تبليغاتX
آسمانی
هر که می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند .

 فرا رسیدن نیمه شعبان بر همه مسلمانان جهان مبارک باد .

الانتقاع بى فى غيبتى فكالانتفاع بالشمش اذا غيبها عن الابصارالسجاب

بهره بردن از من در عصر غيبتم ، مانند بهره بردن از آفتاب است هنگامى كه زير ابرها باشد.

روش ، رفتار و سيرت امام مهدى (عجل ا... تعالى فرجه الشريف ) از دو جهت قابل بررسى است ؛ يكى در«عصر غيبت » و ديگرى در«دوران ظهور» . از آنجا كه اين سيرت ها مى تواند براى ما نمونه ها و سرمشق هاى خوبى باشد، مناسب است در اين مقام درباره برخى از اين سيرت ها به اشاره سخنى بياوريم .

الف - عصر غيبت  

امام شؤونى دارد ؛ شاءن هدايت و رهبرى ، حفظ مسلمين و شيعيان ، ايجاد زمينه و تهيه ياور براى انقلاب جهانى خود و...

آن حضرت به تمامى شؤ ون و وظائف خود به بهترين وجه اقدام مى كند، و جز آنچه با «غيبت » ناسازگار باشد، تماما مورد عنايت آن حضرت مى باشد. هم چنان كه در روايتى نيز آمده است :

الانتقاع بى فى غيبتى فكالانتفاع بالشمش اذا غيبها عن الابصارالسجاب

بهره بودن از من در عصر غيبتم ، مانند بهره بردن از آفتاب است هنگامى كه زير ابرها باشد.

اصولا آن حضرت را غايب ناميده اند، چون «ظاهر » نيست ، نه آن كه«حاضر » نيست . غيبت به معناى«حاضر نبودن » ، تهمت ناروايى است كه به آن حضرت زده اند، و آنان كه بر اين پندارند، فرق ميان«ظهور»است ، نه«حضور» و شيفتگان آن حضرت ، ظهورش را از خدا مى طلبند نه حضورش را. همين است كه وقتى ظاهر مى شود همه انگشت حيرت به دندان مى گزند و با تعجب مى گويند كه او را پيش از اين هم ديده اند.

براى به دست آوردن«سيرت » آن حضرت در دوران غيبت مى توان از برخى روايات ، دعاها، زيارت نامه ها، توقيعات و نامه هاى آن حضرت به بعضى از شيعيان و يا نقل قول هاى متواتر از افراد كاملا مورد وثوق كه به شرف حضور نائل آمده اند، استفاده برد.

آنچه بيش از همه در ميان ادعيه ، توقيعات و... به چشم مى خورد، عنايت خاص آن حضرت به وضعيت شيعيان و گرفتارى هاى آنان در «عصر غيبت » است . به برخى از نكاتى كه در اين متون آمده ، اشاره مى شود:

1 - آگاهى از وضعيت و احوال شيعيان

در توقيعى كه براى «شيخ مفيد » صادر شده ، آمده است :

فانا نحيط علما باءنبائكم و لا يعزب عنا شى من اخباركم  : ما بر اخبار و احوال شما آگاهيم و هيچ چيز از اوضاع شما بر ما پوشيده و مخفى نمى ماند.

2 -  حفظ و نجات شيعيان از گرفتارى ها وشر دشمنان

نيز در همان توقيع اين گونه است :

انا غير مهملين لمراعاتكم و لا ناسين لذكركم ، و لو ذلك لنزل بكم اللاءواء و اصطلكم الاعداء

ما در رسيدگى و سرپرستى شما كوتاهى و اهمال نكرده و ياد شما را از خاطر نبرده ايم ، كه اگر جز اين بود، دشوارى ها و مصيبت ها بر شما فرود مى آمد، و دشمنان ، شما را دشمنان ، شما را ريشه كن مى نمودند.

از جمله اين موارد، نجات مردم «بحرين » از دست نوكران و دست نشاندگان استعمار است . آنگاه كه نخست وزير اين كشور حيله و نقشه اى ريخت تا با شيعيان همچون كفار حربى از اهل كتاب رفتار شود؛ يا«جزيه » پرداخته و ذلت پرداخت آن را تحمل كنند، و يا مردانشان كشته و زنان و كودكانشان به اسارت گرفته شوند، كه آن حضرت در خنثى ساختن اين توطئه نقش بزرگى داشت.

3-  حضور در ميان مردم

ان يكون صاحبكم المظلوم ، المجحود، حقه ، صاحب هذا الامر يتردد بينهم و يمشى فى اسواقهم و يطاء فرشهم و لايعرفوقه حتى ياءذن ا... له ان يعرفهم نفسه ...

صاحب اين امر... در ميان آنها راه مى رود، در بازارهايشان رفت و آمد مى كند، روى فرش هايشان گام برمى دارد، ولى او را نمى شناسند، مگر خداوند به او اجازه دهد تا خودش را به آنان معرفى كند.

در روايتى ديگر از امام اميرالمؤ منين عليه السلام نيز چنين آمده است :

فو رب على ان حجتها عليها قائمة ، ماشية فى طرقاتها، داخلة فى دورها و قصورها، جوالة فى شرق الارض و غربها، تسمع الكلام و تسلم على الجماعة ، ترى ...

سوگند به خداى على ، حجت خدا در ميان آنان هست ، در كوچه و بازار آنها گام برمى دارد و بر خانه هاى آنان وارد مى شود و در شرق و غرب جهان به سياحت مى پردازد و گفتار مردمان را مى شنود و بر اجتماعات آنان وارد شده ، سلام مى دهد. او مردمان را مى بيند...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 19:0  توسط مهدی   | 

پیشاپیش میلاد مسعود سفینه ی نجات حضرت امام حسین ع رو به همه تبریک می گم.
 
یک طنز سیاسی تو یکی از سایتها دیدم که بدم نیومد بذارم .
------------------------------------------------------------------
 
اخيرا از ما سوال شده بنظر شما چرا جناح دويم خردادی ها با وجوديکه آنها را به مجلس راه ندادند دوباره به فکر انتخابات رياست جمهوری افتاده اند. علت واقعی اين کار چيست؟

عرضم خدمت شما. ما که خودمان روزگاری از مسولين کشور بوديم ميدانيم اين آقايون دردشان چيه! فرض کنيد شما ۲۵ سال در مناسب مختلف دولتی کار کرده ايد و حالا ترس اين را داريد که فردا چی ميشه؟ کی رئيس ميشه؟ ما چيکار کنيم؟

يک مقام دولتی يا مسول سياسی در کشور ما عادت کرده که چيزهای زير راداشته باشد و اگر يک روزی آنها را از دست بدهد نميداند چه خاکی بر سر خودش بريزد:

- داشتن حقوق ماهانه از بيت المال: اگر يکی از مقامات اجرايی و لشگری و کشوری جمهوری اسلامی را از محل کارش بيرون کنند نميداند چطوری خرج عيال و بچه ها را دربياورد و ممکن است از گشنگی بميرد.

- داشتن وسيله نقليه دولتی و در صورت امکان راننده: هيچ کدام از مسولين حکومتی ما (از راست يا چپ) بلد نيستند سوار تاکسی شوند و در ۲۵ سال اخير سوار اتوبوس شرکت واحد نشده اند. تا حالا خودشان بنزين نزده اند و برای تعمير ماشين به مکانيکی نرفته اند. حالا اگر يه روزی ماشين دولتی را از آنها بگيرند خانه نشين ميشوند و از منزل بيرون نمی ايند.

- داشتن دفتر کار : يک مدير مملکت اسلامی ما عادت دارد حتما يه دفتر داشته باشد. معمولا گده ها و ديدار با دوستان و فاميل در دفتر ؛حاج آقا؛ برگزار ميشود. که منشی به همه ميگويد ؛حاج آقا جلسه هستند؛ اگر روزی يکی از اين آقايون دفتر نداشته باشد خودکشی ميکند.

داشتن منشی: منشی برای گرفتن پيامها و تلفن ها لازم است. نميشه که حاج آقا خودشان تلفن ها را جواب بدهند!!

نهار دولتی: کسی که سالها نهارش را هر روز به دفتر کارش می آوردند و به اين کار عادت کرده چطور ممکن است از فردا برود ساندويچی غذا بخورد؟!! لازمه مديريت نهار مجانی دولتی است. اگر يک روز مديران اين کشور از کار بيکار شوند از گشنگی تلف ميشوند. آقا حقيقتا اين مسئله نهار برای مديران ما خيلی مهم است. شوخی نگيريد.

سفر های خارجی: يک مدير جمهوری اسلامی خودش به تنهايی عرضه ندارد تا همين سوريه برود ولی در قالب امورات حکومتی هر ننه قمری سفرهای دوردنيا برای ؛ جلسه با طرفهای خارجی؛ ميرود.

مدرک تحصيلی: هر مدير حکومتی ما در دوران زمامداری خودش چه جورايی مدرک دکترا يا فوق ليسانس گرفته است. اين مدارک چون تو خالی هستند فقط بدرد مناصب حکومتی ميخورند و اگر يه روزی خدای نکرده اين مديران از کار بيکار شوند هيچ شرکتی يه دکتر بيسواد را استخدام نميکنه.
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 16:3  توسط مهدی   | 

دموکراسی(1) واژه‏ای یونانی است و از ریشه "demos" به معنای مردم و کراسیا "cratia" یا "krato" به معنای حکومت اخذ شده و به معنای حکومت مردم میباشد.
برای این واژه معانی گوناگونی نقل شده و یک تعریف روشن و دارای حدّ و مرز مشخص (که مورد قبول همه باشد) وجود ندارد هر یک از اندیشمندان سیاسی به فراخور پیش فرض‏های فکری خویش تعریفی ارائه داده‏اند، به همین خاطر پاسخ گویی به سؤال نیازمند تبیین دقیق معنای دموکراسی و بیان حقیقت آن است تا بعد بتوان گفت که اسلام با دموکراسی توافق دارد یا نه؟ اگر دارد، با کدام قسم از آن موافق است.
نویسندگان و اندیشمندانی که درباره دموکراسی بحث کرده‏اند، هر یک به اعتباری خاص و از زاویه‏ای به آن نگریسته و آن را به انواع و اقسامی تقسیم کرده‏اند، به طور مثال "دیوید هلد" یازده مدل دموکراسی را بیان میدارد، مانندذ دموکراسی کلاسیک، دموکراسی حمایتی، دموکراسی تکاملی رادیکال، دموکراسی حقوقی و... "ساموئل هانتینگتون" امواج سه گانه برای دموکراسی بر میشمارد که هر کدام در زمانی ظهور نموده و "بر تراند راسل" شش نوع دموکراسی بیان نموده است.(2) پس میبینید که در مورد دموکراسی معرکه‏ای از آرا و انظار است که بسیار با هم متفاوت میباشد و گاه معانی متضاد بیان شده است. در بسیاری از مباحث مطرح شده در مورد دموکراسی به این تفاوت‏ها توجه کامل نشده است. عدم توجه عاملی برای گمراهی و تحلیل‏های ناصحیح شده است.
از دیگر سو در سیستم حکومتی اسلام، مردم و مسئولان دارای جایگاه کاملاً مشخص میباشند و مقولاتی همانند آزادی، جامعه مدنی و نیز کاملاً تعریف شده میباشد. با توجه به این سخنان در مییابید که پاسخ گویی به این سؤال دشوار است، آن هم در مجال اندک، ولی با توجه به همه این مسائل میتوان گفت: دموکراسی یعنی حکومت مردم یا به تعبیر دیگر مردم سالاری بدین معنا که در امور حکومتی، اعم از قانونگذاری و اجرای قانون و سایر شؤون سیاسی جامعه، مردم نقش داشته باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 21:6  توسط مهدی   |