مروری بر دلایل واقعه عاشورا در صدر اسلام
با بررسی واقعه عاشورا سوالات بسیاری به ذهن می آید. چه شد که اجتماع مسلمانان آن روز در مقابل این حادثه تا آن حد خونسردی و بی اعتنائی نشان داد ؟ کوفه مدت 5 سال مرکز خلافت علی (ع) بود . آنها بخوبی می دانستند که حسین (ع) نوه پیامبر اسلام (ص) است و شگفت اینکه از نخستین برخورد حسین (ع) با طلیعه سپاهیان کوفه ، دو لشکر با حسین ابن علی (ع) نماز خواندند، یعنی او را مسلمان و اهل قبله و لایق امامت می دانستند. اما باز هم به او و فرزندانش رحم نکرده و آنها را به قتل رسانیدند.
هر چند برای بررسی کامل دلایل این فاجعه فرصت و تامل بیشتری نیاز است اما در اینجا و در حد وسع چند مورد از دلایل این واقعه مرور می شود:
ظهور مجدد عادات جاهلی
هنگامی که اسلام اندک اندک پیروانی یافت . و قبیله ها یکی پس از دیگری مسلمانی گرفتند ، پیغمبر اسلام (ص) برادری اسلامی را بین آنان پدید آورد . این برادری سالها پس از پیغمبر نیز در بین مسلمانان باقی ماند .
پس از پیامبر در زمان سه خلیفه اول و در مدت یک ربع قرن عربها با مردمی غیر عرب و غیر مسلمان در بیرون از شبه جزیره جنگ می کنند در این سالها در گیری بین اعراب برای همیشه پایان یافت. اما در سال 35 هجری و با جنگ جمل به یکبار ورق تاریخ زندگی عربی بهم خورد و نه تنها عرب روبروی عرب بلکه مسلمان روبروی مسلمان ایستاد. همین نبردها کافی بود که خاطرات روزگار جاهلیت از نو زنده شود. تا پیش از جنگ جمل اگر از خانه ای فرزندی در میدان جهاد کشته میشد کسان او به خود می بالیدند که در راه خدا شهیدی داده ند. مسلمانان صدر اسلام در جنگ تبوک بدلیل نداشتن سلاح برای جهاد، گریان از نزد پیامبر خارج می شدند اما می بینیم که علی (ع) هر چه بیشتر مردم را برای جهاد فرامی خواند کمتر گوش می دهند. اگر بگوییم در سالهای آخر این پنجاه سال جنگهای داخل بلاد مسلمین از رنگ دین خارج شده بود و رنگ عربی و قبیله ای بخود گرفته بود سخنی بی جا نیست و این طبیعی است که وقتی حسین (ع) از مردمی که آماده کشتن او بودند بپرسد من کسی از شما را نکشته ام دین خدا را دگرگون نکرده ام پس برای چه مرا میکشید ؟ در پاسخ گفته باشند به خاطر بغضی که از پدرت در دل داریم !
دنیا دوستی و مال اندوزی
با رحلت پیغمبر ، ابوبکر اعلام داشت رئیس مسلمانان باید از قریش باشد ، و همین که در بودجه بندی عمر، پرداخت رقم بالاتر به این طبقه ، مخصوص گردید ، اشرافیت معنوی با اشرافیت مادی در هم آمیخت و رفته رفته اصل مساوات اسلامی از میان رفت ، تا آنجا که در پایان خلافت عثمان مقدمات برتر شمردن عنصر عرب از دیگر نژادهایی که مسلمانی را پذیرفته بودند فراهم گردید .
در دوره معاویه این برتری فروشی آشکار گشت . معاویه و عاملان او با اعتراف به برتری نژاد عرب بر غیر عرب ، اصل دیگری از اصول مسلمانی نادیده انگاشته شد و اجتماع اسلامی که بر پایه مساوات استوار بود ، به دوره پیش از اسلام که در آن نسب بیش از هر عامل دیگر بحساب می آید ، نزدیک تر گردید. .بسیاری از بزرگان صدر اسلام را می شناسیم که چون در آمدهای سرشار از کشورهای فتح شده نصیب آنان گردید ، دیگر حاضر نشدند آسایش بهم بزنند و به جای آنکه پای پیش بگذارند و بدعت نورسته را ریشه کن کنند ، به خانه خزیدند و منطقی دیگر برای توجیه کار خود بکار بردند ، تا روزی که درخت بدعت ستبر شد و شاخه های بسیار برآورد.
حقیقت این است که هر اندازه مردم از دوره محمد(ص) و اصحاب پرهیزکار او دور می شدند، درک حقیقت دین برای آنان مشکل می شد و به هر نسبت که از فهم معنی دین بی بهره می ماندند روح تقوی در دل آنان می مرد و با عفاف و پارسایی وداع می گفتند. این سیرت طبقه ممتاز و زعمای قوم بود ، اما عامه مردم هم حالتی بهتر از آنان نداشتند ، محتملا در ربع دوم این نیم قرن دین برای بسیاری از آنان در همان احکام فرعی خلاصه می شد.
در مدت نیم قرن عاملهای چندی در سقوط جامعه اسلامی موثر بود اما هیچ یک از آنها در شدت اثر به پایه این عامل ( رغبت به مال اندوزی ) نمی رسد . و حسین (ع) این را بهتر از همه می داند : مردم بنده دنیایند . دین را تا آنجا می خواهند که با آن زندگانی خود را سرو سامان دهند و چون آزمایش در میان آید دینداران اندک خواهند بود.
توسل به بحث قضا و قدر
هیچ نشانی در دست نیست که در دوره محمد (ص) سخن از بحث و ایرادهایی که در نیمه دوم قرن اول هجرت در گرفت به میان آمده باشد .اما هنوز بیش از نیم قرن از این دوره نگذشته بود که مردی از علی (ع) پرسید :" رفتن ما به شام به قضا و قدر الهی بود ؟" پاسخ داد بلی! گفت : در این صورت جهاد من بی ثواب است زیرا مقدر چنین بوده است علی در پاسخ گفت :" گویا قضا را لازم و قدر را حتمی گرفته ای اگر چنین باشد ثواب و عقاب باطل و وعد و وعید ساقط میشود". پیدایش بحث در باره قضا و قدر و جبر و اختیار مساله ای است که پس از برخورد عقیده اسلامی با علم کلام تازه مسلمانهای شرق و شمال شرقی شبه جزیره پیش آمد.
از این زمان است که هواخواه هر فرقه یا هر نحله ویا هر پیشوا و طرفداران هر نوع تفکر سیاسی و علمی ، کوشیدند تا برای اثبات ادعای خود از ظاهر معنی آیات قرآن استفاده کنند . کار افراط در این تاویل تا به آنجا کشیده شد که کشنده فرزندان پیغمبر (یزید) هم برای توجیه کردار زشت خود به آیه قرآن متوسل می شد (ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم و یعفوا عن کثیر ) و کشته شدن حسین را نتیجه کردار وی و تقدیر خدا می شمرد.
منبع :
پس از پنجاه سال (پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین (ع) ) ، سید جعفر شهیدی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
و تو ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت، پای به سیاره زمین نهاده ای، نومید مشو، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خون خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان و مکان ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی.