خدايا! نگذار نقاب منافق و بيطرف بر چهره مان افتد
خدايا اكنون كه محرم آغاز مي شود ماهي كه زمان عمل كردن شناختهائي است كه در رمضان داديمان و ثبوت ابوحمزه سحرمان كه « اللهم اجعل موتي قتلا في سبيلك و علي مله رسولك » و ماه شناختن دشمن و دوست و ماه رسوا شدن همه مدعيان عبوديت تو و ماه زدن داغ ننگ و رسوائي بر پيشاني ظالمين و ماه لرزيدن پايه هاي حكومت يزيد و يزيديان ، ما را توفيق مبارزه بي امان عطا كن و قلبمان را از كينه دشمنان مان پر ساز كه يزيد زمان علي اصغرهامان را نيز به قتلگاه برده است .
خدايا اين ننگ را بر ما مپسند كه نسبت به وقايع بي تفاوت باشيم : پس « امه سمعت بذلك فرضيت به » و يا آنچنان سرمان را در قرآن فرو بريم كه هدف اساسي قرآن را از ياد ببريم كه باز بقول او وقتي كه در صحنه نيستي هر كجا مي خواهي باش چه به شراب نشسته باشي يا به نماز ، هر دو يكي است .
خدايا در اين ماه كه ماه مشخص شدن چهره هاي دشمن و دوست و منافق است ، ماهي كه مرحله ثبوت تمام ادعاهايمان كه « يا ابا عبدا... اني سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم الي يوم القيامه » ما را رسوا مكن ؛ بتو پناه مي بريم از ابراز كثافت بار توجيه ، كه براي شانه خالي كردن از زير بار هر مسئوليتي توجيهي شرعي و عرفي داريم .
خدايا ، نگذار نقاب منافق و بيطرف بر چهره مان افتد و در اين هنگامه جنگ حسين را تنها گذاريم كه اين از يزيد بدتر است و جايگاه اسفل السافلين است و بئس المصير . خدايا بما توفيق زندگي عطا كن كه بزرگ شهيد آموختمان كه زندگي جز عقيده و پيكار در راه آن نيست و جز اين هر چه است بيهوده است و همه خسران . خدايا ما را از خاسران قرار مده كه : « ان حزب الشيطان هم الخاسرون » .
خدايا ما را بينش و شناخت عطا كن و از دسيسه هاي دشمن آگاهمان ساز ، و استوار بر جاي بدارمان و لحظه اي غفلت را بر ما مپسند كه زعيم فرمود : « اگر لحظه اي سستي ورزيم و از پاي بنشينيم چنان ضربه اي خواهيم خورد كه تا ابد سر بلند نتوانيم كرد .»
« ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا وانصرنا علي القوم الكافرين » . پروردگارا باران رحمت خود را بر ما بريز و گامهاي خسته ما را نيرو و استواري بخش و ما را بر اين قوم ستمگر و چپاولگر ياري ده تا هلاكشان كنيم .
شهيد زهره بحرينيان
و تو ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت، پای به سیاره زمین نهاده ای، نومید مشو، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خون خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان و مکان ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی.