آیا دموکراسی با اسلام سازگار است؟
شاید شما هم این سوال متداول را که «آیا دموکراسی با اسلام سازگار است یا نه؟» را شنیده باشید. برای رسیدن به جواب این سوال ابتدا باید منظور خود از دموکراسی را به روشنی بیان کنیم. مشخص است که دموکراسی رایج در جهان امروز حکومت مردم بر مردم و کنار گذاشتن دین در شئون اجتماعی زندگی است. حال اگر معنی دموکراسی این است که هر چه اکثریت یعنی 50% به اضافه یک رای به آن تعلق گرفت معتبر و لازم الاجرا است ولو این رای خلاف نص قرآن هم باشد؛ اسلام چنین دموکراسی را در قانونگذاری و حتی در اجرا نمی پذیرد. اگر دموکراسی یعنی معتبر بودن قانونی که با اسلام سازگار نیست ، بدیهی است که اسلام هم با آن شکل حکومت سازگار نخواهد بود. اما اسلام چه حالتی از مردم سالاری را قبول می کند؟
اسلام بر خلاف سایر ادیان، دینی جامع است که خود قوانین صریحی در امور گوناگون حکومتی اعم از دادرسی، اقتصاد، مدیریت، تعلیم و تربیت و ... دارد که برگرفته از قرآن و سنت می باشد. بنابراین اسلام در بسیاری از جنبه های مختلف قانونگذاری اصول کلی را بیان کرده است، اما در برخی امور جزئی قوانین ثابت و دائمی وضع نشده است. با گذشت زمان و تحولات زندگی بشر وضع قوانین جدید برای موضوعات و نیازهای جدید ضروری است (مثل قوانین راهنمایی و رانندگی)، در اینجا حکومت مشروع حق دارد در چارچوب اصول و مبانی ارزشی اسلام قانونگذاری کند. بعبارت دیگر در صورتی که قانون وضع شده توسط مردم با احکام و تعالیم دینی منافات داشته باشد آن حکم ساقط خواهد بود.
در کشور ما نیز که بر اساس مردم سالاری دینی اداره می شود مردم نمایندگان خود را در مجلس شورای اسلامی انتخاب می نمایند. نمایندگان مردم نیز وکالتا از طرف مردم به امر قانونگذاری مشغول هستند، مصوبات مجلس شورای اسلامی توسط فقهای و حقوقدانان شورای نگهبان بررسی می شود تا با احکام دینی و قانون اساسی مغایرتی نداشته باشند. در امور اجرائی نیز مردم با رای خود رئیس جمهور را بعنوان مجری قوانین انتخاب می کنند، رئیس جمهور که باید واجد شرایط برای تصدی امور اجرائی باشد در صورت تخطی توسط نمایندگان مردم مورد بازخواست قرار می گیرد. در این وضعیت دموکراسی هم در قانونگذاری و هم اجرا حاصل شده است.
پس جواب سوال فوق به تعریف ما از دموکراسی بستگی دارد، اگر تعریف ما از دموکراسی آن باشد که هر قانونی توسط مردم وضع شد معتبر و لازم الاتباع است و دموکراسی به معنای ارزش رای مردم در مقابل حکم خداوند باشد، چنین مفهومی با دین اسلام سازگار نیست. آیه شریفه «و امرهم شوری بینهم» (شوری 38: مومنان امورشان را با مشورت یکدیگر انجام دهند) به این معنا نیست که مردم در همه چیز می توانند نظر بدهند و حلال و حرام خدا را با شور و گفتگو تغییر دهند؛ بلکه طبق آیه شریفه «و ما کان لمومن و لامومنه اذا قضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیره من امرهم» (احزاب 36: هیچ مرد و وزن با ایمانی حق ندارد هنگامی که خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند با آن مخالفت کنند) در احکامی که از سوی خدا و پیامبر صادر شده است مومنان هیچ اختیاری در دخل و تصرف ندارند.
اما اگر مردم در سرنوشت خود موثر باشند و عنان خود را به دست بیگانگان و طبقه خاص ندهند و در چارچوب احکام الهی و قوانین شرعی در وضع قوانین سهیم باشند این تعبیر از دموکراسی با اسلام منافاتی ندارد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران امام خمینی (ره) با استقرار نظام ولایت فقیه و مردم سالاری دینی، شکل نوینی از حکومت مردمی را به جهان ارائه نموده اند که دو امر به ظاهر متضاد «دین» و «حکومت مردمی» را که به تعبیر متفکران غربی قابل جمع نبودند، یکجا در خود گنجانده است:«آن دموکراسی که در اسلام است، در جاهای دیگر نیست. هیچ دموکراسی مانند دموکراسی موجود در اسلام به ضعفا اهمیت نداده است».1 «ما می خواهیم اسلام و حکومت اسلامی را به نحوی که شبیه صدر اسلام باشد اجرا کنیم تا غرب، معنی درست دموکراسی را به آن حدی که هست بفهمد تا تفاوت میان دموکراسی موجود در اسلام و دموکراسی اصطلاحی مورد ادعای دولت ها اشکار شود». 2
پانوشت:
1. صحیفه نور، ج 5، ص 258.
2. همان ، ج 3، ص 85 .
منابع:
مشکات مصباح: پرسشها و پاسخها، آیت الله مصباح یزدی.
نظریه سیاسی اسلام ، آیت الله مصباح یزدی.
و تو ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت، پای به سیاره زمین نهاده ای، نومید مشو، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خون خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان و مکان ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی.