|
|
|
|
|
خدا بود و ديگر هيچ نبود، خلقت هنوز قباي هستي بر عالم نياراسته بود، ظلمت بود، جهل بود، عدم بود، سرد و وحشتناك، و در دايره امكان هنوز تكيهگاهي وجود نداشت. خدا كلمه بود، كلمهاي كه هنوز القاء نشده بود. خدا خالق بود، خالقي كه هنوز خلاقيتش مخفي بود.خدا رحمان و رحيم بود، ولي هنوز ابر رحمتش نباريده بود. خدا زيبا بود، ولي هنوز زيبايياش تجلي نكرده بود. خدا عادل بود، ولي عدلش هنوز بروز ننموده بود. خدا قادر و توانا بود. ولي قدرتش هنوز قدم به حوزه عمل نگذاشته بود. در عدم چگونه كمال و جلال و جمال خود را بنماياند؟ در سكوت چگونه كلمه زاييده شود؟ در جمود چگونه خلاقيت و قدرت تظاهر كند؟ عدم بود، ظلمت بود، سكوت و جمود و وحشت بود. اراده خدا تجلي كرد، كوهها، درياها، آسمانها و كهكشانها را آفريد. چه انفجارها، چه طوفانها، چه سيلابها، چه غوغاها كه حركت اساس خلقت شده بود و زندگي با شور و هيجان زائدالوصفش به هر سو ميتاخت. درختها، حيوانها و پرندهها به حركت درآمدند. جلال، بر عالم وجود خيمه زد و جمال، صورت زيبايش را نمايان ساخت. وكمال، اداره اين نظام عجيب را به عهده گرفت. حيوانات به جنب و جوش و پرندگان به آواز درآمدند، و وجود نغمه شادي آغازكرد و فرشتگان سرود پرستش سردادند. آنگاه، خدا انسان را از «حماء مسنون» - گل تيره رنگ - آفريد و او را بر صورت خويش ساخت، و روح خود را در او دميد و اين خلقت عجيب را در ميان غوغاي وجود رها ساخت. انسان، غريب و ناآشنا، از اين همه رنگها ، شكلها، حركتها و غوغاها وحشت كرد، و از هر گوشه به گوشهاي ديگر ميگريخت، و پناهگاهي مي جست كه در آن با يكي از مخلوقات هم رنگ شود و در سايه جمع استقرار بيابد و از ترس تنهايي و شرم بيگانگي و غير عادي بودن به درآيد... ادامه مطلب رو بخونید ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 17:11 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
ویلدرز - سازنده هلندی فیلم فتنه -------------------------------------------------
رسول خدا (ص) به نقل از خداوند تبارک و تعالي مي فرمايند : واي بر کسيکه به ولي من اهانت کند چرا که در اينصورت به جنگ با من آمده است ؛ تصور مي کند بر من پيشي گرفته است و مرا ناتوان فرض مي کند در حاليکه من منتقم اولياء خود در دنيا و آخرت مي باشم . ( مستدرک الوسائل ج 9 ص 102 ) قال رسول ا... (ص) : من سب نبيا من الانبياء فاقتلوه . رسول خدا (ص) مي فرمايند : هر کس به يکي از پيامبران اهانت کرد او را بکشيد . (امالي الطوسي : 365) امام خميني (ره) : « ضرورتي نيست که در چنين شرايطي ما به دنبال ايجاد روابط و مناسبات گسترده باشيم ، چرا که دشمنان ممکن است تصور کنند که ما به وجود آنان چنان وابسته و علاقمند شديم که از کنار اهانت به معتقدات و مقدسات ديني خود ساکت و آرام مي گذريم ... خدا مي خواست پس از انتشار کتاب کفر آميز آيات شيطاني در اين زمان اتفاق بيافتد و دنياي تفرعن و استکبار و بربريت چهره واقعي خود را دردشمني با اسلام برملا سازد تا ما از ساده انديشي به درآييم » . مقام معظم رهبري (سخنراني 1/1/87 – مشهد مقدس) : « اشتباه است اگر کسي تصور کند که در اين قضايا، فقط کسي يا نويسندهي مزدوري مثل سلمان رشدي يا کاريکاتوريست قلم بهمزدي طرف مقابل اسلام است؛ اينها پياده نظامهاي نگونبخت و روسياه استکبار جهاني هستند. طرف قضيه، سياستهاست. طرف قضيه، اعضاي شبکهي استعماري و استکباري دنيا هستند ... پيداست اسلام با تسخير دلهاي مردم در سرتاسر جهان، مستکبران و زورگويان را بشدت ترسانده است و آنها علاج را در اين ميبيينند که با پيغمبر اسلام دشمني کنند. آن روز ( در زمان صدر اسلام ) شکست خوردند، امروز هم به حول و قوهي الهي به وسيلهي مسلمانان شکست خواهند خورد ». با همه اين اوصاف پس چرا مهر خاموشي بر لبانمان زده ايم . يعني ما حزب اللهي ها آنقدر عرضه نداريم که در جواب توهين کنندگان از عقايد خود دفاع کنيم ، در جواب فيلم موزيانه " فتنه " ، فيلم سازي کنيم ؟ اين سکون و سكوت ما باعث شده است که جهان غرب از اسلام چهره اي طالباني نشان داده و دينمان را يک دين مخالف با پيشرفت و مبلغ تفکرات خشن و متحجرانه معرفي کند ، آيا ما نمي توانيم از دين خود دفاع کنيم ؟ آيا فقط تجمع و نوشتن پلاکارد کافي خواهد بود ؟ چرا نبايد سفراي دانمارک و هلند از کشورهاي اسلامي اخراج شوند ؟ بنظر مي آيد پيامبر اسلام براي ما آنقدر هم عزيز نيست ، پس منتظر هستيم که چه اتفاقي رخ دهد تا غيرتمان به جوش بيايد ؟ آري ، ما بيش از آنکه آرمانخواه و انقلابي باشيم راحت طلب و بي خاصيت شده ايم . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 23:36 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
۲۰ فروردین سالروز شهادت سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی گرامی باد . زندگي زيباست اما شهادت از آن زيباتر است شهید سید مرتضی آوینی
اوايل سال 66 پس از شهادت تعدادي از همكارانمان ، با حضرت آيت ا... خامنه اي ديدار داشتيم . ايشان در اين ديدار خصوصي ، حدود يك ساعت درباره برنامه روايت فتح صحبت كردند و بيش از هر چيز روي متن برنامه ها تاكيد فرمودند .بعد از جمع ما پرسيدند : نويسنده اين برنامه كيست ؟ شهيد ( سيد مرتضي آويني ) كنار من نشسته بود . از قبل به ما سپرده بود كه درباره او صحبت نكنيم . ما سعي كرديم از پاسخ به پرسش آقا طفره رويم . اما آقا سوال را با تاكيد بيشتر تكرار كردند . ما ناچار شديم بگوييم سيد مرتضي و آقا فرمودند : « اين متون شاهكار ادبي است و من آنقدر هنگام شنيدن و ديدن برنامه لذت مي بردم كه قابل وصف نيست .» مقام معظم رهبري بيش از دو يا سه بار ( به اتفاق بنده و جمعي از دوستان ) شهيد آويني را ديده بودند ، اما يك روز كه من جداگانه خدمت ايشان بودم ؛ فرموند : « جداً افتخار مي كنم به وجود اين برو بچه هاي نويسنده كه در اين مجموعه تلاش مي كنند .» بعد اسم بردند از شهيد آويني و گفتند : « آدم وقتي سيما و چهره نوراني اين آقاي آويني را مي بيند ، هر لحظه به ايشان بيشتر علافمند مي شود .» مسئول دفتر مقام معظم رهبري وقتي در مراسم تشييع شهيد آويني حاضر شدند به من فرمودند :« تدارك ببينيد ، آقا هم قرار است در تشييع شركت كند . » گفتم : چرا از قبل نگفتيد كه آمادگي داشته باشيم . گفتند : ساعت 8:30 صبح آقا زنگ زدند و پرسيدند كه شما نرفتيد مراسم تشييع ؟ گفتيم داريم مي رويم . فرمودند : مراسم تشييع در حوزه هنري است ؟ گفتم : بله . فرمودند : « من دلم گرفته ، دلم غم دارد . مي خواهم بيايم تشييع پيكر پاك شهيد آويني » . برای خواندن مقاله آغازی بر یک پایان به ادامه مطلب بروید . ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 20:54 توسط مهدی
|
|
||