مفهوم مشروعیت

مشروعیت در حکومت یک بحث محوری در علم سیاست است. منظور ما از مفهوم مشروعیت در اینجا «حق حاکمیت و در دست گرفتن قدرت» می باشد. در واقع باید توجه داشت که بین حق حکومت برای حاکم و تکلیف مردم در اطاعت تلازم برقرار است. یعنی یکی بدون وجود دیگری بی مفهوم خواهد بو بعنوان مثال اگر پدر حق دارد به فرزندش دستور دهد فرزند نیز مکلف است از پدر اطاعت کند. به عبارتی دیگر مشروعیت (یا همان حق حاکمیت) متعاقبا موجب پدیدار شدن تکلیف و اطاعت در مردم خواهد بود. پس اگر ما قبول داشته باشیم که حکومت امری ضروری است و هر جامعه ای برای رهایی از هرج و مرج باید حکومتی وجود داشته باشد و جامعه در هر شرایطی نیاز به حاکم دارد، باید قبول کنیم که در مقابل کسانی که حق دستور دادن و جکم کردن دارند، مردم نیز مکلف اند دستورات حاکم یا حاکمان را اطاعت کنند در غیر اینصورت عملا حکومتی تشکیل نشده است.

ملاک مشروعیت

حال اگر تلازم حق و تکلیف را در حکومت بصورت رابطه حاکم و مردم (یا امام و امت) بپذیریم سوالی که پیش می آید این است که ملاک مشروعیت چنین حاکمی که مردم در برابر حکم او مکلف به اطاعت هستند چیست؟ یعنی حاکمان حق حکومت را از کجا بدست می آورند و چرا عده ای حق حکومت دارند و عده ای این حق را نداشته و بلکه مکلف به اطاعت هستند؟ در این زمینه چندین نظریه مطرح شده است:

1.    نظریه قرارداد اجتماعی: طبق این نظریه بین شهروندان و مردم قرارداد اجتماعی منعقد شده است که مردم مکلف به اطاعت از دستورات حکومت هستند و در مقابل حکومت نیز مکلف است که امنیت و نظم و رفاه عمومی را فراهم سازد. در واقع کسای حق حاکمیت بر مردم دارند که بیشتر بر این قرارداد پایبند بوده و بتوانند در قبال اطاعت پذیری مردم رفاه و امنیت بالاتری را فراهم آورند.
2.    نظریه رضایت: طبق این نظریه رضایت شهروندان ملاک مشروعیت حکومت است. یعنی اگر افراد جامعه به حکومتی رای بودند اطاعت از دستورهای حکومت بر آنان لازم است.
3.    نظریه اراده عمومی : اگر همه مردم یا اکثریت آنان خواهان حاکمیت کسانی باشند حکومت آنان مشروع می شود و معیار مشروعیت خواست عمومی مردم است.
4.    نظریه عدالت: طبق این نظریه حکومتی که برای عدالت تلاش کند مشروع است.
5.    نظریه سعادت یا ارزشهای اخلاقی: مشروعیت یک حکومت در گرو آن است که حکومت برای سعادت افراد جامعه و برقراری ارزشهای اخلاقی تلاش کند. دلیل اینکه مردم ملزم به پیروی از حکومت اند، این است که حاکمان به دنبال سعادت آنان هستند.
6.    نظریه حکومت الهی: معیار مشروعیت یک حکومت حق الهی و حکم خداوند است. در واقع حکومتی مشروع است که کاملا بر طبق احکام الهی اداره شود.

در بین نظریات بالا سه نظریه اول را می توان نظریات مردم محور در نر گرفت که در آنها خواست مردم ملاک اصلی مشروعیت می باشد و بگونه ای می توان هر سه مورد را یک نظریه ولی از نگاههای مختلف دانست. نظریات چهارم و پنجم نیز عدالت و اخلاق را محور اصلی خود قرار داده اند و در نظریه آخر خواست خداوند معیار اصلی است. شاید بعدا در مورد هر کدام از موارد بالا بحث چیزی اضافه بشه...!

منبع:  کتاب پرسشها و پاسخها جلد 1 ، آیت الله مصباح یزدی