درباره ملک سلیمان
دیشب قسمت شد تا با عده ای از دوستان به تماشای فیلم ملک سلیمان برویم. این فیلم به کارگردانی شهریار بحرانی در بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر نامزد ۹ سیمرغ شده بود ، توانست ۵ سیمرغ را کسب کند که ۳ مورد آن به هنرمندان غیرایرانی اهدا شد.
در مورد این اثر چند نکته زیر قابل ذکر است:
۱. بدون شک این فیلم یک نقطه شروع در تولید فیلمهایی در عیار بین المللی است. اگر با این دیدگاه به فیلم نگاه کنیم باید گفت که در اول راه قرار گرفته ایم (چون موسیقی، صداگذاری و جلوه های رایانه ای ان توسط غیر ایرانی ها ساخته شده است و بومی به حساب نمی آید).
۲. نقطه قوت اصلی فیلم اینست که داستانی قرآنی را به تصویر می کشد هر چند ازسویی دیگر فیلمنامه ضعف عمده این اثر است!! اما در هر صورت فیلم صرفا برای سرگرمی و تفریح نیست. فیلم بدون محتوا نیست اما از لحاظ محتوایی اشفته است. در چند جای فیلم نزدیکان سلیمان نبی نیز توسط شیاطین گرفتار می شوند یعنی در زمانه فتنه حتی نزدیکان هم در خطر هستند و فقط کسانی که خودشان را ساخته اند و پاک مانده اند رستگار می شوند ولو اینکه سردار سلیمان باشند یا پسر بزرگترین دشمن سلیمان. البته قبول دارم که این جنبه از فیلم بخوبی پرداخت نشده است و می توانست بر محتوای فیلم بیافزاید اما از کساد بازار سینمای بی محتوای کنونی ایران همین ما را بس است.
۳. فیلم نکات مثبت فنی بسیاری دارد از جمله جلوه های ویژه آن خوب از آب در امده است هر چند در مواردی اشکال دارد. بازی امید زندگانی در نقش سلیمان نبی نیز چشمگیر است و البته بازی فوق العاده مهدی فقیه در نقش جادوگر یهودی. موسیقی فیلم خوب است ولی بنظرم هنرمندان ایرانی نیز از پس اینکار برمی امدند. فیلمبرداری زیبای حمید خضوعی ابیانه قابل تقدیر است او که قبلا ۳ بار سیمرغ بهترین فیلمبرداری را دریافت کرده است (برای فیلمهای اینجا چراغی روشن است، خیلی دور خیلی نزدیک و پابرهنه در بهشت) اینبار نیز بخوبی از پس تصویربرداری برامده است. طراحی صحنه در مقایسه با مردان آنجلس، مریم مقدس و یوسف پیامبر بهتر شده اما طراحی لباس در همان حد و اندازه هاست. صحنه های نبرد هم نسبت به سایر فیلمهای ایرانی بسیار بهتر بود. قسمتهایی هم که با صداگذاری زیبا گفتگوی سلیمان با خداوند شنیده می شود ارزشمند است.

۴. چند نقطه ضعف عمده فیلم :
تعداد لشکریان و حضار اصلا با دورنمایی که از شهرها نشان داده می شود همخوانی ندارد. فیلم بخوبی نتوانسته بود اشوب حاصل از حمله شیاطین را نشان دهد و به صحنه هایی کوچک درمورد برهم خوردن نظم شهرها بسنده کرده بود. شخصیت پردازی در فیلم بسیار ضعیف بود که بنظرم بهضعف فیلمنامه بر می گشت. اکثر شخصیت ها مجهول بودند و تماشاگر آن ها را درک نمی کرد و شخصیت و خلق و خوی و حتی اسامی اطرافیان سلیمان در ذهن تماشاگر شکل نمی گرفت. شخصیت اصف بن برخیا زائد و بلا استفاده مانده بود و امدن وی تاثیر خاصی در اتفاقات نداشت. فیلم از داشتن نقطه اوج یا نقطه عطف محروم بود. بگونه ای که کارگردان می توانست با قرار دادن یک نبرد خوب بین سلیمان و یکی از نیروهای قوی هیکلی که مسخ شده بودند به ضریب اکشن بودن فیلم و قدرت نمایی پیامبر خدا اضافه کند. در کنار ان می توانست یک نقطه اوج عرفانی و احساسی هم ایجاد کند که تلاش بی حاصلی در مورد همسر سلیمان نمونه ای بود که خوب می توانست پرورش داده شود یا ازخود گذشتگی سربازان سلیمان و کشته شدن مظلومانه انها می توانست قسمتهای درامی به فیلم اضافه کند که از قلم افتاده یا از کنار آنها بسادگی رد شده بودند. پایان فیلم هم بسیار خنده دار است که سلیمان و عده ای قوم سوار بر کشتی در میان ابرها هستند ناخوداگاه ادم یاد "یوگی و دوستان" می افتد این قسمتش بنظرم خیلی ابکی و ضعیف درامده است.
در کل فیلم قابل تقدیر و زیبا بود. اگر یوسف پیامبر توانست مورد استقبال کشورهای مسلمان قرار گیرد سلیمان نبی قطعا در این امر موفق تر خواهد بود.
----------------------
- نکته جالب این بود که سینما هویزه مشهد که فیلم در ان اکران شده در تابلویی که بطرف تقاطع اصلی اطراف سینما دارد پوستر یک فیلم دیگر را تبلیغ می کرد. معلوم نیست مظلومیت فیلمهای مذهبی و دارای محتوا در سینمای امروز ما باید تا کی ادامه داشته باشد.
- متاسفانه اتفاقات دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی و ضرب و شتم مسئول بسیج دانشکده توسط لمپنهای بی منطق با بی مهری رسانه ها مواجه شده اگه همچین اتفاقی برای یکی از نیروهای جزء اونوری پیش می آمد تا حالا کاربه بی بی سی و اوباما هم کشیده شده بود (در همین زمینه + + + + + )
و تو ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت، پای به سیاره زمین نهاده ای، نومید مشو، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خون خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان و مکان ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی.