
هنگامی که به سیر تحول شخصیتی آقای هاشمی رفسنجانی دقت می کنیم, متوجه می شویم که وی قبل و بعد از رحلت امام دچار نوعی دگرگونی شده اند . هاشمی اول انقلاب که در برابر فردی چون بنی صدر که اعتقاد به سیستم لیبرالی داشت ایستادگی می کند با هاشمی بعد از رحلت امام که در دولت سازندگی از الگوهای اقتصادی غرب شروع کرده و در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 به جناح لیبرالها وارد می شود , کاملا متفاوت است . نکته ای که در مورد وی باید توجه کرد اطرافیان ایشان بعد از ریاست جمهوری است . حزب کارگزاران سازندگی که اعضای آن غالبا از اقربای آقای هاشمی هستند تشکیل شد . پس از دوره 8 ساله دولت سازندگی یک شبکه کارگزارانی که بیشتر ماهیت اقتصادی داشت در کل کشور ایجاد گردید که حتی بعدا در زمان آقای خاتمی نیز ( که برنامه اقتصادی خاصی را دنبال نمی کرد و فقط با شعار توسعه سیاسی وارد عرصه شد) صدمه جدی به این شبکه وارد نیامد.
در انتخابات سال 84 آقای هاشمی که با توصیه اطرافیان وارد معرکه شد , پس از قطعی شدن پیروزی احمدی نژاد قصد داشت پیام تبریکی برای رقیب انتخاباتی خود بفرستد که مرعشی (که هم اکنون سخنگوی حزب کارگزاران است ), وی را از این کار منصرف کرد. مشاوره ها و اطلاع رسانی های اطرافیان هاشمی در این مدت در تمایل وی به طرف جبهه اصلاحات بی تاثیر نبوده است . هر چند که آقای هاشمی تلاش می کند خود را شخصیتی فراجناحی معرفی کند اما هم اکنون حزب کارگزاران عملا جز گروه های اصلاح طلب بشمار می رود حزبی که از هاشمی رفسنجانی بعنوان پدر معنوی خود یاد می کند.
در دولت کنونی نیز معضل اطرافیان رئیس جمهور ظهور و بروز عجیبی داشته است . پس از آنکه اسفندیار رحیم مشایی با سخنان سخیف خود که باعث عکس العمل علما و حتی رهبر معظم انقلاب شد , هزینه های بسیاری بر دولت نهم تحمیل نمود, مسئله علی کردان بود که تا مدتها مطرح گشته و وقت و انرژی دولت و مجلس را به خود اختصاص داد . از حواشی مربوط به مدرک آقای کردان نیز نمی توان گذشت . وی قبل از این در زمان ریاست آقای لاریجانی بر صدا و سیما , معاون اداری و مالی سازمان بود. در دانشگاه آزاد نیز جز هیئت علمی گروه حقوق مشغول بوده است. آقای جاسبی و همکاران وی که قبل از این اعلام کردند کردان مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشدی از دانشگاه آزاد نگرفته است چگونه او را بعنوان هیئت علمی پذیرفته اند و با توجه به کدام رزومه علمی و تحصیلی وی را تا مرتبه دانشیاری ارتقا داده اند . نمایندگان مجلس که با بیش از 160 رای موافق به وی اعتماد کردند چطور ؟ آیا بررسی های خود را برای بعد از رای اعتماد گذاشته بودند یا با علم به نادرست بودن مدرک وی , او را به کابینه دولت فرستادند و پس از جنجالی چند ماهه وی را استیضلاح کرده و او را از سمت وزارت کشور کنار زدند. همه این موارد در مسئله آقای کردان جای تامل دارد ولی با تمام این ابهامات باز هم احمدی نژاد در برخورد با این مسئله هزینه بی موردی پرداخت و با توجه به رویه ی انقلابی وی که در عزل و نصبهای قبلی از خود بروز داده بود تعلل در این مورد جای سوال داشت . البته برخی از افراد دخالتها و گاها مشاوره های آقای محمدرضا رحیمی را که معاون پارلمانی رئیس جمهور است و قبلا نامزد تصدی وزارت کشور نیز شد (که با اعتراضهایی همراه بود) را در مورد عدم عزل کردان توسط احمدی نژاد موثر می دانند . آقای رحیمی که یکی از استانداران زمان هاشمی بوده است یکی از اعضای شبکه کارگزارانی است که وارد دولت نهم نیز شده است کسی که در سفر استانی هاشمی به کردستان در زمان ریاست جمهوری اش كشاورزان را مجبور كرد كه دهها تراكتور خود را به گونه اي پارك كنند كه از بالا، جمله "درود بر هاشمي" خوانده شود و علاوه بر اين ظاهرا در همين سفر، بوسه اي چابلوسانه و جانانه نيز بر دستان هاشمي رفسنجاني زده است . حتی بحث جمع کردن امضا از نمایندگان مجلس برای جلوگیری از استیضاح کردان نیز که باعث برکناری عباسی مديركل دفتر پارلماني دولت شد از آن جنس کارهایی است که احتمالا زیر سر این فرد انجام گرفته است .
براستی اطرافیان آقای احمدی نژاد تا چه حد مانند وی هستند. بنظر می رسد آقای احمدی نژاد باید این وصله های ناهمگون را از دولت نهم که به گفته مقام معظم رهبری اصولگراترین دولت می باشد دور سازد .احمدی نژاد باید به این مهم توجه کند تا اعمال و اقوال , مشایی ها , کردان ها و رحیمی ها که خواهی نخواهی به پای دولت نوشته می شوند پاشنه آشیل دولت وی نشوند. درست است که تفاوت آقای احمدی نژاد و هاشمی بسیار است و برخی از تفکرات هاشمی رفسنجانی حتی از اول انقلاب نیز جای سوال داشته است ( طبق کتابهای خاطرات ایشان) اما به هر حال هرگز دوست نداریم احمدی نژاد نیز راهی را بپیماید که هاشمی رفسنجانی بدلیل عدم توجه به اطرافیان پیمود .
آقای احمدی نژاد لطفا مواظب اطرافیان خود باشید !