جامعیت امام علی ع
جامعیت اسلام
دین ما اینگونه نیست که کسی قسمتی از دین را اخذ کند و ما بقی را رها سازد. ما در دین « نومن ببعض و نکفر ببعض » نداریم . هر کس بخواهد در دین اینگونه حرکت کند ، مسلما کل دین را فاسد خواهد کرد . دین مجموعه یکپارچه است . توجه نکردن به این جامعیت در گذشته در بین برخی از عرفا و زهاد دیده شده است . بعضی ها خیال می کنند که مفاتیح الجنان یعنی همه اسلام . اما تمام اسلام مفاتیح الجنان نیست . همه دین ، شرکت در تفسیر قران نیست ، همانطور که آنهائی که دعا را کنار گذاشته اند و تماما به کارهای اجتماعی و سیاسی روی آورده اند ، به انحراف کشیده شده اند .
اصول جامعه ایده آل از دیدگاه قران
خداوند وقتی در قران می خواهد جامعه اسلامی را به تصویر بکشد چنین می فرماید :
« محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم تراهم رکعا سجدا یبتغون فضلا من الله و رضوانا سیماهم فی وجوههم من اثر السجود ... » ( فتح 29)
یعنی پیغمبر و امت وی اولا "اشداء علی الکفار" اند . در برابر کفار باید غیرت داشته باشند . تحرک و حساسیت داشته باشند . بی خیال نباشند که همه دنبال زهد بروند و مملکت اسلامی بدست دشمنان دین بیفتد . چنانچه در غائله مغول همین مصیبت بر سر این کشور آمد . در اثر تفسیر غلط از زهد ، مغولها توانستند از یک سوی کشور، از سمت خراسان وارد مملکت شوند و کل کشور را یک دور بچرخند و در نهایت از سمت آذربایجان به کشور خود بازگردند و صدهزار دختر را با خودشان ببرند . اما انگار نه انگار که در این کشور اتفاقی افتاده باست اصلا مقاومت آنچنانی نشد .
ثانیا رحماء بینهم با همدیگر می بایست صمیمی باشید . عطوف باشید . اگر کسی الفت پیدا کرد شما هم با او الفت پیدا کنید . نباید جامعه به آحاد متفرق تبدیل شود . وقتی کسی در کاروان جامعه زمین خورد همه باید بایستند و او را از زمین بلند کنند تا او فردای روزگار عقده ای بار نیامده و برای جامعه مشکل درست نکند .
اما آیا همین دو اصل کافی است ؟ نه . "تراهم رکعا سجدا" ، جامعه اسلامی سجده دارد رکوع دارد نماز جماعت دارد نماز جمعه ، نماز شب دارد . خداوند می فرماید وقتی به صورتهایشان نگاه کنی از شدت سجده اثر سجده در سیمایشان نمایان است .
در ادامه آیه می فرماید این مثل را من در تورات گفته ام که چنین امتی خواهد آمد اینگونه نیست که مانند زمان حضرت موسی ع جانب کثرت بر جانب وحدت غلبه کند یا مثل زمان حضرت عیسی ع جانب وحدت بر جانب کثرت غلبه کند . حضرت پیامبر می فرمایند « و انا ذوالعینین » من دو چشم دارم . یعنی فکر و مکتب من اینگونه نیست که مثل حضرت عیسی تجرد را گرفته و جلو رود و یا در کثرت مثل موسی پیش رود .
جامعیت امام علی ع
تاریخ نتوانسته است نظیر امیرالمومنین ع را در جامعیت نشان دهد
علی ع نماز شبی دارد که در مورد ان گفته میشود « یتململ تململ السلیم » ( مستدرک الوسائل ج 11 ص 238 ) حضرت در محراب مانند شخصی که مار نیشش زده ، از خوف خدا در پیچ و تاب است .اما آیا علی فقط نماز شب دارد ؟ نه علی کسی بود که بیشترین فعالیتهای اجتماعی را داشت . علی با درد دردمندان و گرفتاری گرفتاران آشنائی کامل داشت . حضرت وارد بازارمی شدند و به اهل بازار می فرمودند « الفقه ثم المتجر » اول فقه تجارت را یاد بگیر بعد وارد بازار شو تا در ربا نیفتی . گاهی با صدای بلند وسط بازار گریه می کردند ، اینگونه نبود که فقط در نخلستان گریه کنند . این چنین جامعیت ها در علی ع هست . اگر کسی شجاعتی داشته باشد که موقع ورود به میدان از هیچ کس نترسد اگر تحقیق کنید در طول تاریخ خواهید دید چنین شخصی مدیریت اجتماعی ندارد . شجاع است اما رحم و عطوفت ندارد چون در جنگ کارش بریدن دست و پا بوده است . در چنین روحیه ای می شود آثار رحم و مروت پیدا نمود ؟ اگر به کسی که در باب عبادت و زهد ریاضتها کشیده و اول عابد روزگار است اداره کشور را واگذار کنی مطمئنا کشور را به باد فنا خواهد داد. چنان سرش کلاه خواهند گذاشت که خودش هم نمی فهمد .
جهات جامعیت امام علی ع
عدم تغییر روحیه : با این همه جامعیت هرگز آن روح حاکم بر علی تغییر نکرد . شخصیت او فرق نکرد . کشاورز شد اما در کشاورزی کسی نتوانست برتر از او باشد وقتی هم که خلیفه شد هینطور . نه هنگامی که کشاورز بود و نه هنگامی که خلیفه بود اصلا روحیه اش تغییر نکرد .
استاد مطهری می گوید : یک نویسنده عراقی که کمونیست است ( اما شیعه می باشد ) و گاهی به خاطر شیعه بودنش علیه کمونیست حرف می زند ، می گوید : سیره علی ع یک اصل مهم مارکس را نقض کرده است . مارکس می گوید در کاخ بودن یا در کوخ بودن در روحیه انسان تاثیر خواهد گذاشت ، جهت گیری او را متاثر خواهد کرد . اما علی این اصل را نقض کرد و نشان داد کسی که در مکتب اسلام راستین پرورش پیدا کرده باشد کسی که در کلاس درس آقا رسول الله نشسته باشد اینچنین نخواهد بود . خود آقا رسول الله که علی بزرگترین ثمره و شاگرد ایشان است را ببینید . 10 بعثت در شعب ابوطالب ش را مقایسه کنید با 10 هجرت در مدینه که حاکم حکومت اسلامی شده است آیا تغییری کرده است ؟ سلمان چطور وقتی والی مدائن شد آیا تغییری کرد چون در این مکتب بزرگ شده است .
جامعیت در علوم : جامعیت در علوم از همه جامعیتها سختتر است انسان می تواند تظاهر به شب زنده داری کند و گریه کند ، می تواند تظاهر به شجاعت کند در میدان نعره بکشد بعد هم برود بر سر یتیمان دست بکشد . اما با جامعیت در علوم چه می تواند بکند ؟
اگر به نوابغ دنیا نگاه کنید خواهید دید که همگی در یک شعبه از علوم یا شاخه ای از علوم پیشرفت کرده اند . امکان ندارد که یک نابغه در چندین رشته نابغه باشد . شما یک استاد دانشگاه را ببینید که در رشته خود استاد است اما درسایر علوم همچون یک کودک است . همه فضائل اینگونه اند . اما امیرالمونین چطور ؟ در مباحث فلسفی اول ، در قضاوت اول در خطابه و سخنوری ی اول. اساس بسیاری از علوم را ایشان بنا نهاده است. اصلا در تاریخ هر کس گفته است « هر چه می خواهید از من سوال کنید » خراب شده است اما امام می فرماید هر چه می خواهید بپرسید " سلونی قبل ان تفقدونی" این جامعیت ایشان را در علوم نشان می دهد که خود یک بحث مفصل است .
جمع اضداد در احساسات : بحث سوم که حساستر است جمع اضداد بین احساسات است که اشاره شد نمی توانید کسی را پیدا کنید که هم رئوف باشد و هم مظهر قهر . در میدان جنگ علی را ببینید چگونه است حالا بیائید همان پهلوان را در پیش یتیمان کوفه ببینید . علی ع وقتی به یتیمی می رسد نرمتر از پنبه می شود مدام گریه می کند خود را به آتش نزدیک می کند و می گوید یا علی بچش این جزای کسی است که در حق یتیمان و مساکین کوتاهی کند .اگر ماجرای علی ع و برادرشان عقیل را به یک اروپائی نقل کنی حتما قضاوتش در مورد علی ع اینگونه خواهد بود که علی عجب آدم سنگدلی بوده است . تمام این جامعیت از کجا آمده است ؟ از اسلام . چون علی اسلام مجسم است . اسلام می خواهد که از ما علی بسازد می خواهد از ما مسلمانانی با جامعیت بسازد نه مسلمانی تک بعدی .
سخنرانی حجه الاسلام سید حسن عاملی ( با تصرف )
و تو ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت، پای به سیاره زمین نهاده ای، نومید مشو، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خون خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان و مکان ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی.