|
|
|
|
جزء شرايط زاهد يكی همين است كه در زندگی شخصی و فردی خودش طوری باشد كه به كم بتواند قناعت كند و اين فلسفه بسيار بسيار بزرگی دارد اما نه هر كس كه به كم قناعت كرد او زاهد است اين مطلب را مقداری برايتان توضيح میدهم ، زهد مربوط به مال و ثروت دنيا و حتی مربوط به مقامات دنيوی است شما اگر بپرسيد كه در اسلام مال و ثروت دنيا خوب است يا بد ؟ جواب اين است كه مال و ثروت دنيا برای چه هدفی ؟ ثروت خودش قدرت است ، پست و مقام هم قدرت است ، اين قدرت را شما برای چه هدف و منظوری میخواهيد ؟ يك وقت جنابعالی آدمی هستيد بنده و اسير شهوات خودتان ، میخواهيد به وسيله اين مال و ثروت كه قدرت است ، هوسهای فردی و شخصی خودتان را اشباع كنيد ، اگر شما بنده هوای نفس باشيد ، هر چه را در راه هوای نفس مصرف كنيد ، خواه مال و ثروت باشد ، خواه جاه و مقام و خواه علم و يا عبادت و دين باشد ، هر چيزی كه در خدمت هوی و هوس قرار بگيرد ، بد میشود . اما شما اگر اول خودتان را اصلاح كرديد ، اگر هوی پرست نبوديد و خودی را از خودتان دور كرديد ، اگر كسی بوديد كه در اجتماع هدف داشتيد ، هدف اجتماعی ، خدايی و الهی داشتيد ، آن وقت مال و ثروت را كه قدرت است در طريق هدف مقدس خودتان بكار برديد ، اين عبادت است جاه و مقام را هم شما اگر برای هدفهای معنوی خودتان بخواهيد ، عبادت است اين را كه من میگويم از خودم نمیگويم ، تعبير امام صادق عليه السلام است . عده ای از همين زاهدهای احمقی كه در همان زمان تازه پيدا شده بودند ، در مسئله زهد با امام مباحثه میكردند ، حضرت به آنها فرمود اگر مطلب اينجوری است كه شما میگوئيد پس يوسف پيغمبر كه قرآن او را پيغمبر میداند و بنده صالح خداست ، چرا وقتی كه معلوم میشود گنهكار نيست و تبرئه میشود و از زندان بيرون میآيد ، فورا به عزيز مصر میگويد : « اجعلنی علی خزائن الارض انی حفيظ عليم »( سوره يوسف ، آيه . 55) ، يعنی يوسف بزرگترين پستها را میخواهد ، میگويد : تمام وزارت دارائی را هر چه هست در اختيار من بگذار چرا قرآن اين را از يوسف نقل كرده و بر او عيب نگرفته و يوسف را دنياپرست معرفی نكرده است ؟ چون يوسف دنياپرست نبود و از اول زندگی نشان داد كه خداپرست است نه دنياپرست يوسف آن پست و مقام و هر چه را كه میخواست ، برای هدفهای معنوی و الهی میخواست ، و چون برای هدفهای معنوی و الهی میخواست ، اين ديگر دنيا نيست ، عين آخرت است . علمای اسلام میگويند ولايت از قبل جائر حرام است ، يعنی اگر حكومت ظالمی باشد و كسی بخواهد از ناحيه اين حكومت ظالم پست بگيرد عمل حرامی مرتكب شده و حرام بزرگی هم هست ، ولی اگر كسی بخواهد پست را از ناحيه حكومت ظالم بگيرد اما هدفش از گرفتن اين پست خدمت باشد ، نجات دادن مظلومان باشد ، نه تنها گناه نيست ، به فتوای بعضی از علماء ، مستحب ، و به فتوای بعضی ديگر واجب است قبول پست از ناحيه حكومت ظالم برای كسی كه هدفش از اينكار خدمت و مبارزه با ظلم و نجات مظلوم است ، نه تنها حرام نيست بلكه به قولی واجب و به قولی مستحب است . ثروت هم از همين قبيل است ، شما ثروت را برای چه منظوری جمع میكنيد ؟ اين قدرت را برای چه هدفی كسب میكنيد ؟ وقتی كه شما اخلاقتان تهذيب شده بود ، وقتی كه اين كار را برای هدف معنوی بزرگی انجام میدهی ، بايد اينكار را بكنی ، اگر نكنی گناه است . اسلام طرفدار دو قدرت است : يكی قدرت روحی و ديگر قدرت اقتصادی طرفدار قدرت روحی است به اين معنی كه میگويد از ناحيه اخلاقی شما بايد اين قدر قوی و نيرومند باشيد كه به دنيا و مافيهايش اعتنا نداشته باشيد ، بنده و اسير دنيا نباشيد چه عالی میفرمايد اميرالمؤمنين : « الزهد كله بين كلمتين من القرآن » (نهج البلاغه فيض الاسلام ، حكمت 431 ، صفحه . 1291 ) ، علی عليه السلام كه زهد را از جنبه قوت روحی تفسير میكند ، میفرمايد : خدا در قرآن بيان كرده " لكيلا تاسوا علی ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتيكم " وقتی از ناحيه روحی به اين مقام رسيديد كه اگر تمام دنيا بشما رو بياورد شادی زده و اسير نمیشويد و اگر تمام دنيا را از شما بگيرند روحتان شكست نمیخورد ، در اين صورت شما زاهد هستيد اسلام طرفدار دو قوت است ، اين دو قوت مربوط به مسئله زهد و دنياست از ناحيه روحی اينقدر ما بايد قوی و نيرومند باشيم كه مال و ثروت دنيا نتواند ما را بنده خودش قرار بدهد ، و از نظر اقتصادی بايد كوشش كنيم مال و ثروت را از طريق مشروع در اختيار خودمان بگيريم تا بتوانيم از اين قدرت مادی و اقتصادی استفاده كنيم . وقتی كه دانستيد اسلام طرفدار اين دو قدرت است ( قدرت اخلاقی و قدرت اقتصادی ) ، میبينيد ما زاهدهائی هستيم كه در هر دو ناحيه طرفدار ضعف هستيم و ضعف داريم . زاهدهای ما ، هم ضعف اخلاقی دارند و هم ضعف اقتصادی ما زاهدی هستيم كه هميشه از قدرت اقتصادی ، از ثروت دوری گزيده ام ، يعنی ضعف را انتخاب كرده ايم مردمی كه پول و ثروت نداشته باشند ، مسلم است كاری را كه از اقتصاد ساخته است نمیتوانند انجام بدهند و بايد دست دريوزگی پيش ديگران دراز كنند از ناحيه روحی هم اتفاقا ضعيف هستيم چون وقتی ما خودمان را به اين ترتيب تربيت كرديم كه به وسيله دور نگهداشتن خود از مال دنيا به خيال خودمان زاهد شديم ، يك روز كه دنيا به همان زاهدها روی میآورد میبينيم اختيار از كفش بيرون رفت میبينيم نه از ناحيه روحی قوی هستيم نه از ناحيه اقتصادی پس زهد در اسلام قوت و قدرت روحی است با اين قوت و قدرت روحی ، مال و ثروت دنيا كه قدرت ديگری است نه تنها به شما صدمه نمیزند بلكه در خدمت شما قرار میگيرد . عده ای كه آمده بودند و به امام صادق عليه السلام اعتراض میكردند ، فلسفه زهد را نفهميده بودند ، شنيده بودند علی بن ابيطالب عليه السلام در زمان خودش زاهد بوده و خيال میكردند كه علی عليه السلام طرفدار اين بوده كه انسان بايد در همه شرايط با لباس مندرس زندگی كند و نان جو بخورد ، اما اين نان جو خوردن فلسفه اش چيست را نفهميده بودند امام صادق عليه السلام بود كه كه برای اينها تشريح میكرد تا فلسفه اش را بفهمند علی عليه السلام چرا زاهد بود ؟ برای اينكه میخواست انسان باشد علی عليه السلام زاهدی نبود كه يك گوشه افتاده باشد و اسم انزوا را زهد بگذارد . --------------------------------------------------- |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:47 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
همه ماجرا از يادواره شهيد زين الدين شروع شد. حاج حسين کاجي پشت ميکروفون رفت تا خاطراتي از شهدا رو نقل کنه. اما لابه لاي اين خاطرات...: از مادر شهيد معماريان دعوت مي کنم که تشريف بيارن و خودشون تعريف کنن و البته امانتي رو هم با خود بيارن.. مادر شهيد از تو جمعيت بلند شد، حس کنجکاويم بيشتر شده بود که ايشون کين؟ و امانتي چيه؟ ...
يادواره شهداء تو مسجد المهدي(عج) بلوار امين قم با حضور مادر شهيد معماريان اسم مسجد و شهيد مطمئنم کرد که اين همون مسجديه که جريان در اون اتفاق افتاده. روزها سپري شده بود و شب جمعه 16 آذر تو مسجد المهدي(عج) بودم. حالا اين اتفاق تکان دهنده رو از زبان مادر شهيد براتون نقل مي کنم: مراسم داشت تموم می شد که یه دفعه دیدم که اون شال، دست یکی از بچه های مسجده و می خواد به کسی نشون بده. بله! تا اینجای ماجرا نقل قول بود،اما من اون شال رو با دست خودم لمس کردم..
و خداوند چنین مقدر کرده بود تا یه جلوه دیگه از کرامات شهداء رو به چشم ببینم. یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است. یاد شهیدان است.
منبع : وبلاگ معلم فراری |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 0:29 توسط مهدی
|
|
||