آغازی بر پایان لیبرال دموکراسی
با شروع جنگ جهانی اول که اروپا را محلی ناامن برای زندگی و سرمایه گذاری نمود , اکثر سرمایه های مالی و انسانی از اروپا به آمریکا سرازیر شد . آمریکا که بخاطر کیلومترها فاصله از تشنجات جنگ جهانی اول مکانی مناسب برای زندگی سرمایه داران و دانشمندان اروپایی محسوب می شد سیر صعودی خود را آغاز کرد. پايان جنگ اول در 1919 موجب افزايش تقاضا براي كالاهاي مصرفي و كالاهاي بادوام شد كه در نتيجه ميزان سرمايه گذاري ها حالت انفجاري پيدا كرد . گسترش سريع صنايع جديد مانند راديو ، تلفن ، فيلم ، سينما و از همه مهمتر خودرو موجب شد كه اين بازار انفجار آميز تشديد شود . تا اینکه در اواخر دهده 1920 میلادی امریکا به اوج شکوفایی اقتصادی خود رسید . اما در سال 1929 بحران مالی معروف در اقتصاد امریکا شکل گرفت و باعث ورشکسته شدن بورس نیویورک شد.

حال بیش از 75 سال از آن روزها می گذرد . هر چند وقوع جنگ جهانی دوم باعث گردید آمریکا بحران مالی 1929 را تا حدی جبران کند و حتی در انتهای جنگ جهانی دوم بعنوان ناجی دنیا وارد عمل شود و بخود اجازه دهد تا برای اتمام جنگ از بمبهای اتمی در دو شهر ژاپن استفاده کند , اما بنظر می رسد بحران جدید مالی و اقتصادی آمریکا فقط یک بحران اقتصادی نباشد .
تئوریسین هایی که لیبرال دموکراسی را انتهای جهان و بهترین نسخه برای بشر می دانستند , خبر از شروع فروپاشی این نظریه می دهند . تزریق 700 میلیارد دلار (چیزی حدود 10 برابر درآمد نفتی سالانه ایران ) به بورس نیویورک نیز نخواهد توانست این بورس را که در یک هفته به اندازه یک پنجم سرمایه خود ( 2400 میلیارد دلار ) ضرر داده است , نجات دهد . از طرفی خبرهایی شنیده می شود حاکی از اینکه صهیونیستهای ورشکسته برای اینکه در این فاجعه اقتصادی زیان کمتری را متحمل شوند شروع به خارج کردن سرمایه های مالی خود از آمریکا کرده اند. هر چند سالهاست که دولتهای کاپیتالیست با دروغ بازار آزاد و بدون دخالت دولت، برای بدست آوردن منابع و بازار کشورهای ضعیف تمام تلاش خود را بکار بستهاند. طی این سالها هرچند دولتهای غربی با جرزنی پنهانی، حمایتهای همه جانبهیی را از صنایع خود بعمل آوردند ولی طی این روزها با ورود بیسابقه و علنی دولتهای غربی به حمایت بانکها و... رسما باید اعلام کرد که سرمایهداریو نظام اقتصاد آزاد فروپاشیده است. واقعیتی که رهبری نیز قبلا در این مورد خبر داده بودند :..." اکنون دیگر نامی از مکتب مارکسیسم نمانده است و مکتب لیبرال دموکراسی نیز با همه هیمنه سیاسی، اقتصادی و نظامی خود، در مقابل جهانیان به زمین خورده است. انقلاب اسلامی دو مدعی بزرگ ایدئولوژیک داشت که یکی از آنها مارکسیسم و دیگری لیبرال دموکراسی غرب بود که براساس اندیشه ها و افکار خود برای مسائل دنیا برنامه ریزی می کردند.
با فروپاشی مارکسیسم، مکتب لیبرال دموکراسی غرب دچار وسوسه سلطه تک قطبی بر جهان و پیشبرد سیاستهای خود بدون وجود رقیب شد و همه دنیا را در اختیار خود می پنداشت. مشکلات جاری دنیای غرب نشان دهنده وضعیت اقتصادی لیبرال دموکراسی غرب است... امروز حباب کاذب پول در دنیای غرب شکسته شده و فریادهای آن به آسمان بلند شده و خود آنها می گویند دوران حاکمیت مطلق آمریکا به پایان رسیده است."
بدیهی است , دولت آمریکا با آغاز حمایتهای وسیعتر سعی در روبراه کردن نظام مالی خود داشته باشد . اما به هر حال دیر یا زود آمریکا , این ابرقدرت پوشالی مانند شوروی سابق دچار فروپاشی خواهد شد . تنها اگر رییس جمهور بعدی امریکا یلتسین دیگری باشد این فروپاشی مسالمتآمیز خواهد بود وگرنه باید شاهد تشنجهای اجتماعی و نا امنیهای بسیار بیشتری در فرایند فروپاشی ایالات متحده باشیم.
و تو ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت، پای به سیاره زمین نهاده ای، نومید مشو، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خون خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان و مکان ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی.