تمدن الحادی مصر باستان

قدیمی ترین تمدنهای بشری در بین النهرین در عراق کنونی و حاشیه رود نیل در مصر تشکیل یافتند. بسیاری از محققین عقیده دارند تمدن مصری خود منشعب از تمدن بین النهرین است اما بالندگی تمدن مصر در دوران باستان انکار ناپذیر می باشد.
مصریان برخی از هنرها و علوم مانند معماری ، جادوگری و را از تمدن بابل فراگرفتند اما پس از طی سالهای متمادی در این امور پیشتاز شدند. مصریان در کنار زمینهای حاصلخیز رود نیل کمتر از تمدنهای بین النهرین درگیری جنگ و کشمکش بودند و ساختار سیاسی فرهنگی پایداری را طی هزاران سال بنا نهادند.
مصریان بیش از پنج هزار سال پیش دارای ادیان الحادی بودند بگونه ای که در تاریخ زندگانی بسیاری از پیامبران از جمله حضرت ابراهیم (ع)، حضرت یوسف (ع) و حضرت موسی (ع) دعوت مصریان به یکتاپرستی دیده می شود. برخی عقیده دارند مصریان این عقاید الحادی را در کنار سحر و جادو از بابلیان فراگرفته اند، در هر صورت در تمدن مصر باستان بیش از دو هزار خدا شناسایی شده است. نخستین مظاهر خدایان مصرى در صورت حیوانات پدیدار مى شد. مثلا در شهرهاى ابى دوس و تنیس، شغال را مى پرستیده اند، در فیوم تمساح معبود خلق بوده و در تبس خداى آمون به صورت قوچ جلوه گر مى شده است. برخی از عقاید شیطان پرستی در عصر حاضر نیز مرتبط با تفکرات پرستش آمون و خدای خورشید در مصر باستان است که با نماد قوچ مورد پرستش بوده است.
البته به عقیده مصریان باستان، صفات خدائى در انسان یا در حیوان به ظهور مى رسد و از این رو باید در هر دوى آنها نمودار گردد. در نتیجه براى خدایان خود تن انسان و سر حیوان یا بالعکس، تصور مى کرده اند، علاوه بر آن مصریان به خدایان سه گانه نیز عقیده داشته اند، مصریان قدیم مى گفتند اوزیریس (خداى کشاورزى) با خواهرش ایزیس (الهه مادر) ازدواج کرد و از ایشان فرزندى به نام هوروس (خداى آفتاب) به دنیا آمد. اوزیریس به دست برادر خود به نام ست (خداى خشکسالى) کشته شد. ایزیس جسد شوهر مقتول خویش اوزیریس را با زحمت فراوان به دست آورد و آن را به مصر برگرداند و پنهان کرد. هنگامى که ست از این قضیه آگاه شد جسد را پیدا کرد و آن را به چهارده قطعه پاره پاره ساخت و هر قطعه را در مکانى در مصر به خاک سپرد. آن مکانها به برکت پاره هاى آن جسد آباد و بارور شدند. هوروس که اکنون بزرگ شده بود، به خونخواهى پدر، با عموى خود جنگید و با آنکه یک چشم خود را از دست داد، بر عمو پیروز شد و او را اسیر کرد و نزد مادر خویش ایزیس آورد. ایزیس برادر شوهر خود را بخشید. آنگاه هوروس قطعات جسد پدر را به یکدیگر پیوند داد و به کمک خداى حکمت او را زنده کرد. اوزیریس از آن پس، در جهان نماند و این عالم را به فرزندش هوروس سپرده به جهان زیر زمین رفت و فرمانرواى مردگان شد. این تفکرات الحادی بعدها به تمدنهای غربی از جمله یونان باستان راه یافت و بعدها در فلسطین کنونی که محل تجمع بنی اسرائیل بود، دین مسیحیت بر اساس الگوی مشابه تحریف شد و حضرت عیسی به منزله پسر خدا معرفی گردید.
در مصر باستان علاوه بر پرستش آفتاب، فراعنه را نیز پرستش می کردند. فرعون تحت حمایت خاص خدایان مخصوصا هوروس قرار داشت و پرتوى از خورشید بشمار مى رفت. فرعون پس از مدتی خداى خورشید و پسر خدا و بالاخره خدا معرفی شد؛ از این جهت فرعون را مانند خدا مى پرستیدند.
و تو ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت، پای به سیاره زمین نهاده ای، نومید مشو، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خون خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان و مکان ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی.