باب جهاد برای او همچنان مفتوح است

ماه ها از پایان جنگ و بسته شدن باب جهاد فی سبیل الله گذشته است و برای بسیاری جنگ دیگر جزء خاطره ای دور از یک دوران سپری شده هیچ نیست. اما برای که قسمتی از وجود خویش را درجنگ نهاده است چگونه پایان یابد ؟ برای آن که چشم هایش را در جنگ نهاده است، دستش را، پایش را، دست هایش را، پاهایش را و چه بسا چشم ها و دست ها و پاهایش را درجنگ نهاده است، چگونه ممکن است که جنگ پایان یابد ؟ برای او جنگ خاطره ای دور از یک دوران سپری شده نیست... باب جهاد را خداوند بر من و تو بسته است اما برای او همچنان مفتوح است!

شهید سید مرتضی آوینی

این دنیا و این سر ما

می خواستم در مورد سید شهیدان اهل قلم بنویسم اما ترجیح دادم بجای حدیث نفس نویسی از روایت خود سید استفاده کنم و آقا چه اسم خوبی برای سید انتخاب کرده است و تا وقتی سید شهیدان اهل قلم هست  باید قلم هایی که هنوز جوهرشان از حب نفس می تراورد را غلاف کنیم:
طبیعت بشری درجست و جوی راحت و فراغت است و سامان و قرار می طلبد . یاران ! سخن از اهل فسق و بندگان لذت نیست ، سخن از آنان است كه اسلام آورده اند اما در جستجوی حقیقت ایمان نیستند . كنج فراغتی و رزقی مكفی ... دلخوش به نمازی غراب وار و دعایی كه برزبان می گذرد اما ریشه اش در دل نیست ، در باد است . در جست و جوی مأمنی كه او را ازمكر خدا پناه دهد ؛ در جست و جوی غفلت كده ای كه او را از ابتلائات ایمانی ایمن سازد، غافل كه خانه غفلت پوشالی است و ابتلائات دهر ، طوفانی است كه صخره های بلند را نیز خرد می كند و در مسیر دره ها آن همه می غلتاند تا پیوسته به خاك شود. اگر كشاكش ابتلائات است كه مرد می سازد ، پس یاران ، دل از سامان بركنیم و روی به راه نهیم .
بگذار عبدالله  بن عمر ما را از عاقبت كار بترساند . اگر رسم مردانگی سرباختن است ، ما نیز چون سید الشهدا او را پاسخ خواهیم گفت كه : « ای پدر عبدالرحمن ، آیا ندانسته ای كه از نشانه های حقارت دنیا در نزد حق این است كه سر مبارك یحیی بن زكریا رابرای زنی روسپی از قوم بنی اسرائیل پیشكش برند ؟ آیا نمی دانی كه بر بنی اسرائیل زمانی گذشت كه مابین طلوع فجر و طلوع شمس هفتاد پیامبر را كشتند و آنگاه در بازارهایشان به خرید و فروش می نشستند ،آن سان كه گویی هیچ چیز رخ نداده است ! و خدا نیز ایشان را تا روز مؤاخذه مهلت داد .» اما وای از آن مؤاخذه ای كه خداوند خود اینچنین اش توصیف كرده است : اخذ عزیز مقتدر .
آه یاران ! اگر در این دنیای وارونه ، رسم مردانگی این است كه سر بریده مردان را در تشت طلا نهند و به روسپیان هدیه كنند ... بگذار اینچنین باشد .این دنیا و این سر ما !
فتح خون / آغاز هجرت عظیم - سید مرتضی آوینی

آخرین مقاتله

خلاف آنچه بسیاری می پندارند آخرین مقاتله ما - به مثابه سپاه عدالت - نه با دموکراسی غرب که با اسلام آمریکایی است . که اسلام امریکایی از خود امریکا دیرپاتر است .

اگرچه این یکی نیز ولو هزار ماه باشد به یک شب قدر فرو خواهد ریخت و حق پرستان و مستضعفان وارث زمین خواهند شد ...

سید شهیدان اهل قلم - سید مرتضی آوینی

شهادت

زندگي زيباست اما شهادت از آن زيباتر است
سلامت تن زيباست اما پرنده عشق تن را قفسي مي بيند كه در باغ نهاده باشند...
و مگر نه آنكه گردنها را باريك آفريده اند تا در مقتل كربلاي عشق آسانتر بريده شوند؟؟...
و مگر نه آنكه از پسر آدمي عهدي ازلي ستانده اند كه حسين (عليه السلام) را از پسر خويش بيشتر دوست داشته باشد؟...
و مگر نه آن كه خانه تن راه فرسودگي مي پيمايد تا خانه روح آباد شود
و مگر اين عاشق بي قرار را بر اين سفينه سرگردان آسماني كه كره زمين باشد براي ماندن در اصطبل خواب و خور آفريده اند؟؟؟....
و مگر از درون اين خاك نردباني به آسمان نباشد جز كرمهايي فربه و تن پرور بر مي آيد؟

پس اگر مقصد را نه اينجا در زير سقفهاي دلتنگ و در پس اين پنجره هاي كوچك كه به كوچه ايي بن بست باز مي شوند نمي توان جست....

پس بهتر آنكه پرنده روح دل در قفس نبندد.....

پس اگر مقصد پرواز است قفس ويران بهتر...

پرستويي كه مقصد را در كوچ مي بيند از ويراني لانه اش نمي هراسد.

شهید سید مرتضی آوینی

شهید آوینی

" شقایق وحشی آزاده است و تعلقی ندارد. در دشتهای دور، لابه‌لای سنگها می‌روید و به آب باران قناعت دارد تا همواره تشنه باشد و بسوزد. داغدار است و گلبرگهای سرخش را نیز گویا به خون آغشته‌اند.

 شهید نیز آزاده است و فارغ، قانع، تشنه، سوخته دل و داغدار و غلطیده در خون اما میان این دو چه نسبتی است؟ "

یادش گرامی !