|
|
|
|
|
۱- شمع را که خاموش کرد، «طلحه» با نگاه از «زبیر» پرسید؛ علی را چه می شود؟ چرا شمع را خاموش کرد؟! علی تازه به خلافت رسیده بود و آن شب در پرتو نورشمع به حساب بیت المال رسیدگی می کرد. حسین شریعتمداری |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 20:2 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
البته همین که ما رای نیاورده ایم کافی است تا به این نتیجه برسیم که در انتخابات تقلب شده است اما در اینجا به چند دلیل قاطع برای اینکه نشان بدیم در انتخابات تقلب شده است می پردازیم :
این حاج آقا دو بار رای داده از انگشتاش کاملا مشخصه تمام تلاشش برای قایم کردن انگشت دومش پشت عصا بی ثمر بوده . پس در انتخابات تقلب شده.
این عکس کاملا نشون می ده که در انتخابات تقلب شده و وزارت کشور داره دروغ می گه . اصلا مشخصه که این بچه به سن رای نرسیده اما داره رای میده. پس در انتخابات تقلب شده.
پلیس؟ پلیس؟ مگه امام نگفت نظامی ها دخالت نکنن. این عکس نشون میده که در انتخابات تقلب شده. لطفا بحث نکنید.
به این عکس دقت کنید. مشخصه که حیاط یه خونه اس. این عکس دلیل قاطعی است بر اینکه صندوق ها در داخل خانه های شخصی برده شده اند و این صفهای طولانی یا دروغه یا مربوط به تصاویر انتخابات در دوره های قبله. پس در انتخابات تقلب شده.
اتوبوس !!! آخه از این عکس مشخصه که این انتخابات چقدر بی در و پیکر بوده. معلومه که تقلب شده.
مگه پرچم ایران نماد یکی از کاندیداها نبود؟ پس باید در طول رای گیری پرچم ایران از تمام کشور جمع آوری می شد. چون نشده پس تقلب بوده. البته توجه داشته باشید که پرده های سبز مسجد ... چیز ...
آقا چندتا مهر؟ همینطور ریختن. بعدم میگن تقلب نشده.
چرا درست صف نایستادن؟ اصلا مشخص نیست کی اول صفه کی آخر صف. پس تقلب شده. (بحث نکن)
این عکس کاملا مشخص می کنه که تو انتخابات تقلب شده. اصلا معلوم نیست کی رای میده کی رای میگیره؟ پس تقلی شده.
شما فکر می کنید این اثر انگشتها برای چی جمع آوری شدن؟ خوب فکر کنین. معلومه بخاطر اینکه بتونن بعدا از روی این اثر انگشتها تقلب کنن. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 16:56 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
كسي مي تواند خود را در خط امام معرفي كند كه آرمانهاي امام امت را در تمام ابعادش قبول داشته باشد. (شهيد رجايي) )))) من به صراحت اعلام می كنم كه جمهوری اسلامی ایران با تمام وجود برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه گذاری می كند و دلیلی هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پیروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوی جاه طلبی و فزونطلبی صاحبان قدرت و پول و فریب را نگیرد. ما باید برای پیشبرد اهداف و منافع ملت محروم ایران برنامه ریزی كنیم. ما باید در ارتباط با مردم جهان و رسیدگی به مشكلات و مسائل مسلمانان و حمایت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماییم و این را باید از اصول سیاست خارجی خود بدانیم. (پيام قبول قطعنامه 598) (خطاب بتمام آن عزيزاني كه خود را در خط امام ره مي دانند و مي گويند چرا به ملتهاي مظلوم كمك مي شود) )))) بعضی مغرضین ما را به اعمال سیاست نفرت و كینه توزی در مجامع جهانی توصیف و مورد شماتت قرار می دهند، و با دلسوزیهای بیمورد و اعتراضهای كودكانه می گویند جمهوری اسلامی سبب دشمنیها شده است و از چشم غرب و شرق و ایادیشان افتاده است! كه چه خوب است به این سؤال پاسخ داده شود كه ملتهای جهان سوم و مسلمانان، و خصوصا ملت ایران، در چه زمانی نزد غربیها و شرقیها احترام و اعتبار داشته اند كه امروز بی اعتبار شده اند! آری، اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول كند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین - ع- را با دستهای خود ویران نماید، آن وقت ممكن است جهانخواران او را به عنوان یك ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشناسند (پيام قبول قطعنامه 598) (خطاب به كساني كه ميگويند ايران از چشم غرب افتاده است). )))) مگر بيش از اين است که ما ظاهرا از جهانخواران شکست ميخوريم و نابود ميشويم مگر بيش از اين است که ما را در دنيا به خشونت و تحجر معرفي ميکنند مگر بيش از اين است که با نفوذ ايادي قاتل و منحرف خود در محافل و منازل، عزت اسلام و مسلمين را پايکوب ميکنند مگر بيش از اين است که فرزندان عزيز اسلام ناب محمدي در سراسر جهان بر چوبههاي دار ميروند مگر بيش از اين است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته ميشوند بگذار دنياي پست ماديت با ما چنين کند ولي ما به وظيفه اسلامي خود عمل کنيم. (صحيفه نور ج 21 صفحه 109) (خطاب به افرادي كه از اخم كردن آمريكا مي ترسند= بهزاد نبوي (حامي ميرحسين موسوي) : "در واقع خدا و تاريخ، سردمداران ملتي که آن کشور را به جنگ با ابرقدرت جهان بکشانند، نخواهد بخشيد. اين سخنان را که مي گويم، شايد برخي جبهه بگيرند که فلاني از آمريکا مي ترسد، بله به خاطر کشورم!، مردم!!! و انقلابم !!! از آمريکاي تا بن دندان مسلح مي ترسم." ) )))) راهی جز مبارزه نمانده است، و باید چنگ و دندان ابرقدرتها و خصوصا امریكا را شكست، و الزاما یكی از دو راه را انتخاب نمود: یا شهادت یا پیروزی ... اذناب امریكا باید بدانند كه شهادت در راه خدا مسئله ای نیست كه بشود با پیروزی یا شكست در صحنه های نبرد مقایسه شود. مقام شهادت، خود اوج بندگی و سیر و سلوك در عالم معنویت است. ... ما می گوییم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملكت با كسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم لا اله الا ا... را بر قلل رفیع كرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم. (پيام قبول قطعنامه 598) ( خطاب به دوستاني كه جهاد را فقط زماني معنادار مي دانند كه اطمينان به پيروزي باشد- محمد تقي فاضل ميبدي، (حامي و سخنران ستادهاي موسوي) روزنامه نشاط، ارديبهشت 78: جهاد در جايي معنا دارد که مجاهد مطمئن باشد، پيروز مي شود وگرنه چنين جهادي بي معناست ... )))) اسلام و حكومت اسلامی پدیده الهی است ... و مكتبی است كه برخلاف مكتبهای غیرتوحیدی ، در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد... (وصيت نامه امام ره) (خطاب به كساني كه اسلام را فاقد برنامه هاي حكومتي مي دانند - محسن کديور (حامي ميرحسين موسوي) در روزنامه خرداد ، 77/9/18 : دين حکومت ندارد هيچ روشي را براي نحوه حکومت پيشنهاد نداده است؛ نحوه حکومت را مردم تعيين مي کنند،) )))) مسلمانان تمامی كشورهای جهان، از آنجا كه شما در سلطه بیگانگان گرفتار مرگ تدریجی شده اید، باید بر وحشت از مرگ غلبه كنید، و از وجود جوانان پرشور و شهادتطلبی كه حاضرند خطوط جبهه كفر را بشكنند استفاده نمایید. به فكر نگه داشتن وضع موجود نباشید، بلكه به فكر فرار از اسارت و رهایی از بردگی و یورش به دشمنان اسلام باشید، كه عزت و حیات در سایه مبارزه است و اولین گام در مبارزه اراده است و پس از آن، تصمیم بر اینكه سیادت كفر و شرك جهانی، خصوصا امریكا را بر خود حرام كنید... امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار، و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد شروع شده است و من دست و بازوی همه عزیزانی كه در سراسر جهان كوله بار مبارزه را بر دوش گرفته اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلای عزت مسلمین را نموده اند می بوسم (پيام قبول قطعنامه 598) صبح امروز، 78/2/23 مدير مسئول سعيد حجاريان (حامي موسوي) : هيچ کس حق ندارد به صرف اينکه خود را حق و ديگران را باطل مي داند، دست به خشونت بزند و در صدد نابودي مخالفان خود از طريق حذف فيزيکي برآيد. )))) از جمله نقشه ها كه مع الاسف تاثیر بزرگی در كشورها و كشور عزیزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زیادی به جا مانده ، بیگانه نمودن كشورهای استعمارزده از خویش ، و غربزده و شرقزده نمودن آنان است به طوریكه خود را وفرهنگ و قدرت خود را به هیچ گرفتند و غرب و شرق ، دو قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبله گاه عالم دانستند و وابستگی به یكی از دو قطب را از فرائض غیرقابل اجتناب معرفی نمودند! وقصه این امر غم انگیز، طولانی و ضربه هایی كه از آن خورده و اكنون نیزمی خوریم كشنده و كوبنده است ... و بدانید كه نژاد آریا و عرب از نژاد اروپا و امریكا و شوروی كم ندارد و اگرخودی خود را بیابد و یاس را از خود دور كند و چشمداشت به غیر خود نداشته باشد، در درازمدت قدرت همه كار و ساختن همه چیز را دارد. (وصيت نامه امام ره) محمد خاتمی (حامي موسوي) 75/2/3روزنامه سلام : توسعه به طوري كه امروز مورد نظر است، امري غربي است و داراي مفهومياست كه مردمان آن سامان از اين كلمه اراده ميكنند و اگر مراد از توسعه، همين باشد، چاره اي نيست جز اين كه خوستاران آن به تمدن جديد متمدن شوند... به اين معنا سخن كساني كه ميگويند ابتدا بايد «خرد» غربي را پذيرفت تا توسعه بيايد، سخن بيراهي نيست و اين سخن را كامل كنم كه علاوه بر خرد و بينش غربي بايد منش غربي متناسب با اين بينش را نيز پذيرفت. محمد خاتمی آريا 78/6/28 : شما براي اينكه بتوانيد پيشرفت بكنيد، راهي جز راه غرب نداريد و راه غرب يعني پذيرش خرد غربي . در اين ميان ممكن است چند نكته مطرح شود: 1- حاميان موسوي چه ربطي به خود موسوي دارد؟ اولا اكثر اين بيانات در زماني مطرح شده است كه آقاي موسوي به آن دوران افتخار كرده است (نامه موسوي خطاب به خاتمي) ثانيا آقاي موسوي نسبت خود را با اين دست افراد كه در نهضت آزادي، حزب مشاركت و كارگزاران يا سازمان مجاهدين عضويت دارند مشخص نكرده است. آيا اين افراد را و تفكراتشان را قبول دارد يا نه ؟ بالاخره آقاي موسوي در صورت رئيس جمهور شدن كابينه خود را از چه كساني برخواهد گزيد؟ 2- اشكالي ندارد بعضي ها اين بيانات حضرت امام ره را قبول نداشته باشند، اما لطفا خود را خط امامي معرفي نكنند و مثل زمان خاتمي كه امام قرار بود به موزه هاي تاريخ سپرده شود بي پرده صحبت كنند. 3- ممكن است بعضي دلسوزان بگويند كه در اين مطلب از امام ره استفاده ابزاري شده است . اين دوستان خود قضاوت كنند كه بيان ديدگاههاي سانسور شده امام ره استفاده ابزاري است يا به كاربردن عكس امام ره در تبليغات برخي كانديداها ؟
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 18:23 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
یک شعر فوق العاده از قزوه در سوگ خانم فاطمه زهرا (س) از دستش ندهید .
شوق عراق و شور حجاز است در دلم جامه دران و سوز و گداز است در دلم پل می زنم به خویش مگو از کدام راه راهی که رو به آینه باز است در دلم قد قامت الصلاه من از جای دیگر است قد قامت کدام نماز است در دلم شب را چراغ گم شدن روز کرده ام ذکرت چراغ راز و نیاز است در دلم تشبیه نارساست ، حقیقت کلام توست ابهام و استعاره ، مجاز است در دلم مجموعه ی نیاز تویی ای نماز ناب دیگر چه حاجتی به نیاز است در دلم یاس کبود پیش تو خار است فاطمه (س) نامت گل همیشه بهار است فاطمه( س) شب را خدا ز شرم نگاه تو آفرید خورشید را ز شعله ی آه تو آفرید شمسی تر از نگاه تو منظومه ای نبود صد کهکشان ز ابر نگاه تو آفرید آه ای شهیده ای که شهادت سپاه توست جان را خدا شهید سپاه تو آفرید هر جا كه نور بود به گرد تو چرخ زد ما را چو گرد بر سر راه تو آفرید اي پشتوانه ي دو جهان ، عشق را خدا با جلوه وجلالت و جاه تو آفرید تقوای محض ، عصمت خالص ، گل خدا! آخر چگونه شعر کنم قصه ی تو را؟ تو آمدی و زن به جمال خدا رسید انسان دردمند به درک دعا رسید تو آمدی و مهر و وفا آفریده شد تو آمدی و نوبت عشق و حیا رسید هاجر هر آن چه هروله کرد از پی تو کرد آخر به حاجت تو به سعی صفا رسید احمد (ص)اگر به عرش فرا رفت با تو رفت مولا اگر رسید به حق با شما رسید داغ پدر ،سکوت علی (ع)، غربت حسن (ع) شعري شد و به حنجره ی کربلا رسید در تل زینبیه غروبت طلوع کرد با داغ تو قیامت زینب (س) فرا رسید با محتشم به ساحل عمان رسید اشک داغ تو بود بار امانت به ما رسید تسبیح توست رشته ی تعقیب واجبات قد قامت الصلاتي و حي علي الصلات بی فاطمه (س) قیامت انسان نبود نیز عهد الست و معني پيمان نبود نیز چونان تو زن نديد جهان تا كه بود و هست چونان تو مرد در همه دوران نبود نیز مولا اگر نبود جهان جلوه اي نداشت "راز رشید" سوره ی قرآن نبود نیز گر زنده بود بعد تو پيغمبر خدا قبر تو مثل مهر تو پنهان نبود نیز زهرا (س) اگر نبود ، زمين بي بهار بود در آسمان شکوفه ي باران نبود نیز ای برق ذوالفقار علی (ع) – هیچ خطبه ای مانند خطبه های تو بران نبود نیز حيدر اگر نبود ومحمد (ص) اگر نبود وجد و وجود و جوشش وجدان نبود نیز ايمان نبود و عشق نبود و شرف نبود خورشيد سر بريده ي صحراي طف نبود نام تو با علي (ع) و محمد (ص) قرينه است هر جا كه عطر نام تو باشد مدينه است دستاس كيست چرخ جهان ؟ اين غريب كيست این دست های کیست که لبریز پینه است؟ آیینه ای که عطر بهشت مدینه بود نامش هنوز شعله ی سینای سینه است اي وسعت بهشت ، جهان بی تو دوزخ است دنيا چقدر مزرعه ي كفر و كينه است این گونه گنج در صدف هر خزانه نیست گنجي ست در خزانه اگر اين خزينه است دريا علي (ع) ست گوهر يكدانه اش تویی در موج حادثات - حسينت سفينه است با هر حماسه داغ پدر را سرشته ای هجده كتاب درد علي (ع) را نوشته اي زیبایی مدینه به غیر از بتول نيست بي مهر او نماز دو عالم قبول نيست می پرسم از شما که رسولان غیرتید زهرا (س) مگر خلاصه ي جان رسول نيست ؟ گيرم ولايت علي (ع) از ياد برده ايد آيا غدير و دست محمد (ص) قبول نيست ؟ آخر اصول عشق مگر چيست جز ولا ؟ آيا مگر حديث ولا از اصول نيست ؟ مهر علي (ع) ست روزي هر روز مهر و ماه وقتي چراغ ، فاطمه (س) باشد ، افول نيست جبریل را به مرقد مولاي عاشقان بي رخصتش هر آينه ، اذن دخول نيست الله اكبر از تو كه الله اكبري اي مادرپدر كه پدر را تومادري زهراترین شکوفه ی گلخانه ی رسول با نام تو مدینه مدینه ست یا بتول ای مردمی که زایر راز مدینه اید آه اي مجاوران حرم حج تان قبول اينجا كنار حجره ي پيغمبر خدا آيينه خانه اي ست پر از تابش اصول آيينه اي كه ماه در آن مي كشد نفس آيينه اي كه مهر در آن مي كند حلول دربین ماه های خدا چون تو ماه نیست ای بین فصل هاي خدا بهترين فصول اينجا نماز خانه ي مولا و فاطمه (س) ست اينجاست خانه ي علي (ع) و خانه ي رسول زهرا شدی که نام علی (ع) را علم کنی پنهان شدی که هر دو جهان را حرم کنی يك عمر بود با غم و غربت قرین علي (ع) آن قصه ي حسين و حسن بود و اين علي (ع) وقتی ابوتراب شدی خاک پاک شد تا زد به خاک بندگی او جبين علي (ع) درخانقاه نوري و در كعبه چلچراغ بر خاتم رسول رسولان نگين علي (ع) آيينه اي برابر انسان و كائنات آيين عشق و آينه ي راستين علي (ع) شمشير حق كه چرخ زنان است و خطبه خوان دست خداست بر شده از آستين علي (ع) زهرا(س) نداشت بعد پدر جز علي (ع) كسي احمد(ص) نداشت جز تو کسی همنشين ، علي(ع) ! اندوه بی شمار مرا ديده اي ، بيا انسان روزگار مرا هم ببین ، علی (ع)! دنیا چقدر تشنه ی نام زلال توست هر ماه ماه آینه هر سال سال توست شب گريه های غربت مادر تمام شد زینب (س) به گریه گفت که دیگر تمام شد امشب اذان گریه بگويد بگو، بلال سلمان به آه گفت ابوذر تمام شد طفلان تشنه هروله در اشک می کنند ایام تشنه کامی مادر تمام شد آن شب حسن (ع) شکست که آرام تر ! حسین (ع) چشم حسین (ع) گفت : برادر! تمام شد تا صبح با تو استن حنانه ضجه زد محراب خون گريست كه منبر تمام شد زاینده است چشمه ی زهرایی رسول باور مكن که سوره ی کوثرتمام شد باور مكن كه فاطمه (س) از دست رفته است باور مکن حماسه ي حیدر تمام شد؟ زهرا (س) اگرنبود حدیث کسا نبود زینب (س) نبود و واقعه ي کربلا نبود شب آمده ست گريه كنان بر مزار تو دریا شکست موج زنان در کنارتو بعد از تو چله چله علي (ع) خطبه خواند و سوخت چرخيد ذوالفقار علي (ع) در مدارتو زينب (س) كجاست ؟ همسفر خطبه های خون دنيا چه كرد بعد تو با يادگار تو باران نيزه ، نعش غريبانه ي حسن (ع) آن روزگار زينب (س) و اين روزگار تو گل داد روي نيزه ، سرتشنه ی حسين (ع) تا شام و كوفه رفت دل داغدار تو تو سوگوار زينب (س) و زينب (س)غريب شام تو سوگوار زينب (س) و او سوگوار تو بعد از تو سهم آينه درد و دريغ شد دست نوازشي كه كشيدند تيغ شد اي ناخداي كشتي درد - اي خداي درد تنها تويي كه آمده اي پا به پاي درد زين پيش درد و داغي اگر بود با تو بود درد آشناي داغي و داغ آشناي درد زان شب كه غرق خطبه ي چشم تو شد علي (ع) مانند رعد مي شكند با صداي درد شعر تو را چگونه بخوانم كه نشكنم؟ آخر بگو كه قصه كنم از كجاي درد ؟ اي قطعه ي بهشت ، غزلگريه ي زمين با چشم خود سرود تو را هاي هاي درد مگذار مردگان شب عافیت شویم ما را ببر به آینه ی کربلای درد تو آبروي داغي و تو آبروي اشک تو ابتداي دردی و تو انتهاي درد
یوسف اگر برای پدر درد آفرید زهرا (س) شكست و درد پدر را به جان خرید ای سرپناه عارف و عامی نگاه تو آتش گرفت خیمه ی گردون ز آه تو آیا چه بود قسمت تو غير درد و درد آیا چه بود غیر محبت گناه تو ساقي علی (ع) ست - كوثر جوشان حق تويي ما تشنه ايم تشنه ي لطف نگاه تو در چشم من تمام زمین سنگ قبر توست گردون کجا و مرقد بی بارگاه تو در کربلای چند شهید غمت شدیم سربندهای فاطمه(س) بود و سپاه تو از خانه ی تو می گذرد راه مستقیم را هي نمانده است به حق - غير راه تو دنيا اگرغدير تو را خم نكرده است روح مدینه رد تو را گم نكرده است |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 4:2 توسط مهدی
|
|
||