تبليغاتX
آسمانی
هر که می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند .

بالاخره پس از کش  و قوس های چند ماهه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برگزار گردید و همانطور که انتظار می رفت باراک اوباما بعنوان چهل و چهارمین رئیس جمهور آمریکا برگزیده شد.
در اين ميان برخی از اصلاح طلبان از پیروزی اوباما چنان خوشحال شدند که گویی اوباما قرار است منجی آنان گردد. تا آنجا که برخی، از این انتخابات به دوم خرداد آمریکایی تعبیر کردند. اما واقعا با روی کار آمدن اوباما سیاستهای امریکا تغییر خواهد کرد ؟
شاید اگر این سوال چندین ماه قبل مطرح می شد جواب دادن به آن سخت می بود, زمانی که اوباما مكرر صحبت از ارتباط با ايران و گفتگوی رو در رو با آقاي احمدي نژاد را پيش مي كشيد و حمله بوش به عراق را احمقانه توصيف مي كرد. اما هرچه به روز انتخابات نزدیک تر شدیم، دیدیم که وي در مورد برخی از گفته های خود سکوت و در برخی موارد تغییر موضع داد. البته از ابتدا این گمان که او بتواند تغییرات اساسی را در روند حاکم بر آمریکا رقم بزند، خیالی ساده لوحانه بنظر مي آمد.
اما شکی نیست که مردان پشت پرده سیاست امریکا از روی کار آمدن اوباما مقاصد خاص خود را دنبال می کنند. آمریکا هم اکنون در عراق و افغانستان در وضع بسیار بدی قرار دارد و از لحاظ اقتصادی در سراشیبی سقوط قرار گرفته است. انتخاب اوباما بیش از هر چیز اعتراضی به عملکرد هشت ساله بوش می باشد که چهره ای کریه از آمریکا را در نظر جهانیان رقم زد. از طرفی شعارهای عدالت محور احمدی نژاد در این مدت و سیاست های بین المللی دولت نهم در 3 سال گذشته که بر مبنای عزت و حمله به مبانی ایدئولوژیک غرب سامان گرفته است، موجبات محبوبیت بیش از پیش ایران و شخص رئيس جمهور در بین مستضعفین و کشورهای مظلوم جهان شده است. و آن چیزی که نمی توان نسبت به آن بی توجه ماند تغییر موضع سیاستمداران آمریکایی است، با توجه به اين واقعيتها است. آنها که با سیاستهای جنگ طلبانه بوش در خاورمیانه جایگاه خود را در نزد مردم جهان، جایگاهی انسان دوستانه نمی بینند با روی کار آوردن شخصی مانند اوباما قصد دارند، سیمای شخص اول کشور خود را از چهره ی تجاوزکارانه بوش  به چهره صلح طلبانه و انسان دوستانه اوباما تغییر دهند.


سياستمداران آمريكايي در کشورهای مختلف (از جمله خود آمريكا) سعی دارند که اوباما را مانند یک فرشته نجات معرفی کنند. شعار تغییر که اصلی ترین شعار اوباما است  نیز صحه ای بر این مطلب است. آمریکا به این نتیجه رسیده است که از عراق باید بیرون بیاید و حال با تغییر رئیس جمهور و بصورت آبرومندتری قصد انجام این کار را دارد و می تواند خیلی راحت بوش را آماج انتقادات قرار دهد و بوسیله اوباما چهره کریه خود را در نظر مردم دنیا سر و سامان بخشد. از طرفي بعيد نيست، بن بست آمريكا در مورد بحث هسته اي نيز كه هرگونه عقب نشيني را براي دولت بوش به منزله شكست در برابر ايران بدل كرده بود ، توسط اين سيه چرده اصلاح طلب به سرانجام رسد.
اوباما آمده است تا در بين مردم پابرهنه نيز محبوب باشد. از هم اکنون اوباما رقیبی جدی برای احمدی نژاد خواهد بود. بدين ترتيب او ماموریت دارد تا محبوبیت روز افزون احمدی نزاد را در بین مردم جهان (بویژه در بین کشورهای مستضعف) کاهش دهد. شاید بتوان گفت رقابت بین اوباما و احمدی نژاد با ارسال نامه احمدی نژاد به اوباما شروع شده است . این نامه در شرایطی به امریکای در حال فروپاشی ارسال شد که برخی آنرا با نامه امام (ره) به گورباچف مقایسه می کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 19:3  توسط مهدی   | 

صبح امروز همزمان با برگزاری اولین کنگره سیتوتکنولوژی در دانشگاه فردوسی مشهد، شرکت نستله قصد توزیع رایگان محصولات خود (از جمله نسکافه) در مقابل سالن اجتماعات دانشکده علوم اداری و اقتصادی را داشت که با حضور دانشجویان بسیجی و حزب اللهی موفق به انجام آن نشد.
شرکت صهیونیستی نستله در راستای سیاستهای تبلیغی خود در سطح مشهد، طی چند روز گذشته فعالیتهایی را شروع کرده است و در برخی معابر و میادین عمومی نیز اقدام به توزیع محصولات خود می نماید. قبل از این نیز این شرکت خصوصی در موسسه آموزش عالی توس مشهد نسبت به توزیع رایگان محصولات خود اقدام کرده بود که اقدام جدی در برابر آن انجام نگرفت. تا اینکه صبح روز دوشنبه 20 آبان در حاشیه برگزاری کنگره سیتوتکنولوژی در دانشگاه فردوسی مشهد نیز دکه ی توزیع رایگان محصولات نستله برپا گردید که پس از اعتراض دانشجویان ارزشی از دانشکده اخراج شدند.
دانشجویان ابتدا 15 دقیقه به مسئولین توزیع نسکافه (از محصولات شرکت نستله)  فرصت دادند تا دانشگاه را ترک کنند و پس از اینکه با بی توجهی و گستاخی آنان روبرو شدند، کلیه عوامل و امکانات شرکت صهیونیستی را از دانشگاه بیرون کردند.


لازم به تذکر است که، نام شركت نستله به دليل ارتباط وثيق اقتصادي با رژيم صهيونيستي، در ليست معتبر‌ترين نهادهاي بين‌المللي تحريم اسرائيل موجود است و تاكنون در نقاط مختلف جهان اين شركت توسط گروه‌هاي مختلف مسلمان و غيرمسلمان، به دليل كمك به رژيم صهيونيستي تحريم شده است.
پیش از این نیز چند تشكل‌ دانشجویی در نامه‌ای به ریاست سازمان صدا و سیما، به تبلیغات محصولات نستله در تلویزیون اعتراض كرده بودند.
نستله در ايران عملاً فعاليت‌هاي خود را از سال 2001 با خريد امكانات توليدي موجود از يك شركت داخلي (در محمديه قزوين) با توليد نسكافه، كافي ميت، مگي و ... آغاز كرد. نستله فعاليت‌هاي تبليغي خود را طي مدت تاسيس خود به تدريج افزايش داده است؛ از ماشين‌هاي ويژه‌ تبليغاتي توزيع محصولات تا عرضه‌ رايگان برخي محصولات در برخي محافل و مجالس فرهنگي مانند جشنواره فيلم فجر، آگهي‌هاي روزنامه‌ها، بيلبوردها، دانشگاه‌ها، اتوبوس‌ها و ... .  رئيس نستله ايران يك غيرايراني به نام «پير تروبا» است و پرسنل آموزش ديده اين شركت 180 نفر مي‌باشند.
نستله در سال 1998 جایزه جوبیلی (Jubilee Award) را از دست نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی (بنیامین نتانیاهو) دریافت کرد. این جایزه به بزرگترین شرکت‌های تامین کننده اقتصاد اسرائیل اعطا شده است.
این شرکت در سال 2000 میلادی، مبلغ 6/14 میلیون دلار به صندوق غرامت هلوکاست واریز کرده است. آمريكا سالانه 24 ميليون دلار را به ازاي سرمايه‌گذاري در اسرائيل به اين شركت اعطا مي‌كند.
شرکت نستله مالک 1/50 درصد سهام شرکت اسرائیل Osem (از بزرگترین شرکت‌های غذایی اسرائیل) است و آمریکا سالانه 24 میلیون دلار را به ازای سرمایه‌گذاری در اسرائیل به این شرکت اعطا می‌کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 14:55  توسط مهدی   | 

هنگامی که به سیر تحول شخصیتی آقای هاشمی رفسنجانی دقت می کنیم, متوجه می شویم که وی قبل و بعد از رحلت امام دچار نوعی دگرگونی شده اند . هاشمی اول انقلاب که در برابر فردی چون بنی صدر که اعتقاد به سیستم لیبرالی داشت ایستادگی می کند با هاشمی بعد از رحلت امام که در دولت سازندگی از الگوهای اقتصادی غرب شروع کرده و در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 به جناح لیبرالها وارد می شود , کاملا متفاوت است . نکته ای که در مورد وی باید توجه کرد اطرافیان ایشان بعد از ریاست جمهوری است . حزب کارگزاران سازندگی که اعضای آن غالبا از اقربای آقای هاشمی هستند تشکیل شد . پس از دوره 8 ساله دولت سازندگی یک شبکه کارگزارانی که بیشتر ماهیت اقتصادی داشت در کل کشور ایجاد گردید که حتی بعدا در زمان آقای خاتمی نیز ( که برنامه اقتصادی خاصی را دنبال نمی کرد و فقط با شعار توسعه سیاسی وارد عرصه شد) صدمه جدی به این شبکه وارد نیامد.
در انتخابات سال 84 آقای هاشمی که با توصیه اطرافیان وارد معرکه شد , پس از قطعی شدن پیروزی احمدی نژاد قصد داشت پیام تبریکی برای رقیب انتخاباتی خود بفرستد که مرعشی (که هم اکنون سخنگوی حزب کارگزاران است ), وی را از این کار منصرف کرد. مشاوره ها و اطلاع رسانی های اطرافیان هاشمی در این مدت در تمایل وی به طرف جبهه اصلاحات بی تاثیر نبوده است . هر چند که آقای هاشمی تلاش می کند خود را شخصیتی فراجناحی معرفی کند اما هم اکنون حزب کارگزاران عملا جز گروه های اصلاح طلب بشمار می رود حزبی که از هاشمی رفسنجانی بعنوان پدر معنوی خود یاد می کند.
در دولت کنونی نیز معضل اطرافیان رئیس جمهور ظهور و بروز عجیبی داشته است . پس از آنکه اسفندیار رحیم مشایی با سخنان سخیف خود که باعث عکس العمل علما و حتی رهبر معظم انقلاب شد , هزینه های بسیاری بر دولت نهم تحمیل نمود, مسئله علی کردان بود که تا مدتها مطرح گشته و  وقت و انرژی دولت و مجلس را به خود اختصاص داد . از حواشی مربوط به مدرک آقای کردان نیز نمی توان گذشت . وی قبل از این در زمان ریاست آقای لاریجانی بر صدا و سیما , معاون اداری و مالی سازمان بود. در دانشگاه آزاد نیز جز هیئت علمی گروه حقوق مشغول بوده است. آقای جاسبی و همکاران وی که قبل از این اعلام کردند کردان مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشدی از دانشگاه آزاد نگرفته است چگونه او را بعنوان هیئت علمی پذیرفته اند و با توجه به کدام رزومه علمی و تحصیلی وی را تا مرتبه دانشیاری ارتقا داده اند . نمایندگان مجلس که با بیش از 160 رای موافق به وی اعتماد کردند چطور ؟ آیا بررسی های خود را برای بعد از رای اعتماد گذاشته بودند یا با علم به نادرست بودن مدرک وی , او را به کابینه دولت فرستادند و پس  از جنجالی چند  ماهه وی را استیضلاح کرده و او را از سمت وزارت کشور کنار زدند. همه این موارد در مسئله آقای کردان جای تامل دارد ولی با تمام این ابهامات باز هم احمدی نژاد در برخورد با این مسئله هزینه بی موردی پرداخت و با توجه به رویه ی انقلابی وی که در عزل و نصبهای قبلی از خود بروز داده بود تعلل در این مورد جای سوال داشت . البته برخی از افراد دخالتها و گاها مشاوره های آقای محمدرضا رحیمی را که معاون پارلمانی رئیس جمهور است و قبلا نامزد تصدی وزارت کشور نیز شد (که با اعتراضهایی همراه بود) را در مورد عدم عزل کردان توسط احمدی نژاد موثر می دانند . آقای رحیمی که یکی از استانداران زمان هاشمی بوده است یکی از اعضای شبکه کارگزارانی است که وارد دولت نهم نیز شده است کسی که در سفر استانی هاشمی به کردستان در زمان ریاست جمهوری اش كشاورزان را مجبور كرد كه دهها تراكتور خود را به گونه اي پارك كنند كه از بالا، جمله "درود بر هاشمي" خوانده شود و علاوه بر اين ظاهرا در همين سفر، بوسه اي چابلوسانه و جانانه نيز بر دستان هاشمي رفسنجاني  زده است . حتی بحث جمع کردن امضا از نمایندگان مجلس برای جلوگیری از استیضاح کردان نیز که باعث برکناری عباسی مديركل دفتر پارلماني دولت شد از آن جنس کارهایی است که احتمالا زیر سر این فرد انجام گرفته است .
براستی اطرافیان آقای احمدی نژاد تا چه حد مانند وی هستند. بنظر می رسد آقای احمدی نژاد باید این وصله های ناهمگون را از دولت نهم که به گفته مقام معظم رهبری اصولگراترین دولت می باشد دور سازد .احمدی نژاد باید به این مهم توجه کند تا اعمال و اقوال , مشایی ها , کردان ها و رحیمی ها که خواهی نخواهی به پای دولت نوشته می شوند پاشنه آشیل دولت وی نشوند. درست است که تفاوت آقای احمدی نژاد و هاشمی بسیار است و برخی از تفکرات هاشمی رفسنجانی حتی از اول انقلاب نیز جای سوال داشته است ( طبق کتابهای خاطرات ایشان) اما به هر حال هرگز دوست نداریم احمدی نژاد نیز راهی را بپیماید که هاشمی رفسنجانی بدلیل عدم توجه به اطرافیان پیمود .

آقای احمدی نژاد لطفا مواظب اطرافیان خود باشید !

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 14:59  توسط مهدی   |