پرده آخر از یک داستان تکراری
پرده اول:
در 13 آبان 1358 دانشجویان پیرو خط امام، سفارت آمریکا در تهران را که به لانه جاسوسی مشهور شد تسخیر کرده و 52 دیپلمات و کارمند سفارت را به گروگان می گیرند. آمریکا تلاش های بسیاری از جمله حمله نظامی ناکام در طبس را برای آزادی جاسوسان خود می کند. امام (ره) درباره آزادی گروگانها می فرمایند: «بارها گفته ام كه گروگان گيري توسط دانشجويان مسلمان و مبارز و متعهد ما عكس العمل صدماتي است كه ملت ما از آمريكا خورده است. اينان فعلا با باز پس دادن اموال شاه معدوم و لغو تمام ادعاهاي آمريكا عليه ايران و ضمانت به عدم دخالت سياسي و نظامي آمريكا در ايران و آزاد گذاشتن تمامي سرمايه هاي ما آزاد مي گردند كه البته اين امر را محول به مجلس اسلامي نمودهام تا آنان به هر نحو كه صلاح مي دانند عمل نمايند» (صحیفه نور ج13 ص83). در آبان 1359 مجلس شورای اسلامی براساس پیام امام خمینی (ره) طرحی 4 مادهای را تصویب کرد و دولت را موظف به اجرا و رعایت آن نمود. پس از این اقدام، الجزایر به عنوان میانجی دولت ایران و دولت آمریکا از سوی دو کشور پذیرفته شد. متعاقبا مذاکرات فشردهای در الجزایر به جریان افتاد و در نهایت قرارداد الجزایر به تصویب رسید. بر طبق قرارداد الجزایر برخی تعهدات آمریکا در مقابل ایران عبارت بود از لغو کلیه تحریمهای تجاری علیه ایران، استرداد داراییهای ایران در آمریکا، استرداد داراییهای شاه، تعهد به عدم مداخله در امور داخلی ایران.
دولت ایران به تعهدات خود یعنی آزادی گروگان ها عمل نمود ولی آمریکا به تعهدات خود پایبند نماند.
پرده دوم:
سال 1987 بود که آمریکایی ها به دست نیروهای لبنان به گروگان گرفته شدند و آمریکا تمام تلاش خود را جهت آزادی گروگان ها انجام داد؛ وقتی آمریکایی ها از باز پس گیری گروگان های خود در لبنان ناامید شدند دست کمک به سوی ایران دراز کردند. جورج بوش پدر، رئیس جمهور وقت آمریکا در مراسم تحلیف ریاست جمهوریاش از ایران خواسته بود که به آزاد کردن گروگان های آمریکایی در لبنان کمک کند و وعده داده بود که «حسن نیت ایران باعث حسن نیت آمریکا» می شود. با این حال ایران با میانجیگری سازمان ملل و با نفوذی که در لبنان داشت خواسته رئیس جمهور آمریکا را در کمک به آزاد سازی گروگان های آمریکایی اجابت کرد، اما به گفته آقای هاشمی رفسنجانی، بعد از آن آمریکا به تهران پیام داد که برخلاف قول و قرارها، قادر به عمل کردن به وعده هایش نیست.
دولت ایران به تعهد خود یعنی کمک به آزادی گروگان ها عمل نمود، ولی آمریکا به تعهد خود پایبند نماند.
پرده سوم:
سال 2002 آمریکا تلاش می کند پرونده هسته ای ایران را به شورای امنیت بفرستد تا راه حمله نظامی یا تحریم اقتصاد را برای خود هموار کرده باشد. مسئولین دولت وقت جمهوری اسلامی که از این اتفاق نگران بودند پای میز مذاکره با اروپایی ها حاضر می شوند و سه قرار داد تهران 29 مهر ماه 1382، قرارداد بروکسل 14 اسفند 1382 و قرارداد پاریس 25 آبان 1383 را با آنها امضا می کنند. بر اساس این قرار داد ها ایران نه تنها غنی سازی را متوقف می کند بلکه تمام فعالیت های هسته ای خود را نیز تعلیق می کند و در عوض اروپایی ها وعده می دهند: برخی امتیازات اقتصادی را برای ایران فراهم کند، با ایران برای جلوگیری از صدور قطعنامه در شورای حکام همکاری کنند، و بعد از اعتمادسازی اجرای بدون تبعیض NPT و غنی سازی در مورد ایران را بپذیرند.
دولت ایران تعهد خود یعنی توقف کامل فعالیت های هسته ای را انجام داد ولی طرف غربی به تعهد خود پایبند نماند.
پرده آخر:
در سال 2015 چندین ماه مذاکرات هسته ای ایران و 5+1 به متنی موسوم به برجام منتهی می شود. طبق این متن، ایران جهت اعتماد سازی ابتدا باید تعهدات خود (که ذکر آن در این مختصر نمی گنجد) را اجرائی کند و سپس طرف غربی در صورت راستی آزمایی آژانس بین المللی انرژی هسته ای اقدام به تعلیق برخی تحریم ها و به رسمیت شناختن حق غنی سازی برای ایران خواهد شد.
مقام معظم رهبری که از ابتدا به مذاکرات خوشبین نبودند، در نامه ای تاریخی دولت را نسبت به بدعهدی های تاریخی طرف مقابل هشدار داده و لازم می دانند «تضمینهای قوی و کافی برای جلوگیری از تخلّف طرفهای مقابل، تدارک شود، که از جملهی آن اعلام کتبی رئیسجمهور آمریکا و اتّحادیهی اروپا مبنی بر لغو تحریمها است».
دولت ایران ...
چه خوب است که از گذشته درس بگیریم تا عملکردمان عبرت آیندگان نشود.

و تو ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت، پای به سیاره زمین نهاده ای، نومید مشو، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خون خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان و مکان ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی.