مختصر پیرامون دموکراسی
دموکراسی را نمی توان یک مکتب فکری در نظر گرفت بلکه در نظامهایی که مبنای مشروعیت آنها خواست مردم است، دموکراسی ابزار ظهور و بروز خواست مردم معرفی می شود. دموکراسی در مفهوم بدین معناست که حکومت باید به دست مردم سپرده شود، مردم خود مصلحت خود را تشخیص می دهند و مطابق خواستشان قانونگذاری می کنند و هر وقت از قانونی خسته شدند یا آن را به مصلحت ندانستند قانون دیگری وضع می کنند. در این نظریه ملاک خوب و بد خواست مردم است، همین مسئله از نسبی دانستن اخلاق در تفکرات غربی نشات گرفته است. بر اساس رأی اکثریت میتوان زشتترین و پلیدترین اموری را که بر خلاف دین و فطرت انسانی است، تصویب نموده و به اجرا در آورد، اگر چه واقعاً و حقیقتاً رأی اکثریت در بسیاری موارد وجود ندارد، مثلاً ازدواج با همجنس و ثبت رسمی آن در برخی کشورهای غربی و قانون سقط جنین که کلیسا با آن مخالفت نموده اس، حتی در جوامع غربی نیز مورد قبول اکثریت نیست. از اینرو خود متفکرین غربی ایرادات بسیاری بر دموکراسی وارد کرده اند.
دموکراسی را می توان مولود اومانیسم دانست. گفته می شود دموکراسی از زمانهای قدیم و در یونان باستان مطرح بوده است. هر چند بسیاری از فیلسوفان یونانی دموکراسی را به سخره می گرفتند و از آن به «حکومت جهّال» تعبیر می کردند، اما مدت کوتاهی در این کشور دموکراسی نیز برقرار بوده است بگونه ای که در بعضی شهرها مردم در میادین جمع شده و نسبت به موضوعات خاص بحث و تصمیم گیری می کردند. بخاطر ایرادات بسیار، این شکل از دموکراسی عمری بسیار کوتاه داشته و پایدار نماند. دوره بعدی ظهور جدی دموکراسی بعد از رنسانس است. در این حالت مردم بصورت مستقیم در تمام تصمیم گیری ها نقشی نداشته و با انتخاب نمایندگان خود مجلس را تشکیل می دادند.
در قرن گذشته دموکراسی مفهوم خاص تری پیدا کرد و با ملکه شدن تفکرات سکولار در بین سیاسیون، رژیمی دموکرات تلقی می شد که دین در آن هیچ نقشی نداشته باشد. این طرز تفکر به پیدایش نظامهایی بر پایه لیبرال دموکراسی و سوسیال دموکراسی منجر شد که کنارگذاری دین و تفکرات دینی در قانون گذاری آنها اصل اساسی به شمار می رود. البته توجه داشته باشید که این شیوه از دموکراسی دین را نفی نمی کند، بلکه به دین حق دخالت در شئون سیاسی و اجتماعی نمی دهد. گاهی خود قانونگذاران و مجریان در چنین حکومتی به کلیسا نیز می روند و یا ممکن است عضو جمعیت های مذهبی نیز باشد و یا خود مردم به برخی از آداب و رسوم دینی نیز مشغول باشند، اما طبق این حالت از دموکراسی، گرایش های دینی مردم نباید در مسائل سیاسی و اجتماعی نمود پیدا کند. از اینرو در کشوری مثل فرانسه که مهد دموکراسی لقب گرفته است، حضور با حجاب کارمندان یا دانش آموزان در محیطهای دولتی و رسمی مجاز شمرده نمی شود.
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران شکل جدیدی از مردم سالاری عرضه شده است، که به آن مردم سالاری دینی گفته می شود. در این حالت برعکس تفکر و عملکرد کشورهای مدعی دموکراسی در دنیا، دین نقش اساسی در مردم سالاری ایفا می کند. در این شیوه علاوه بر اینکه قوانین وضع شده توسط مردم یا نمایندگان مردم با دین محک زده می شود و به آن مشروعیت الهی داده می شود، مجریان قانون نیز که توسط مردم انتخاب می شوند، توسط رهبر دینی منتخب خبرگان تنفیذ شده و با این واسطه علاوه بر اقبال عمومی، حکومت وی مشروعیت نیز می یابد.
منابع :
نظریه سیاسی اسلام ، محمد تقی مصباح یزدی، انتشارات موسسه امام خمینی (ره).
پرسشها و پاسخها، محمدتقی مصباح یزدی، انتشارات امام خمینی (ره).
و تو ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت، پای به سیاره زمین نهاده ای، نومید مشو، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خون خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان و مکان ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی.