حرفهایی از شهید همت
واي بر ما, واي بر پاسدار ما, واي بر بسيج ما , اگر روزي برسد كه فقط پاسدار نظامي باشد. اگر اول پاسدار و بسيج عقيده باشيد در راهتان تزلزل و سستي ايجاد نمي شود. در هدفتان سست نمي شويد. هميشه معتقد خواهيد بود , همان خدايي كه شما را بدنيا آورده يكروز هم از دنيا خواهد برد.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - -
ما فرمانده گردانى كه عقب بنشيند و بخواهد هدايت كند نداريم. بايد جلو برويد اما درجاى مناسب, بايد رعايت اصول بشود. از تجربيات بايد استفاده كنيم. دقت كنيد, خون بچه هاى مردم دقت كنيد.....
در ميدان نبرد خود را گم نكنيد. درآن لحظه كه آتش توپخانه و خمپاره هاى دشمن بر شما مى ريزد, به خدا پناه ببريد.....
- - - - - - - - - - - - - - - - - - -
....ما از شهيد دادن نمى ترسيم, ولى از اين مي ترسيم كه خدايي نا كرده روزي اين خونها به نا حق ريخته شود و ما خداى نا كرده, تزلزلي در راهمان و استقامتمان و در توانمان پيدا بشود, كه ان شاالله اين نبايد باشد.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - -
حقيقت اينست كه هرچه بگوييم خسته شديم, بريديم, اسلام دست ازسرما برنمي دارد. اينست كه مابايد بمانيم و كارى كه مى خواهيم انجام بدهيم, بايد مشغول يك مطلب باشیم و آن هم عشق است. اگر عاشقانه با كار پيش بيايى, به طور قطع هيچوقت بريدن و عمل زدگي و خستگى برايت مفهومى پيدا نميكند.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - -
ما هر چه داريم از شهدا داريم و انقلاب خونبار ما حاصل خون اين عزيزان است. جنگ در تمام تاريخ بشريت چه در ليست استكبار و چه در جنگهاي اسلامي و صدر اسلام و تمام غزواتي كه پيامبر شخصآ در آنها حضور داشت هميشه اين مشخص بوده كه جنگ حالت سكه چند رو دارد .
شهيد همت
و تو ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت، پای به سیاره زمین نهاده ای، نومید مشو، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خون خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان و مکان ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی.