خداوند وقتی در قران می خواهد جامعه اسلامی را به تصویر بکشد چنین می فرماید :

« محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم تراهم رکعا سجدا یبتغون فضلا من الله و رضوانا  سیماهم فی وجوههم من اثر السجود ... » ( فتح 29)

یعنی پیغمبر و امت وی اولا "اشداء علی الکفار" اند . در برابر کفار باید غیرت داشته باشند . تحرک و حساسیت داشته باشند . بی خیال نباشند که همه دنبال زهد بروند و مملکت اسلامی بدست دشمنان دین بیفتد . چنانچه در غائله مغول همین مصیبت بر سر این کشور آمد . در اثر تفسیر غلط از زهد ، مغولها توانستند از یک سوی کشور، از سمت خراسان وارد مملکت شوند و کل کشور را یک دور بچرخند و در نهایت از سمت آذربایجان به کشور خود بازگردند و صدهزار دختر را با خودشان ببرند . اما انگار نه انگار که در این کشور اتفاقی افتاده باست اصلا مقاومت آنچنانی نشد .

ثانیا رحماء بینهم با همدیگر می بایست صمیمی باشید . عطوف باشید . اگر کسی الفت پیدا کرد شما هم با او الفت پیدا کنید . نباید جامعه به آحاد متفرق تبدیل شود . وقتی کسی در کاروان جامعه زمین خورد همه باید بایستند و او را از زمین بلند کنند تا او فردای روزگار عقده ای بار نیامده و برای جامعه مشکل درست نکند .

اما آیا همین دو اصل کافی است ؟ نه . "تراهم رکعا سجدا" ، جامعه اسلامی سجده دارد رکوع دارد نماز جماعت دارد نماز جمعه ، نماز شب دارد . خداوند می فرماید وقتی به صورتهایشان نگاه کنی از شدت سجده اثر سجده در سیمایشان نمایان است .

در ادامه آیه می فرماید این مثل را من در تورات گفته ام که چنین امتی خواهد آمد اینگونه نیست که مانند زمان حضرت موسی ع جانب کثرت بر جانب وحدت غلبه کند یا مثل  زمان حضرت عیسی ع جانب وحدت بر جانب کثرت غلبه کند . حضرت پیامبر می فرمایند « و انا ذوالعینین » من دو چشم دارم . یعنی فکر و مکتب من اینگونه نیست که مثل حضرت عیسی تجرد را گرفته و جلو رود و یا در کثرت مثل موسی پیش رود .

 

جامعیت امام علی ع

تاریخ نتوانسته است نظیر امیرالمومنین ع را در جامعیت نشان دهد

علی ع نماز شبی دارد که در مورد ان گفته میشود « یتململ تململ السلیم » ( مستدرک الوسائل ج 11 ص  238 ) حضرت در محراب مانند شخصی که مار نیشش زده ، از خوف خدا در پیچ و تاب است .اما آیا علی فقط نماز شب دارد ؟ نه علی کسی بود که بیشترین فعالیتهای اجتماعی را داشت . علی با درد دردمندان و گرفتاری گرفتاران آشنائی کامل داشت . حضرت وارد بازارمی شدند و به اهل بازار می فرمودند « الفقه ثم المتجر » اول فقه تجارت را یاد بگیر بعد وارد بازار شو تا در ربا نیفتی . گاهی با صدای بلند وسط بازار گریه می کردند ، اینگونه نبود که فقط در نخلستان گریه کنند . این چنین جامعیت ها در علی ع هست . اگر کسی شجاعتی داشته باشد که موقع ورود به میدان از هیچ کس نترسد اگر تحقیق کنید در طول تاریخ خواهید دید چنین شخصی مدیریت اجتماعی ندارد . شجاع است اما رحم و عطوفت ندارد چون در جنگ کارش بریدن دست و پا بوده است . در چنین روحیه ای می شود آثار رحم و مروت پیدا نمود ؟ اگر به کسی که در باب عبادت و زهد ریاضتها کشیده و اول عابد روزگار است اداره کشور را واگذار کنی مطمئنا کشور را به باد فنا خواهد داد. چنان سرش کلاه خواهند گذاشت که خودش هم نمی فهمد .

 

جهات جامعیت امام علی ع

عدم تغییر روحیه : با این همه جامعیت هرگز آن روح حاکم بر علی تغییر نکرد . شخصیت او فرق نکرد . کشاورز شد اما در کشاورزی کسی نتوانست برتر از او باشد وقتی هم که خلیفه شد هینطور . نه هنگامی که کشاورز بود و نه هنگامی که خلیفه بود اصلا روحیه اش تغییر نکرد .

 استاد مطهری می گوید : یک نویسنده عراقی که کمونیست است ( اما شیعه می باشد ) و گاهی به خاطر شیعه بودنش علیه کمونیست حرف می زند ، می گوید : سیره علی ع  یک اصل مهم مارکس را نقض کرده است . مارکس می گوید در کاخ بودن یا در کوخ بودن در روحیه انسان تاثیر خواهد گذاشت ، جهت گیری او را متاثر خواهد کرد . اما علی این اصل را نقض کرد و نشان داد کسی که در مکتب اسلام راستین پرورش پیدا کرده باشد کسی که در کلاس درس آقا رسول الله نشسته باشد اینچنین نخواهد بود . خود آقا رسول الله که علی بزرگترین ثمره و شاگرد ایشان است را ببینید . 10 بعثت در شعب ابوطالب ش را مقایسه کنید با 10 هجرت در مدینه  که حاکم حکومت اسلامی شده است آیا تغییری کرده است ؟ سلمان چطور وقتی والی مدائن شد آیا تغییری کرد چون در این مکتب بزرگ شده است .

 

جامعیت در علوم : جامعیت در علوم از همه جامعیتها سختتر است انسان می تواند تظاهر به شب زنده داری کند و گریه کند ، می تواند تظاهر به شجاعت کند در میدان نعره بکشد بعد هم برود بر سر یتیمان دست بکشد . اما با جامعیت در علوم چه می تواند بکند ؟

اگر به نوابغ دنیا نگاه کنید خواهید دید که همگی در یک شعبه از علوم یا شاخه ای از علوم پیشرفت کرده اند . امکان ندارد که یک نابغه در چندین رشته نابغه باشد . شما یک استاد دانشگاه را ببینید که در رشته خود استاد است اما درسایر علوم همچون یک کودک است . همه فضائل اینگونه اند . اما امیرالمونین چطور ؟ در مباحث فلسفی اول ، در قضاوت اول در خطابه و سخنوری ی اول.  اساس بسیاری از علوم را ایشان بنا نهاده است. اصلا در تاریخ هر کس گفته است « هر چه می خواهید از من سوال کنید » خراب شده است اما امام می فرماید هر چه می خواهید بپرسید " سلونی قبل ان تفقدونی"  این جامعیت ایشان را در علوم نشان می دهد که خود یک بحث مفصل است .

 

جمع اضداد در احساسات :  بحث سوم که حساستر است جمع اضداد بین احساسات است که اشاره شد نمی توانید کسی را پیدا کنید که هم رئوف باشد و هم مظهر قهر  . در میدان جنگ علی را ببینید چگونه است  حالا بیائید همان پهلوان  را در پیش یتیمان کوفه ببینید . علی ع وقتی به یتیمی می رسد نرمتر از پنبه می شود مدام گریه می کند خود را به آتش نزدیک می کند و می گوید یا علی بچش این جزای کسی است که در حق یتیمان و مساکین کوتاهی کند .اگر ماجرای علی ع و برادرشان عقیل را به یک اروپائی نقل کنی حتما قضاوتش در مورد علی ع اینگونه خواهد بود که علی عجب آدم سنگدلی بوده است . تمام این جامعیت از کجا آمده است ؟ از اسلام . چون علی اسلام مجسم است . اسلام می خواهد که از ما علی بسازد می خواهد از ما مسلمانانی با جامعیت بسازد نه مسلمانی تک بعدی .

 

سخنرانی حجه الاسلام سید حسن عاملی ( با تصرف )

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 16:12  توسط مهدی   |