درباره فیلم Children of Men

فيلم  Children of Men (ابناء بشر) محصول سال 2006 هاليوود است. اين فيلم به كارگرداني آلفونسو كوارون ساخته شده است و به انتخاب كاربران IMDB جز دويست فيلم برتر تاريخ سينما محسوب مي شود.

طي سالهاي اخير هاليوود با شدت و تحرك بيشتري به موضوع آخر الزمان پرداخته است، Children of Men نيز فيلمي با موضوع آخرالزمان است. داستان فيلم مربوط به سال 2027 در انگلستان مي باشد،  زمانيكه 18 سال از ناباروري انسان در زمين مي گذرد وضعيت كره زمين بسيار آشفته است و تلاش دانشمندان براي حل اين مشكل هيچ ثمري نداشته است. در ابتداي فيلم گوينده اخبار دو خبر را اعلام مي كند كه هر دو خبر لايه هاي فيلم را نشان مي دهد لايه پنهان فيلم يك اسلام ستيزي هدفدار است كه در بستر لايه آشكار فيلم يعني آخرالزمان رخ مي دهد. گوينده خبر ابتدا از هزارمين روز محاصره سياتل و خواسته ي مسلمانان مبني بر پايان يافتن محاصره مساجد و نيز بسته ماندن مرزها و اخراج مهاجران غيرقانوني و ... مي گويد و سپس خبر كشته شدن جوانترين انسان روي كره زمين (ديگو ريكاردو) خبر دوم است. وي كه در سال 2009 بدنيا آمده بود عنوان آخرين نوزاد متولد شده انسان را يدك مي كشد و خبر كشته شدن او با چهره هاي  غمگين تماشاچيان اخبار همراه است.

شخصيت اصلي فيلم مردي بنام “تئو” (با اسم كامل تئودور فرون با بازي كلايو اوئن) است. “تئو” كه طبق معمول يك شهروند آنگلوساكسون بشمار مي رود  با كمك توانايي هاي فردي خود سعي دارد مشكلات را حل كند. صحنه هاي ابتدائي فيلم در مورد اخراج مهاجرين غيرقانوني توسط كشور انگليس است. اين مهاجرين كه اغلب مردم سياهپوست، شرق اروپا و مسلمانان را شمال مي شوند، بطرز بسيار رقت باري نشان داده شده اند. صحنه هايي مانند پرتاب سنگ به قطارهاي شهري، سد كردن مسير  خودروها و ديالوگهايي در مورد بمب گذاري هاي مختلف توسط اين افراد باعث مي شود آنها مقصر اصلي ناامني ها تلقي شوند. كشور انگليس نيز با رفتاري خشن آنها را پس از دستگيري مانند وحشي ها در قفس نگهداري كرده و تحت تدابير امنيتي اخراج مي كنند. در واقع در اين فيلم مهاجران غير قانوني جاي زامبي هاي انسان خوار را در ساير فيلم هاي آخرالزماني پر كرده اند.

در اين بين "تئو" توسط گروهي موسوم به ماهي ها كه تحت تعقيب پليس نيز هستند ربوده مي شود. آنها از “تئو” مي خواهند با استفاده از روابط خود گذرنامه عبوري براي يك دختر مهاجر (كي) فراهم كند تا گروه ماهي ها "كي" را به ساحل برسانند و از انگلستان دور كنند. “تئو” بخاطر همسر سابقش كه عضو گروه ماهي ها شده است اين كار را انجام مي دهد. در حاليكه “تئو” سعي دارد، “كي” (كه يك دختر سياهپوست است) و "ميريام" را كه هميشه همراه “كي” است به مقصد برساند متوجه مي شود كه دليل اهميت “كي” براي گروه ماهي ها فرزند اوست كه چند هفته بعد قرار است بدنيا بيايد، موضوعي كه مي تواند به تراژدي انقراض نسل بشر پايان دهد. “تئو” پس از با خبر شدن از اين مطلب تمام تلاش خود را مي كند تا “كي” را به ساحل برساند. پس از يكسري جنگ و گريزهاي  آبكي و اتفاقات مختلف بالاخره “تئو” با كمك يك زن كولي عرب، “كي” را به يك مسافرخانه درب و داغون مي رساند تا وي بتواند فرزند خود را بدنيا بياورد. "ميريام" كه هميشه همراه “كي” است نيز قبل از آن توسط ماموران دستگير مي شود. اين زن كه يك شخص بشدت مذهبي و معتقد است در چند صحنه از فيلم بدون اينكه بتواند كار خاصي انجام دهد بطور بسيار مضحكي از خدا و مقدسات كمك مي خواهد تا او و “كي” را حفظ كنند، اما در ادامه بصورت تحقيرآميزي از جريان فيلم حذف مي گردد.

پس از بدنيا آمدن نوزاد آنها بدنبال قايقي هستند كه با آن خود را به محل مورد نظر برسانند. در اين قسمت فيلم در يك اقدام كاملا معنادار دسته اي از مسلمانان دقيقا شبيه حزب ا... لبنان به نمايش در مي آيد كه با حمل اسلحه و سر دادن شعار ا... اكبر در خيابانها حركت مي كنند. چفيه، برانكارد حاوي جنازه و پرچم هاي سبز تيره كه روي آنها كلمات عربي ( از جمله بسم ا... الرحمن الرحيم ) نوشته شده است به تصوير كشيده مي شود و حتي يك اسب سوار كه پرچمي در دست دارد در بين جمعيت ديده مي شود!! (سال 2027 آنهم در انگليس)

در صحنه بعدي هنگامي كه ذهن مخاطب بخوبي نسبت به مهاجرين تيره شده است، مادري مسلمان نشان داده مي شود كه سر پسر جوان كشته شده اش را بدامان گرفته و ناله مي كند (دقيقا همان چيزي كه در لبنان و فلسطين ديده مي شود) و تماشاگر نيز در ضمير ناخودآگاه خود اين معنا برايش متبادر مي شود كه "حقتان است!". در قسمتهاي پاياني فيلم “تئو” و “كي” به همراه نوزادي كه از سايرين مخفي نگه داشته شده است وارد ساختماني مي شوند كه درگيري ارتش با مهاجرين غير قانوني بالا گرفته است. در اين ساختمان صداي گريه بچه توجه سايرين را بخود جلب مي كند و مردمي كه 18 سال نوزادي نديده اند با تعجب به او نگاه مي كنند اين بخش كه اوج صحنه هاي احساسي فيلم هم بشمار مي رود با آميخته شدن صداي گريه نوزاد، موسيقي ملايم فيلم و گريه حضار رقم مي خورد. فيلمسازان نيز بخوبي رافت و مهرباني سربازان بريتانيايي را نشان مي دهد سربازان سر تا پا مسلحي كه وقتي بچه را مي بينند دست از مبارزه مي كشند و با حسرت و تعجب به “كي” و نوزادي كه در بغل دارد نگاه مي كنند و راه را براي آنها باز مي كنند تا از محاصره خارج شوند و بروند دنبال كارشان!

در پايان فيلم هم “تئو” پس از رشادتهايي كه كرده است هنگامي كه “كي” را به مقصد رسانده كشته مي شود.

فيلم از لحاظ كارگرداني بسيار ظريف است. بگونه اي كه تخريب مسلمانان (مخصوصا شيعيان) در فيلم به هيچ عنوان موضوع اصلي نيست و حتي در هيچ جا مسلمانان نقش مهمي را ايفا نمي كنند (بغير از زن كولي عرب) اما يكي از نتايج مهم فيلم تخريب اسلام و مسمانان است. صحنه هاي درگيري فيلم به شدت تداعي گر عراق و افغانستان است و مخاطب اگر بعد از ديدن فيلم اخباري در مورد عملكرد سربازان غربي در خاورميانه بشنوند يا تصاويري از مبارزين لبناني و فلسطيني  ببينند، ناخودآگاه صحنه هاي فيلم به خاطرش خواهد آمد.

از سينماي هاليوود كه يك سينماي كاملا سياسي و در خدمت اهداف سياستمداران است انتظاري جز اين نمي رود. اما اي كاش يكي پيدا مي شد تا اين تفكر هنر براي هنر را از ذهن كارگردانان ايراني خارج مي كرد. جمهوري اسلامي كه هم اكنون به فكر ارائه اگويي براي ساير كشورهاست، به هيچ عنوان نتوانسته است در سينما حرفي براي گفتن داشته باشد و جرياني ايجاد كند. دريغ از يك فيلم در مورد لبنان كه حرف از عشق و عاشقي نباشد و حقايق را نشان دهد. دريغ از يك فيلم درباره جنگ افروزي غرب در عراق و افغانستان. ذهن فيلمسازان ما به چيزي جز "كتاب قانون" و "تسویه حساب" قد نمي دهد.