دستنوشته ای از شهید نادر دیرین
پس انسان به خاطر کامل شدن و عارف به حق شدن، خلق شده، نه براي دنيا پرستي و رياست پرستي و غيره که بعضي ها را مفتون خودش ساخته و از خود و خدا فراموششان کرده.
اي انسان بدان که زندگي دنيا زود گذر است و فاني کسي در اين دنيا به خواسته ي خويش نائل نشده و نخواهد شد زيرا دنيا لياقت خواسته ي واقعي انسان را ندارد.
محل رسيدن به آرزوهاي آنان جاي ديگري است آنجا را هم به اين سادگي نمي دهند و زحمتها و تلاشها و زخمي شدنها و شهيد شدنها و گذشتن از فراز و نشيبها لازم است.
آري! بهشت وکمال طلبي بهايي سنگين لازم دارد. باید به دنیا پشت پا زد و هر چيزي را که از خدا باز مي دارد بيرون ريخت تا روزنه ي نور الهي در قلب منور گرديده باز شود و وقتي نور الهي در قلب انسان منور شد، سراسر نور مي شود و تابش نور خدايي همه چيز انسان را فروزان مي کند. حيات و ممات انسان نيز نورمي شود و موجب مي گردد که هدايت شود به سوي کمال مطلق و به سوي بهشت و آرزوهاي حقيقي اش.
در يک کلمه مي شود گفت که آدمي بواسطه ي امتحان جلوه اي خدايي مي يابد و با تحمل مشقتها و زحمتها رشد مي کند و با گذشتن از فرازها و نشيب ها کمال خويش را مي يابد و بس.
...
خدايا به تو پناه مي برم از عملی که سيرت انساني را مبدل به لجن وخوي حيواني مي کند،
خدايا بگذر از گناهي که موجب ميشود تو را فراموش کند و به جائي برسد که حتي خود را هم فراموش کند،
اي رحيم! درست است که بنده ات به گناه آلوده شد و از تو دور شد ولي تو که قهر نکردي، توکه مهرباني و اينک من متنبه شدم و با انابه و توبه به سويت خالصانه بازآمدم، ازگناهان اين بنده ي ذليل بگذر اي بهترين توبه پذير.
خدايا ما را به آنجائي که بايد برسيم، برسان و بگذر ازگناهانمان تا لايق رسيدن به آنجا شويم. یا ارحم الرحمين!
و تو ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت، پای به سیاره زمین نهاده ای، نومید مشو، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خون خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان و مکان ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی.