سقیفه و تحریف اسلام

در طول تاریخ جریان حق و باطل در نبرد همیشگی بوده اند. رهبری جریان حق با پیامبران الهی و رهبری جریان باطل با زرسالاران و قدرتمندانی بوده است که روح خود را تسلیم شیطان کرده اند. یکی از مهمترین حربه های جریان باطل خاموش نمودن نور نبوت چه بوسیله ترور و اعدام پیامبران و چه بوسیله تحریف ادیان بوده است. حزب الشیطان روزگاری با عنوان نمرودیان، زمانی با نام فرعونیان، گاهی در لباس سامری و دوره ای زیر نقاب دین یهود به دنبال مبارزه با انبیاء و تحریف جریان حق بوده است.

تحریف دین یهود
آثار تحریف در دین حضرت موسی حتی در زمان حیات خود ایشان و در واقعه سامری پدیدار شد. به نظر می رسد عده ای تحت تاثیر آئین قبلی بنی اسرائیل و مردم مصر عقاید شیطانی و باطلی چون تجسم خدا و تثلیث را به تعالیم دین یهود وارد کرده اند. پس از فوت حضرت موسی (ع) به مرور و طی چندین سال کتاب آسمانی ایشان یعنی تورات توسط علمای یهود تحریف می شود. علاوه بر تورات، تلمود نیز که شریعت شفاهی یهود و گفته های پیامبران بنی اسرائیل بوده است تحریف می گردد. آئین کابالا بعنوان عرفان یهودی (که آئینی انحرافی و شیطانی است) در این دین نفوذ می کند و ضامن بقای عقاید انحرافی صهیونیزم در دین یهود می گردد.

تحریف دین مسیحیت
اولین نفوذ یهود در دین مسیح را شخصی می دانند که با گرفتن پاره هایی از نقره حضرت مسیح (ع) را به یهودیان معرفی کرد و باعث به صلیب کشیده شدن وی شد. اما با پس از حضرت مسیح (ع) که طبق عقاید مسلمانان به صلیب کشیده نشده و درغیبت به سر می برند. شخصی به نام پولس با رخنه در دین مسیح آن را از مفاهیم الهی تهی کرد. وی که در ابتدا یک یهودی متعصب بود ادعای گرویدن به دین مسیح را مطرح کرد و اولین کسی بود که اعلام کرد عیسی (ع) فرزند خداست. با تحریف انجیل و ورود تفکرات انحرافی این دین آسمانی نیز از تعالیم الهی بی بهره ماند.

تلاش برای ترور پیامبر اسلام (ص)
گفته می شود عده ای از یهودیان که نام پیامبر آخرین را در کتابهای خود دیده بودند برای درک آن پیامبر سالها قبل از ظهور اسلام به حجاز سفر می کنند. اما با عملکرد یهود در عصر ظهور اسلام به نظر می رسد آنها قصد دیگری داشته اند. آنها ویژگی های پیامبر آخرالزمان، شجره و نسل او و حتی مشخصات ظاهری اش را به خوبی می شناختند. قرآن کریم در این باره اشاره می کند که آنها پیامبر را مانند پسران خود می شناختند. نقشه اولیه آنان ترور پدران پیامبر بود تا از به دنیا آمدن پیامبر جلوگیری کنند. آنها پس از آنکه از ترور هاشم جد پیامبر و عبدالمطلب فرزند هاشم ناکام ماندند در صدد ترور عبدالله پدر پیامبر برآمدند. یهودیان چندین بار در مکه اقدام به ترور عبدالله کردند اما ناکام ماندند، تا اینکه عبدالله با آمنه ازدواج کرد. وی که برای تجارت به شام می رفت در راه شام و در نزدیکی یثرب به طرز مشکوکی از دنیا رفت. با به دنیا آمدن پیامبر او نیز از همان کودکی مورد سوء قصد یهودیان بود. در سیره ابن هشام  آمده است زمانیکه پیامبر در کودکی همراه عموی خود ابوطالب به شام سفر کرده بود عده ای قصد کشتن پیامبر را داشته اند که موفق به این کار نمی شوند. یهودیان پس از بعثت پیامبر و مخصوصا در مدینه نیز تلاش کردند که همانند حضرت عیسی (ع) پیامبر اسلام را کشته و زمینه تحریف آخرین دین الهی را فراهم آورند، مخصوصا آنکه می دانستند این دین در نهایت دین غالب خواهد بود. در سال چهارم هجری هنگامی که رسول خدا به دیدار یهودیان بنی نضیر رفتند، آنها قصد داشتند که سنگ بزرگی را بر روی رسول خدا انداخته و او را به قتل رسانند. رسول خدا که از طریق جبرئیل از این قضیه با خبر شدند از بین آنها خارج شدند و بخاطر این واقعه غزوه بنی نضیر در گرفت. پس از نبرد خیبر نیز زنی از یهودیان خیبر که گوسفند بریانی را به سم آغشته کرده بود قصد کشتن پسامبر را داشت که موفق به این امر نشد. هر چند عده ای از مورخان عقیده دارند اثر آن سم نهایتا یکی از دلایل رحلت رسول خدا بود.

 تحریف در دین اسلام: واقعه سقیفه
همانطور که گفتیم جریان باطل همواره سعی داشته است از ظهور حاکمیت حق جلوگیری کند. سیاست جریان باطل در گام بعدی انحراف دین از مسیر اصلی آن بود.

همزمان با بعثت پیامبر اسلام جهان در زیر بار خودگامگی های سلاطین ایرانی و رومی قد خم نموده و فرهنگ و تفکر شرک آلود بنیان همه ادیان اعم از یهودیت، مسیحیت و آئین زرتشت را تحت تاثیر قرار داده بود. وعده الهی برای اتمام جاهلیت بشر و استقرار دولت حق با ظهور آخرین فرستاده اش در حال تحقق بود و در صورت اتصال شجره نبوت و امامت و گسترش و حاکمیت اسلام راستین،  بساط چند هزار ساله اصحاب شیطان برچیده می شد. به همین علت جریان باطل که متشکل از یهودیان مدینه ، مشرکان به ظاهر مسلمان و منافقان و دنیاگران کوردل بودند با پیش آوردن واقعه سقیفه اولین انحراف جدی را در دین اسلام ایجاد کردند. البته این انحراف از نوع انحراف در ادیان قبلی نبود که اصل آئین به تباهی کشیده شود بلکه انحراف در تاویل دین بود؛ بطوریکه اصل دین اسلام در نزد امامان معصوم (ع) باقی ماند اما مردم بسوی کسانی روی آوردند که همچون گذشتکان احکام الهی را امیال نفسانی خود مخلوط کرده و نسخه ای بدلی از دین را در بین مردم رواج دادند.

تحلیل واقعه سقیفه در این مقال مختصر امکانپذیر نمی باشد ولی آنچه که از مستندات تاریخی و روایات دینی بدست می آید این است که این رویداد شوم حاصل اتفاقات چند روز بعد از رحلت پیامبر (ص) نبوده و ریشه ای چند ساله داشته است. پس از فتح مکه و قوت گرفتن اسلام مشرکان قریش نیز خود را همرنگ مسلمانان کردند و شرک ظاهری در حجاز مرتفع شد و نبردهای پیامبر (ص) از شبه جزیره عربستان فراتر رفت. رومیان که فرهنگی ممزوج شده از یهودیت منحرف، مسیحیت تحریف شده و ادیان باستانی یونان داشتند، در سریه موته بصورت جدی با توان و اندیشه مسلمانان آشنا شدند. سبک نبرد استشهادی مسلمانان و بزرگانی چون جعفر بن ابیطالب و زید بن حارثه در این نبرد که براساس آموزه های دین اسلام، که هم پیروزی و هم شکست ظاهری در جنگ را رستگاری به حساب می آورد و مفهوم جهاد برای خداوند که با جان و تن مسلمانان مجاهد اجین شده بود، باعث شد تا رومیان در غزوه تبوک با مسلمانان روبرو نشوند. یهودیان که قبلا با تحریک رومیان به مبارزه با عیسی (ع) پرداخته بودند و با فتح مکه از مشرکان نیز ناامید بودند پس از نبرد موته، و ناکام ماندن کودتای مدینه در هنگام غزوه تبوک، شروع به ایجاد تفرقه و اختلاف در سپاه اسلام پرداختند (ماندن غائله فرماندهی اسامه). با رحلت پیامبر اسلام که نقطه عطفی در تاریخ به حساب می اید ، غفلت و عافیت طلبی عامه مردم در کنار دنیاگرائی و عدم بصیرت خواص باعث شد که عده ای سودجو و فرصت طلب که مدتها سعی داشتند مانع جمع شدن نبوت و خلافت در بنی هاشم شوند، علیرغم دلایل بیّن خلافت را از محل اصلی آن منحرف و ظهور حاکمیت حق را تا قرنها به تاخیر انداختند.

حضرت علی (ع) نیز بخاطر حفظ اصل اسلام و جلوگیری از تفرقه بین مسلمانان و بازگشت اعراب به دوران قبل از پیامبر سکوت اختیار کردند. با انحراف حاکمیت دینی در صدر اسلام زمینه نفوذ یهود در ارکان حکومتی مهیا گشت بگونه ای که پس از بنی امیه یهودیان گاه در لباس مشاور و گاه بعنوان ملازم خلفا، بر ساختار حکومتی اسلام تاثیر می گذاشتند.

هر چند زاویه ایجاد شده در واقعه سقیفه ابتدائا چشمگیر به نظر نمی رسید اما دیری نپائید و در واقعه ای مانند عاشورا عمق انحراف ایجاد شده پدیدار گشت.

 منابع:

تبار انحراف، مهدی طائب، انتشارات لوح و قلم.

رد پای سامری، سلمان قاسمی، نشر کیاراد.

غرب شناسی، سید احمد رهنمایی، انتشارات موسسه پژوهشی امام خمینی (ره).   

تفکر، فرهنگ و ادب، تمدن،اسماعیل شفیعی سروستانی، انتشارات موعود

آیا دموکراسی با اسلام سازگار است؟

شاید شما هم این سوال متداول را که «آیا دموکراسی با اسلام سازگار است یا نه؟» را شنیده باشید. برای رسیدن به جواب این سوال ابتدا باید منظور خود از دموکراسی را به روشنی بیان کنیم. مشخص است که دموکراسی رایج در جهان امروز حکومت مردم بر مردم و کنار گذاشتن دین در شئون اجتماعی زندگی است. حال اگر معنی دموکراسی این است که هر چه اکثریت یعنی 50% به اضافه یک رای به آن تعلق گرفت معتبر و لازم الاجرا است ولو این رای خلاف نص قرآن هم باشد؛ اسلام چنین دموکراسی را در قانونگذاری و حتی در اجرا نمی پذیرد. اگر دموکراسی یعنی معتبر بودن قانونی که با اسلام سازگار نیست ،  بدیهی است که اسلام هم با آن شکل حکومت سازگار نخواهد بود. اما اسلام چه حالتی از مردم سالاری را قبول می کند؟

اسلام بر خلاف سایر ادیان، دینی جامع است که خود قوانین صریحی در امور گوناگون حکومتی اعم از دادرسی، اقتصاد، مدیریت، تعلیم و تربیت و ... دارد که برگرفته از قرآن و سنت می باشد. بنابراین اسلام در بسیاری از جنبه های مختلف قانونگذاری اصول کلی را بیان کرده است، اما در برخی امور جزئی قوانین ثابت و دائمی وضع نشده است. با گذشت زمان و تحولات زندگی بشر وضع قوانین جدید برای موضوعات و نیازهای جدید ضروری است (مثل قوانین راهنمایی و رانندگی)، در اینجا حکومت مشروع حق دارد در چارچوب اصول و مبانی ارزشی اسلام قانونگذاری کند. بعبارت دیگر در صورتی که قانون وضع شده توسط مردم با احکام و تعالیم دینی منافات داشته باشد آن حکم ساقط خواهد بود.

در کشور ما نیز که بر اساس مردم سالاری دینی اداره می شود مردم نمایندگان خود را در مجلس شورای اسلامی انتخاب می نمایند. نمایندگان مردم نیز وکالتا از طرف مردم به امر قانونگذاری مشغول هستند، مصوبات مجلس شورای اسلامی توسط فقهای و حقوقدانان شورای نگهبان بررسی می شود تا با احکام دینی و قانون اساسی مغایرتی نداشته باشند. در امور اجرائی نیز مردم با رای خود رئیس جمهور را بعنوان مجری قوانین انتخاب می کنند، رئیس جمهور که باید واجد شرایط برای تصدی امور اجرائی باشد در صورت تخطی توسط نمایندگان مردم مورد بازخواست قرار می گیرد. در این وضعیت دموکراسی هم در قانونگذاری و هم اجرا حاصل شده است.

پس جواب سوال فوق به تعریف ما از دموکراسی بستگی دارد، اگر تعریف ما از دموکراسی آن باشد که هر قانونی توسط مردم وضع شد معتبر و لازم الاتباع است و دموکراسی به معنای ارزش رای مردم در مقابل حکم خداوند باشد، چنین مفهومی با دین اسلام سازگار نیست. آیه شریفه «و امرهم شوری بینهم» (شوری 38: مومنان امورشان را با مشورت یکدیگر انجام دهند) به این معنا نیست که مردم در همه چیز می توانند نظر بدهند و حلال و حرام خدا را با شور و گفتگو تغییر دهند؛ بلکه طبق آیه شریفه «و ما کان لمومن و لامومنه اذا قضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیره من امرهم» (احزاب 36: هیچ مرد و وزن با ایمانی حق ندارد هنگامی که خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند با آن مخالفت کنند) در احکامی که از سوی خدا و پیامبر صادر شده است مومنان هیچ اختیاری در دخل و تصرف ندارند.

 اما اگر مردم در سرنوشت خود موثر باشند و عنان خود را به دست بیگانگان و طبقه خاص ندهند و در چارچوب احکام الهی و قوانین شرعی در وضع قوانین سهیم باشند این تعبیر از دموکراسی با اسلام منافاتی ندارد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران امام خمینی (ره) با استقرار نظام ولایت فقیه و مردم سالاری دینی، شکل نوینی از حکومت مردمی را به جهان ارائه نموده اند که دو امر به ظاهر متضاد «دین» و «حکومت مردمی» را که به تعبیر متفکران غربی قابل جمع نبودند، یکجا در خود گنجانده است:«آن دموکراسی که در اسلام است، در جاهای دیگر نیست. هیچ دموکراسی مانند دموکراسی موجود در اسلام به ضعفا اهمیت نداده است».1 «ما می خواهیم اسلام و حکومت اسلامی را به نحوی که شبیه صدر اسلام باشد اجرا کنیم تا غرب، معنی درست دموکراسی را به آن حدی که هست بفهمد تا تفاوت میان دموکراسی موجود در اسلام و دموکراسی اصطلاحی مورد ادعای دولت ها اشکار شود». 2

پانوشت:
1. صحیفه نور، ج 5، ص 258.
2.  همان ، ج 3، ص 85 .

 منابع:
مشکات مصباح: پرسشها و پاسخها، آیت الله مصباح یزدی.
نظریه سیاسی اسلام ، آیت الله مصباح یزدی.