ملی گرایی و مصدق از دیدگاه امام خمینی ره

يك سگي را نزديك مجلس عينك به آن زدند اسمش را آيت ا... گذاشته بودند. اين در زمان آن بود كه اينها فخر مي كنند به وجود او(مصدق) ‚ او هم مسلم نبود. من در آن روز در منزل يكي از علماي تهران بودم كه اين خبر را شنيدم كه يك سگي را عينك زدند و به اسم آيت ا... توي خيابان ها مي گردانند‚ من به آن آقا عرض كردم كه اين ديگر مخالفت با شخص نيست‚ اين سيلي خواهد خورد و طولي نكشيد كه سيلي را خورد و اگر مانده بود سيلي را بر اسلام مي زد.
کل یادداشت در ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 0:47 توسط مهدی
|
و تو ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت، پای به سیاره زمین نهاده ای، نومید مشو، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خون خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان و مکان ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی.