تبليغاتX
آسمانی
هر که می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند .

شریعتمداری

به گزارش خبرگزاري فارس از مشهد، حسين شريعتمداري ظهر روز یکشنبه در جمع دانشجويان بسيجي دانشگاه فردوسي مشهد با اشاره به وجود جريان نفاق در كشور افزود: منظورم از جريان نفاق مجاهدين خلق كه اكنون مرده‌اند نيست بلكه جرياني است كه با دشمنان انقلاب اسلامي خلوت و همراهي در سياست‌هاي آنان مي‌كنند.
مدير مسئول روزنامه كيهان سياه‌نمايي را يكي از اقدامات اين جريان برشمرد و گفت: اين افراد با انجام سياه‌نمايي نقاط قوت دولت را به عنوان ضعف معرفي مي‌كنند.
شريعتمداري به عنوان نمونه، هجمه واردكردن به سياست خارجي دولت نهم به‌عنوان نقطه قوت اين دولت را يكي از سياه‌نمايي‌هاي جريان نفاق دانست.
وي با اشاره به اعتقاد آنان به سياست تنش‌زاديي ادامه داد: سياست تنش‌زدايي آنان برخلاف تنها احترام گذاشتن به خط قرمزهاي طرف مقابل بود.
شريعتمداري قرارگرفتن ايران در محور شرارت، حمله به عراق توسط آمريكا و صدور چند قطعنامه را از جمله اتفاقات در دوران سياست خارجي تنش‌زدايي دانست.
وي خاطرنشان كرد:‌ امروز حداقل درصورت مشاهده كردن همخواني جرياني با سياست‌هاي دشمنان انقلاب، بايد به آن به عنوان يك جريان منافق شك كرد.
وي افزود: متاسفانه افراد اين جريان خود را نشان نمي‌دهند و در پشت پرده پنهان هستند و اعضاي خود را كه از انسان‌هاي ساده هستند به ميدان مي‌فرستند.
شريعتمداري با اشاره به پناهندگي تعدادي از افراد جريان نفاق به دشمنان انقلاب اسلامي خاطرنشان كرد: بايد به اين جريان به علت فرار تعدادي از افراد اين جريان به انگليس و آمريكا براي پناهندگي شك كرد.
مديرمسئول روزنامه كيهان ايجاد جريان موازي را مهم‌ترين ابزار براي مقابله با اين جريان برشمرد.
وي افزود: ‌امام در اواخر عمرشان به كرات نسبت به ترويج اسلام آمريكايي در كشور احساس خطر مي‌كردند و هشدار مي‌دادند.
وي سراب بودن، عدم ظلم‌ستيزي باوجود شبيه بودن به اسلام ناب را خصوصيات اسلام آمريكايي ذكر كرد.
شريعتمداري با تاكيد بر اينكه بايد در مسير ظلم‌ستيزي و اسلام ناب محمدي حركت ‌كنيم افزود: ادعاي ايده‌آل بودن در مبارزه با فساد اقتصادي و زشتي‌ها و رسيدن به نقطه كمال را نداريم.
مديرمسئول روزنامه كيهان افزود: وجود ناهنجاري‌هاي گوناگون در جامعه از جمله اقتصادي به دليل عملكردمان است.
وي دليل مخالفت استكبار با نظام جمهوري اسلامي را ماهوي دانست و گفت: از شروع پيروزي انقلاب اسلامي جنگ و مقابله‌هاي دشمنان انقلاب اسلامي با اين نظام به شيوه‌هاي گوناگون از جمله كودتا، جنگ تحميلي، تحريم اقتصادي و... وجود داشته و دارد.
وي در عين‌حال تصريح كرد: انقلاب اسلامي به‌دليل ايجاد قطب اسلامي پيروز اين ميدان است‌.
شريعتمداري همچنين در پاسخ به سئوال دانشجويي مبني بر زنداني كردن تعداد از دانشجويان سياسي به دليل اظهار عقيده گفت: در جمهوري اسلامي ايران تمامي مردم ابراز عقيده مي‌كنند و در اين نظام، كسي را به دليل بيان عقايدش زنداني نمي‌كنند و زنداني شدن افراد به خاطر اظهار عقايدش قابل قبول نيست. وي ادامه داد: ماجراي اين افراد توسط عده‌اي وارونه ارائه مي‌شود به‌طوري‌كه در گذشته نمونه‌هايي مطرح شده كه با واقعيت متفاوت بود.


شريعتمداري همچنين در پاسخ به سئوالي مبني بر اينكه آيا منظور مقام معظم رهبري مبني بر بي بند و باري در اظهارات، افراد داخل حاكميت است اظهار داشت: دليلي ندارد كه مخاطب فرمايش مقام معظم رهبري نيروهاي درون انقلاب نباشند و بنابراين ممكن است هشدار رهبري به نيروهاي درون حاكميت باشد. وي با تاكيد بر مصون نبودن نيروهاي انقلاب از برخورد در صورت انجام خطا اظهار داشت:‌ در روزنامه كيهان نيز به بسياري از بي‌بند و باري در اظهارات اشاره كرده‌ايم. شريعتمداري افزود: براساس تعريف رهبري نقد و تخريب متفاوت است به‌طوري كه نقد دلسوزانه با هدف اصلاح است ولي تخريب هدفش اصلاح نيست و در آن نقاط قوت به صورت ضعف ديده مي‌شود. وي با اشاره به نقدهاي دلسوزانه خود به دولت گفت:‌ بعضي‌ها با تخريب دولت درصدد زشت نشان دادن آن بدون ارائه دليلي هستند.
وي موضوع كارشناسانه بودن كارهاي دولت را يكي ديگر از هجمه‌هاي عده‌اي براي زشت جلوه دادن دولت برشمرد و گفت: با مقايسه دولت كنوني با دولت گذشته سواد و كارشناسي اين دولت كمتر از دولت‌هاي گذشته نيست. نماينده ولي فقيه در موسسه كيهان ادامه داد: كابينه احمدي‌نژاد در كارشناسي، نمره 90 از 100 را در صورت كم كردن عده‌اي از اين كابينه دارد.
وي در پاسخ به سئوالي مبني بر مدرك كردان افزود: اولين نفري بودم كه به موضوع كردان در كشور با نوشتن يادداشتي در روزنامه كيهان پرداختم ولي عده‌اي از افراد اصلاح طلب در مجلس گفتند كه نبايد منتظر ماند كه ببينيم كه كيهان چه مي‌گويد.
شريعتمداري با اشاره به اعتراض خود به رحيم‌مشايي به دليل اظهاراتش گفت:‌ كيهان براي نخستين بار در كشور به اظهارات مشايي درباره اسرائيل اعتراض كرد كه وي نيز از اين روزنامه به دادگاه شكايت كرد.

شریعتمداری

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 22:19  توسط مهدی   | 

24 آبان خبر مسافرت نيكسون به تهران با موجي از اعتراضات دانشجويي همراه است. هنوز چند ماه از كودتاي آمريكايي مرداد ماه 1332 نگذشته است. در همین حال تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران، در اعتراض به ورود «دنیس رایت»، کاردار جدید سفارت انگلستان در ایران، از 14 آذر 1332 شروع مي شود. روز 15 آذر، تظاهرات، به خارج از  دانشگاه کشیده شده و ماموران عده اي از دانشجویان را مجروح و گروهی را دستگير و زندانی مي كنند. صبح روز 16 آذر 1332، گارد شاهنشاهی وارد دانشگاه مي شود تا با ایجاد رعب و وحشت، محیط را برای بهره‌برداری و گرفتن زهر چشم از دانشجویان آماده سازد. ماموران گارد با حمله به دانشجویان سه تن از آنان را به نام‌های «احمد قندچی، آذر شریعت‌رضوی و مصطفي بزرگ‌نیا» به شهادت مي رسانند. خون این سه دانشجوی جوان نثار قدم نامبارک معاون رییس جمهور آمريكا شد تا فردای آن روز نیکسون با حضور در دانشگاه تهران دکترای حقوق دريافت كند. اين سه قطره خون ريخته مي شود و آن چيزي كه آشكارا مشهود است هدف استكبار ستيزي و مقابله با دخالتهاي آمريكا در ايران است. و همين آمريكا ستيزي در اين واقعه است كه اين روز را جاودانه كرده و 16 آذر را با عنوان روز دانشجو در تقويم انقلاب اسلامي ثبت نموده است و بيراه نيست اگر بگوئيم روز دانشجو مترداف با روز امريكاستيزي است. نكته اي كه مقام معظم رهبري نيز در جمع دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف به آن اشاره دارند : «از اول انقلاب می‌شد کاری بکنند که 16 آذر اصلا فراموش بشود، چون این‌قدر ما حوادث داشتیم.اما نه، مسئولان کشور و علاقه‌مندان به مسایل کشور، مایل‌اند خاطره‌ی این روز زنده بماند، چرا؟ چون آن روز به خاطر سخن حقی، اتفاقی در دانشگاه افتاد که بعدها، جبهه دژخیمان، به خاطر همان هدفی که جوانان داشتند و هدف والایی هم بود، با آنها مقابله کردند و به کشته شدن سه نفر انجامید. مسئله آن روز چه بود؟ ضدیت با امریکا. حالا چه موقع؟ آن وقتی که سیاست امریکا و دولت امریکا و رژیم امریکا و عناصر اطلاعاتی و نظامی امریکا در تمام شئون این کشور حاکم بودند».
شايد بتوان گفت حادثه 16 آذر اولين حركت جدي جنبش دانشجويي در مقابله با آمريكا و ايستادگي در برابر خفقان بعد از كودتاي آمريكايي 28 مرداد 32 محسوب مي شد كه پس از آن جنبشهاي دانشجويي را در برابر رژيم شاهنشاهي انسجام بيشتري بخشيد، بطوريكه مي توان ميتينگ 30000 نفره سال 1339 دانشجويان در پارك لاله و اعتصاب 4000 نفره در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران در بهمن سال 1340 را نيز مواردي در امتداد اين اعتراضات به رژيم وابسته به آمريكاي شاه بحساب آورد. تلاش های جنبش دانشجویی در سال های تاسیس دانشگاه تا دهه 1340 با برخورد خشن و سرکوب گرانه رژیم مواجه شد تا جنبش ذاتا رادیکال ،ایده ال طلب و پرانرژی دانشجویی را به طرف موضع گیری قهر آمیز و انقلابی کشاند.
با اينكه برخي بر نفوذ تفكرات كمونيستي بر لايه هاي دانشجويي آن زمان تاكيد دارند اما حضور چشمگير دانشجويان در واقعه 15 خرداد 1342 كه باعث شد دانشگاه تهران به محاصره تانكهاي رژيم درآيد نفوذ روحانيت و بويژه امام خميني (ره) را در بين دانشجويان آشكار ساخت . اما شاه بيت اقدامات جنبشهاي دانشجويي را مي توان در 13 آبان سال 58 و در تسخير  لانه جاسوسي آمريكا در ايران مشاهده كرد كه باعث شد دانشجويان, سياستمدارانِ آمريكادوستِ نفوذ كرده در انقلاب  را از كار بركنار كرده و انقلاب دوم را در ايران رقم زنند.
اكنون پس از گذشت بيش از نيم قرن از واقعه 16 آذر كه آغازگر گفتمان استكبار ستيزي در جنبشهاي دانشجويي بود اينكه يك عده بعنوان دانشجو ، و با تحريك عوامل خارج دانشگاه،  نقطه مقابل حرکت 16 آذر را علم بکنند، و با گرایش به امریکا و مكتب ليبرال دموكراسي و  عناویني مانند آزادي و حقوق بشر (از نوع آمريكايي) سعي در مصادره كردن اين حركت استكبار ستيزانه داشته باشند چگونه قابل پذيرش خواهد بود؟ آن دسته از افراطيوني كه هدفشان از جنبش دانشجويي، تكرار واقعه 18 تير است،( 18 تيری که امريكا و برخي وابستگانش و رسانه‌هاي خبر پراكني را شاد كرد بطوريكه به تصور خود هر لحظه منتظر براندازي نظام بودند)، چه نسبتي با 16 آذر دارند؟

یک مطلب دیگر در این زمینه از دوست عزیزم آقای ابراهیمی پور در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 16:20  توسط مهدی   | 

پنج نفر كه هر كدام مدعي دروغين مهدويت بودند دستگير و روانه زندان شدند . اين خبر را چندی پيش دادستان قم اعلام كرده است.
سوالي كه در اين زمينه و موارد مشابه خودنمايي مي كند، اين است كه چرا ادعاي رابطه با امام زمان، خواب ديدن ها، نظر كرده هاي دروغين و ... زياد شده است.
شايد در اين خصوص دلايل و ديدگاههاي متعددي وجود داشته باشد، اما دو نكته را مي توان برجسته تر ديد.
اول آنكه اعتقادات پاك و راسخ مردم ايران به ائمه اطهار (ع) و حركت در مسير اسلام ناب محمدي (ص)، مهمترين رمز سربلندي و توفيقات اين ملت بوده كه در طول تاريخ اجازه نداده است بيگانگان هويت و شرف او را لكه دار كنند، هر چند در اين مسير فراز و نشيب هايي نيز ديده است . از اين رو طبيعي است كه دشمنان اين ملت براي به زانو در آوردن آن نقاط قوت و اتكاي ملت را هدف گرفته و با ترفندهاي گوناگون در صدد لوث كردن اعتقادات ملت برآيند، در اين پروسه بسيارند افرادي كه آگاهانه دست به شيادي زده و با ادعاهاي بي پايه در صدد لوث كردن اعتقادات ملت برآيند ، و با منحرف كردن گفتمان مهدويت سعي در تخريب باورهاي مردم در دراز مدت داشته باشند، برخي هم البته از سر ناآگاهي و شايد هم براي كسب درآمد چنين كنند.
در كنار اين عامل شايد بتوان به عامل ديگري اشاره كرد كه به سهم خود بسترساز اين موضوع است . مفهوم انتظار در بطن خود به دو موضوع اشاره دارد اول ايمان و احساس؛ و دوم معرفت و عمل .
حال اگر در جامعه اي كه صاحبان بصيرت و دانش نسبتا در اقليت مي باشند، بعد اول مفهوم انتظار را بصورت گسترده تبليغ كنيم طبعا فضايي ايجاد مي شود كه عده اي فرصت طلب از فضاي پيش آمده سو استفاده نمايند. بگونه اي كه مسائل احساسي مانند ملاقات با امام زمان از مفهوم واقعي انتظار مهمتر شده و بجاي بالا بردن سطح معرفت، بيشتر به نقل مواردي اينچنيني اهتمام ورزيده مي شود (هر چند برخي از آنها از لحاظ اخلاقي تاثير گذارند) و متاسفانه از جمله مشاغل دائم جماعت شيعه، ذكر احوالات ملاقات با آقا مي گردد. هر روز كتابي منتشر مي شود؛ ديدار پيرمردان با امام زمان، ديدار جوانان با امام زمان، ديدار ميانسالان با امام زمان، ديدار زنان با امام زمان، ديدار علما با امام زمان، ديدار عرفا با امام زمان، ديدار گنهكاران با امام زمان و... بدين ترتيب، ديدنِ آقا جذاب ترين بخش از ماجراي انتظار شده و افرادي كه ادعاي ديدار با ايشان را مي كنند مورد اقبال قرار مي گيرند.
بديهي است در صورتي كه دو بعد «ايمان و احساس» و «معرفت و عمل» بطور متناسب در جامعه مطرح گردد و سطح دانسته هاي مردم بصورت متقارن رشد كند بسياري از شيادان و مدعيان توسط مردم عادي قابل تمييز خواهند بود.
به عبارت ديگر افراط در احساس گرايي بدون توجه به معرفت و عمل گرايي باعث ايجاد فضايي خواهد گرديد كه اصل مفهوم در دراز مدت لوث شده و جامعه از موهبتي الهي كه عامل پويايي و بالندگي جامعه مي باشد ، محروم گردد. شكي نيست اگر عملا اقدامي در جهت زمينه سازي ظهور و تحقق دولت جهاني اسلام صورت نگيرد، بنا بر حكمت الهي غيبت،  امام زمان (عج) از زندان 1200 ساله ي اعمال و رفتار، ما  رهايي نخواهد يافت.

با تشکر از آقای قاسم حبیب زاده

لینک مطلب در خبرگزاری فارس

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 23:42  توسط مهدی   | 

جلسه مناظره بين حجت الاسلام روانبخش و احمد قابل، بعد از ظهر روز یکشنبه در سالن اجتماعات دانشكده علوم  اداري و اقـتـصادي دانشگاه فردوسی مشهد بـرگـزار گرديد . چون ديدم در رسانه ها به آن صورت به این جلسه پرداخته نشده، خلاصه اي (البته ناقص) در مورد اين جلسه از MP3 Player ام پياده كردم .

 اين جلسه كه با حضور  چشمگير دانشجويان همراه بود حدودا از ساعت 2:15 با قرائت قران آغاز شد. در ابتداي جلسه  آقاي قابل خود را نماينده جناح اصلاحات ندانسته و اظهار داشت كه گفته هايش در جلسه نظرات شخصي وي خواهد بود. سوال اول اين جلسه ( كه گويا قرار بوده است با دو سوال ديگر تكميل شود) در مورد  ارزشها و اصول انقلاب و مصاديق و شاخصه هاي آن بود كه طرفين نظرات خود را در اين مورد بيان كردند اما با گذشت روند جلسه بحث از موضوع اصلي خود خارج شده و به مطالب ديگر پرداخته شد.
 آقاي روانبخش اصول انقلاب اسلامي را قانون اساسي و مانيفست امام خميني ره (بیانات امام ره كه در صحيفه نور آمده است) دانسته و از آقاي قابل خواست تا نسبت خود را با قانون اساسي و امام (ره) مشخص نمايد كه آقاي قابل خود را ملتزم به اجراي قانون اساسي دانست (حتي اگر از نظر علمي  برخي از قسمتهاي آنرا قبول نداشته باشد) و با قرائت خودشان آنرا قبول كرد ، اما در مورد بيانات امام (ره) ايشان از "آيت ا... خميني" بعنوان يك فرد زحمت كشيده و عالم ياد كرده و از پذيرش تمام بيانات حضرت امام ره امتناع كرد.
سپس متن مصاحبه آقاي قابل با دويچه وله توسط آقاي روانبخش قرائت گرديد كه در آن آقاي قابل از اعتقاد خود به  سكولاريسم سخن به ميان آورده و گفته بود: « من بطور طبیعی معتقدم که نهاد دین از نهاد حکومت جداست. این را به لحاظ نظری و اعتقادی، اعتقاد دینی من است.  » وي در ادامه مصاحبه گفته است : « من اعتقاد ندارم که دین اسلام، طرح خاصی راجع به حکومت دارد».
آقاي قابل كه در اين جلسه خود را از شاگردان آقاي منتظري معرفي مي كرد در اين مورد اظهار داشت كه به جدايي دين از سياست اعتقاد ندارد و اسلام را بدليل وجود احكام اجتماعي آن يك دين سياسي مي داند. وی در ادامه جدايي نهاد دين از نهاد سياست را مطرح كرده و روحانيت را نهاد دين معرفي نمود و وظيفه آنها را تلاش براي كشف معارف ديني و نه چيز ديگر عنوان کرد.  در ادامه سخنان خود نيز وظيفه انبيا را فقط بشير و نذير بودن دانست. آقاي روانبخش نيز در جواب با استناد به سخن امام ره از اسلام بدون روحانيت به مانند كشور بدون طبيب ياد كرد. و با اشاره به تدوين قانون اساسي توسط روحانيون و تشكيل جمهوري اسلامي،  اسلام را داراي برنامه براي حكومت دانست . روانبخش حاكميت الهي را در برابر حاكميت مردمي مانند رابطه اعتماد به نفس و اتكاي به خدا معرفي كرد و حاكميت مردم بر مردم را نفي حاكميت ساير كشورها بر مردم و يا نفي حاكميت اشراف بر عموم مردم خوانده و آن را  در طول حاكميت خدا دانست نه در عرض آن.
سپس بحث از موضوع اصلي خود منحرف شده و به ولايت فقيه كشانده شد كه آقاي قابل اعلام آمادگي كرد تا حتي در حوزه علميه در مورد ولايت فقيه بحث نمايد. وي در ادامه از آيت ا... مصباح بعنوان استاد فلسفه مشاع ياد كرد ولي ايشان را در مسائل فقهي صاحب نظر ندانست و اظهار داشت كه ايشان حق دخالت در مورد مسائل فقهي را ندارد. وي عنوان كرد: « من حاضرم اين مطلب را (ولايت فقيه ) با كسي كه فقيه است  بنشينم و بحث كنم». قابل خود را مسلط بر بيش از 250000 روايت دانست و گفت كه اعتقادات خود را در وبلاگ شخصي خود درج نموده است ولي كسي آنها را نقد نمي كند.
آقاي روانبخش نيز در مورد اينكه اگر مردم حكومت اسلامي را قبول نداشته باشند وجود اين حكومت زير سوال خواهد رفت یا نه، به زمان حكومت امام علي (ع) و جنگهاي ايشان اشاره كردند كه ايشان براي حفظ حكومت اسلامي فقط در جنگ نهروان 4000 نفر از خوارج را كشتند و در جنگهاي ديگر مانند جمل و صفين براي تحقق حكومت اسلامي ، جهاد نمودند و صرف اينكه عده قليلي بگويند ما حكومت اسلامي نمي خواهيم از مواضع خود عقب ننشستند. وي سپس به داستان انبيا گذشته اشاره كرد و گفت اگر مردم همگي از حكومت خدا روي برگردانند و اجازه تحقق آن را ندهند حق با آنها نيست چون مورد عذاب الهي قرار خواهند گرفت و كسي كه مورد عذاب خدا قرار گيرد در مسير حق قدم برنداشته است.
بعد از آن مباحثي در مورد شيخ حسينعلي منتظري و جریان عزل او مطرح شد .آقاي قابل در اين باره مدعي شد « اگر تعداد منافقين اعدامي سال 67 از 3000 نفر كمتر بود من را اعدام كنيد» وي سپس با قرائت آيه ي 3۳ سوره اسرا (ولا تقتلوا النفس الّتى حرّم اللَّه الّا بالحقّ و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليّه سلطاناً فلا يسرف فى القتل انّه كان منصورا) اين واقعه را مصداق اسراف در قتل دانست!!! قابل در ادامه تعداد شهداي قبل از انقلاب (از ۱۵ خرداد ۴۲ تا ۲۲ بهمن ۵۷) را با تعداد منافقين اعدامي مقايسه كرد.
آقاي روانبخش به جنايات منافقين در ابتداي انقلاب از جمله ترور شهيدان بهشتي، رجايي، باهنر و شهداي محراب و حمله نظامي آنها در عمليات مرصاد به كشور اشاره و از اينكه آنان را مظلوم بدانيم اظهار تاسف نمود و دفاع آقاي منتظري از اين افراد را غير قابل قبول عنوان كرد. وي سپس به كتاب خاطرات منتظري اشاره و مواردي از قبيل قتل شمس آبادي توسط مهدي هاشمي را قرائت و سپس نامه هاي امام خطاب به منتظري را خواند.
آقاي قابل در اين جلسه پس از اشاره به سيره امام علي (ع) در زمان حكومت خود كه در دادگاه با يك مسيحي برابر بوده است، ادعا كرد اگر كسي از رهبري شكايتي داشته باشد، اعدام خواهد شد. آقاي روانبخش نيز در جواب گفت رهبر در مسائل مربوط به حقوق شهروندي مانند سايرين بوده و ملزم به رعايت قانون است. وي با اشاره به جريان دست دادن آقاي خاتمي با دختر ايتاليايي عنوان كرد چرا آقاي خاتمي كه هم اكنون هم از طرف طلاب قم و هم مشهد و برخي شهرهاي ديگر شاكي دارند مانند حضرت علي (ع)  در دادگاه حاضر نمي شوند تا صحت و سقم فيلم هاي وي بررسي شود.
سوالات شفاهي دانشجويان نيز در حاليكه ساعت نزديك به 5 عصر بود با سوال آقاي مهدي خسروي شروع شد كه مباحثي را در مورد دموكراسي غرب و تفاوت آن با دموكراسي امام ره مطرح نمود. سپس آقاي محمدصادق فقفوري سوالي در مورد بددهاني شيخ حسينعلي منتظري مطرح كرد و گفت وي در نامه خود به امام عنوان كرده كه : «...» خورده است هر كه گفته منافقين در بيت من جا دارند. هر دو سوال از آقاي قابل بود كه وي در جواب آقاي خسروي گفت دموكراسي كه مدنظر امام است از دموكراسي غرب نيز بالاتر است. وي در ادامه عنوان كرد كه اسلام در مورد حكومت فقط توصيه هايي داشته و تاسيس اصلي نكرده است. وي در مورد سوال آقاي فقفوري نيز اين نوع بيان را به صريح اللهجه بودن و رك گويي منتظري نسبت داد .
بالاخره آقاي ميلاد انصاري نسب سوالات خود را در مورد قطعي نبودن دست دادن آقاي خاتمي با دختر ايتاليايي و عملكرد آقاي مشايي از آقاي روانبخش پرسيد . آقاي روانبخش در جواب مشكوك بودن فيلم عنوان كرد كه حاضر است با حضور كارشناسان فيلم و سينما و خود آقاي خاتمي فيلم را بررسي و ساختگي نبودن فيلم را اثبات كند. وي به سخنان اطرافيان آقاي خاتمي (از جمله آقاي خرازي)  و به اعتراض دختر ايتاليايي از تكذيب اين واقعه توسط آقاي خاتمي نيز اشاره كرد . در مورد مشايي نيز عنوان كرد كه بيش از سايرين نسبت به عملكرد وي اعتراض دارد. وي افزود كه مشايي يا كفايت سياسي ندارد ويا ماموريت دارد تا دولت نهم را تخريب نمايد.
اين جلسه در حاليكه حدود 10 دقيقه از ساعت 5 نيز گذشته بود به پايان رسيد و دانشجويان با آرامش سالن را ترك كردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 0:27  توسط مهدی   |