جلسه مناظره بين حجت الاسلام روانبخش و احمد قابل، بعد از ظهر روز یکشنبه در سالن اجتماعات دانشكده علوم  اداري و اقـتـصادي دانشگاه فردوسی مشهد بـرگـزار گرديد . چون ديدم در رسانه ها به آن صورت به این جلسه پرداخته نشده، خلاصه اي (البته ناقص) در مورد اين جلسه از MP3 Player ام پياده كردم .

 اين جلسه كه با حضور  چشمگير دانشجويان همراه بود حدودا از ساعت 2:15 با قرائت قران آغاز شد. در ابتداي جلسه  آقاي قابل خود را نماينده جناح اصلاحات ندانسته و اظهار داشت كه گفته هايش در جلسه نظرات شخصي وي خواهد بود. سوال اول اين جلسه ( كه گويا قرار بوده است با دو سوال ديگر تكميل شود) در مورد  ارزشها و اصول انقلاب و مصاديق و شاخصه هاي آن بود كه طرفين نظرات خود را در اين مورد بيان كردند اما با گذشت روند جلسه بحث از موضوع اصلي خود خارج شده و به مطالب ديگر پرداخته شد.
 آقاي روانبخش اصول انقلاب اسلامي را قانون اساسي و مانيفست امام خميني ره (بیانات امام ره كه در صحيفه نور آمده است) دانسته و از آقاي قابل خواست تا نسبت خود را با قانون اساسي و امام (ره) مشخص نمايد كه آقاي قابل خود را ملتزم به اجراي قانون اساسي دانست (حتي اگر از نظر علمي  برخي از قسمتهاي آنرا قبول نداشته باشد) و با قرائت خودشان آنرا قبول كرد ، اما در مورد بيانات امام (ره) ايشان از "آيت ا... خميني" بعنوان يك فرد زحمت كشيده و عالم ياد كرده و از پذيرش تمام بيانات حضرت امام ره امتناع كرد.
سپس متن مصاحبه آقاي قابل با دويچه وله توسط آقاي روانبخش قرائت گرديد كه در آن آقاي قابل از اعتقاد خود به  سكولاريسم سخن به ميان آورده و گفته بود: « من بطور طبیعی معتقدم که نهاد دین از نهاد حکومت جداست. این را به لحاظ نظری و اعتقادی، اعتقاد دینی من است.  » وي در ادامه مصاحبه گفته است : « من اعتقاد ندارم که دین اسلام، طرح خاصی راجع به حکومت دارد».
آقاي قابل كه در اين جلسه خود را از شاگردان آقاي منتظري معرفي مي كرد در اين مورد اظهار داشت كه به جدايي دين از سياست اعتقاد ندارد و اسلام را بدليل وجود احكام اجتماعي آن يك دين سياسي مي داند. وی در ادامه جدايي نهاد دين از نهاد سياست را مطرح كرده و روحانيت را نهاد دين معرفي نمود و وظيفه آنها را تلاش براي كشف معارف ديني و نه چيز ديگر عنوان کرد.  در ادامه سخنان خود نيز وظيفه انبيا را فقط بشير و نذير بودن دانست. آقاي روانبخش نيز در جواب با استناد به سخن امام ره از اسلام بدون روحانيت به مانند كشور بدون طبيب ياد كرد. و با اشاره به تدوين قانون اساسي توسط روحانيون و تشكيل جمهوري اسلامي،  اسلام را داراي برنامه براي حكومت دانست . روانبخش حاكميت الهي را در برابر حاكميت مردمي مانند رابطه اعتماد به نفس و اتكاي به خدا معرفي كرد و حاكميت مردم بر مردم را نفي حاكميت ساير كشورها بر مردم و يا نفي حاكميت اشراف بر عموم مردم خوانده و آن را  در طول حاكميت خدا دانست نه در عرض آن.
سپس بحث از موضوع اصلي خود منحرف شده و به ولايت فقيه كشانده شد كه آقاي قابل اعلام آمادگي كرد تا حتي در حوزه علميه در مورد ولايت فقيه بحث نمايد. وي در ادامه از آيت ا... مصباح بعنوان استاد فلسفه مشاع ياد كرد ولي ايشان را در مسائل فقهي صاحب نظر ندانست و اظهار داشت كه ايشان حق دخالت در مورد مسائل فقهي را ندارد. وي عنوان كرد: « من حاضرم اين مطلب را (ولايت فقيه ) با كسي كه فقيه است  بنشينم و بحث كنم». قابل خود را مسلط بر بيش از 250000 روايت دانست و گفت كه اعتقادات خود را در وبلاگ شخصي خود درج نموده است ولي كسي آنها را نقد نمي كند.
آقاي روانبخش نيز در مورد اينكه اگر مردم حكومت اسلامي را قبول نداشته باشند وجود اين حكومت زير سوال خواهد رفت یا نه، به زمان حكومت امام علي (ع) و جنگهاي ايشان اشاره كردند كه ايشان براي حفظ حكومت اسلامي فقط در جنگ نهروان 4000 نفر از خوارج را كشتند و در جنگهاي ديگر مانند جمل و صفين براي تحقق حكومت اسلامي ، جهاد نمودند و صرف اينكه عده قليلي بگويند ما حكومت اسلامي نمي خواهيم از مواضع خود عقب ننشستند. وي سپس به داستان انبيا گذشته اشاره كرد و گفت اگر مردم همگي از حكومت خدا روي برگردانند و اجازه تحقق آن را ندهند حق با آنها نيست چون مورد عذاب الهي قرار خواهند گرفت و كسي كه مورد عذاب خدا قرار گيرد در مسير حق قدم برنداشته است.
بعد از آن مباحثي در مورد شيخ حسينعلي منتظري و جریان عزل او مطرح شد .آقاي قابل در اين باره مدعي شد « اگر تعداد منافقين اعدامي سال 67 از 3000 نفر كمتر بود من را اعدام كنيد» وي سپس با قرائت آيه ي 3۳ سوره اسرا (ولا تقتلوا النفس الّتى حرّم اللَّه الّا بالحقّ و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليّه سلطاناً فلا يسرف فى القتل انّه كان منصورا) اين واقعه را مصداق اسراف در قتل دانست!!! قابل در ادامه تعداد شهداي قبل از انقلاب (از ۱۵ خرداد ۴۲ تا ۲۲ بهمن ۵۷) را با تعداد منافقين اعدامي مقايسه كرد.
آقاي روانبخش به جنايات منافقين در ابتداي انقلاب از جمله ترور شهيدان بهشتي، رجايي، باهنر و شهداي محراب و حمله نظامي آنها در عمليات مرصاد به كشور اشاره و از اينكه آنان را مظلوم بدانيم اظهار تاسف نمود و دفاع آقاي منتظري از اين افراد را غير قابل قبول عنوان كرد. وي سپس به كتاب خاطرات منتظري اشاره و مواردي از قبيل قتل شمس آبادي توسط مهدي هاشمي را قرائت و سپس نامه هاي امام خطاب به منتظري را خواند.
آقاي قابل در اين جلسه پس از اشاره به سيره امام علي (ع) در زمان حكومت خود كه در دادگاه با يك مسيحي برابر بوده است، ادعا كرد اگر كسي از رهبري شكايتي داشته باشد، اعدام خواهد شد. آقاي روانبخش نيز در جواب گفت رهبر در مسائل مربوط به حقوق شهروندي مانند سايرين بوده و ملزم به رعايت قانون است. وي با اشاره به جريان دست دادن آقاي خاتمي با دختر ايتاليايي عنوان كرد چرا آقاي خاتمي كه هم اكنون هم از طرف طلاب قم و هم مشهد و برخي شهرهاي ديگر شاكي دارند مانند حضرت علي (ع)  در دادگاه حاضر نمي شوند تا صحت و سقم فيلم هاي وي بررسي شود.
سوالات شفاهي دانشجويان نيز در حاليكه ساعت نزديك به 5 عصر بود با سوال آقاي مهدي خسروي شروع شد كه مباحثي را در مورد دموكراسي غرب و تفاوت آن با دموكراسي امام ره مطرح نمود. سپس آقاي محمدصادق فقفوري سوالي در مورد بددهاني شيخ حسينعلي منتظري مطرح كرد و گفت وي در نامه خود به امام عنوان كرده كه : «...» خورده است هر كه گفته منافقين در بيت من جا دارند. هر دو سوال از آقاي قابل بود كه وي در جواب آقاي خسروي گفت دموكراسي كه مدنظر امام است از دموكراسي غرب نيز بالاتر است. وي در ادامه عنوان كرد كه اسلام در مورد حكومت فقط توصيه هايي داشته و تاسيس اصلي نكرده است. وي در مورد سوال آقاي فقفوري نيز اين نوع بيان را به صريح اللهجه بودن و رك گويي منتظري نسبت داد .
بالاخره آقاي ميلاد انصاري نسب سوالات خود را در مورد قطعي نبودن دست دادن آقاي خاتمي با دختر ايتاليايي و عملكرد آقاي مشايي از آقاي روانبخش پرسيد . آقاي روانبخش در جواب مشكوك بودن فيلم عنوان كرد كه حاضر است با حضور كارشناسان فيلم و سينما و خود آقاي خاتمي فيلم را بررسي و ساختگي نبودن فيلم را اثبات كند. وي به سخنان اطرافيان آقاي خاتمي (از جمله آقاي خرازي)  و به اعتراض دختر ايتاليايي از تكذيب اين واقعه توسط آقاي خاتمي نيز اشاره كرد . در مورد مشايي نيز عنوان كرد كه بيش از سايرين نسبت به عملكرد وي اعتراض دارد. وي افزود كه مشايي يا كفايت سياسي ندارد ويا ماموريت دارد تا دولت نهم را تخريب نمايد.
اين جلسه در حاليكه حدود 10 دقيقه از ساعت 5 نيز گذشته بود به پايان رسيد و دانشجويان با آرامش سالن را ترك كردند.