تبليغاتX
آسمانی
هر که می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند .

آيت الله مهدوی كنی فرمودند: در آغاز تحصيل و اوايل طلبگی وقتی خواستم لباسی برای خود بخرم- بعد از اين كه لباس عاريه مرحوم برهان را می‌خواستم پس بدهم- پيش شخصی به نام شيخ رجبعلی خياط رفتم، در آن هنگام چهارده- پانزده سال داشتم، پارچه را برای ايشان بردم، محل كار او در منزلش و در اتاقی نزديك در بود. قدری نشستم، ايشان آمد و گفت:
« خوب، حالا می‌خواهی چه بشی؟ »

گفتم: طلبه.
گفت:
« می‌خواهی طلبه بشی يا آدم؟ »

من قدری تعجب كردم، كه چرا يك كلاهی با يك معمم اين گونه حرف می‌زند، سپس گفت:
« ناراحت نشو! طلبگی خوب است، ولی هدفت آدم شدن باشد. به شما نصيحتی می‌كنم فراموش نكن، از همين حالا كه جوان هستی و آلوده نشده‌ای، هدف الهی را فراموش نكن، هر كاری می‌كنی برای خدا انجام بده، حتی اگر چلوكباب هم خوردی به اين قصد بخور كه نيرو بگيری و در راه خدا عبادت كنی و اين نصيحت را در تمام عمر فراموش نكن. »

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 15:38  توسط مهدی   |