اهمیت تاریخ
برای درک اهمیت مطالعه تاریخ باید این نکته در نظر گرفته شود که ما تاریخ  را از چه زاویه ای می بینیم. آیا تاریخ داستان زندگی اقوام و ملل گذشته است و بس؟ آیا تاریخ رویدادهای مخلوط شده با افسانه ها و اساطیر پیشینیان است؟ آیا ... . اگر با این دیدگاه به تاریخ نگاه کنیم مطالعه تاریخ از سنخ مطالعه داستانها و رمانها و افسانه ها خواهد بود. بخوبی می دانید که تاریخ موارد بالا را نیز دربرمی گیرد اما نکته اصلی که مطالعه تاریخ را بسیار مهم می کند این است که «گذشته چراغ راه آینده است». مطالعه تاریخ اگر با تجزیه و تحلیل عبرت آمیز صورت گیرد یکی از مهمترین ابزار تحلیل وقایع روزمره و پیش بینی آینده خواهد بود چون که تاریخ همواره تحت تاثیر تمایلات، خواسته ها و آرمانهای انسانهایی که در اعصار مختلف می زیسته اند قرار دارد. در واقع « تاریخ»، شرح زندگی جوامع انسان هاست و جامعه انسانی نیز تابع اصول و قواعدی است که در هر دوره، با حصول شرایطش، قابل تکرار است و همین نکته اهمیت مطالعه سرنوشت اقدامات، خواسته ها و تصمیم گیری های گذشتگان را روشن می کند.
اهمیت مطالعه تاریخ تا جایی است که امام علی (ع) خطاب به فرزندش امام حسن (ع) می‏فرماید: فرزندم هر چند من به اندازه همه آنان که پیش از من بوده‏اند نزیسته‏ام اما در کارهایشان نگریسته‏ام و در سرگذشت‌هایشان و در آنچه از آنان مانده، فرورفته و دیده‏ام تا چون یکی از ایشان گردیده‏ام، بلکه با آگاهی‏ای که از کارهایشان به دست آورده‏ام، گویی چنان است که با نخستین تا پسینشان به سر برده‏ام.
 همین نکته مهم در آیات قرآن نیز دیده می شود. قرآن مجید، صادق مصدّق است و ما را به عبرت گرفتن از تاریخ دعوت می کند و به کرات احوالات انبیا و اقوام گذشته را نقل می کند اما طبق فرمایش خود قرآن هدف اعتبار و درس آموزی از گذشتگان است.

کدام تاریخ؟
همواره بین متفکران در مورد اینکه تاریخ تا چه حدی می تواند مورد وثوق و معتبر باشد، مناقشه بوده است. به نظر برخی تاریخ معمول نوشته شده که در دست ماست چیزی جز اعتقادات غیر واقعی مورخینی که تحت تاثیر سلاطین و ارباب زر و زور بوده اند نیست و از طرفی این مکتوبات نیز توسط برخی از مورخین معاصر و در جهت مطلوب آنان در بین ما منعکس شده است. صرف نظر از اینکه تاریخ تمدن فعلی تا چه قابل اعتماد است، می توان قاطعانه گفت که این تاریخ با یک نگاه مادی گرایانه و اومانیستی به گذشته می نگرد.  تاریخ تمدن فعلی تاریخ تکامل ابزار است و از هر آنچه خارج از سیر قرار گرفته غفلت دارد. نامگذاری اعصار نیز بر همین مبنا بوده است، عصر سنگ و آهن و ماشین بخار و فضا و دیجیتال و ... همگی نشان می دهد که تاریخ نگاری سکولار تاریخ را از دید مادی تقسیم بندی نموده است. در واقع تاریخ تمدن از یک سو تاریخ مبارزه خیالی بین بشر و طبیعت برای رفع فقر و گرسنگی است و از سوی دیگر تاریخ ستمگری ها و کشور گشایی های پادشاهان است. از این نگاه که یک نگاه صرفا مادی گرایانه است فقط سلسله  پادشاهان و رویدادهای مربوط به تولید و پیشرفت ابزار و علوم سکولار در تاریخ برجسته می مانند و قهرمانان تاریخ افرادی چون اسکندر، ناپلئون، داروین، ادیسون و ... خواهند بود.

تاریخ حیات باطنی انسان
 اما نگاه اسلام به تاریخ علاوه بر بعد مادی بعد معنوی و روحانی حیات بشری را نیز در بر گرفته است. شهید سید مرتضی آوینی از این تاریخ به «تاریخ حیات باطنی انسان» تعبیر می کند: «حیات انسان در این سیاره کوچک که سفینه ای آسمانی بر پهنه اقیانوس بی کران فضای اثیری است، تاریخ دیگری  نیز دارد که تاریخ حیات باطنی اوست؛ تاریخ تمدن تاریخ حیات ظاهری انسان است و تاریخ انبیاء تاریخ حیات باطنی او»، و همین تاریخ است که در قرآن در مورد آن صحبت می شود. قهرمانان تاریخ روحانی بشر کسی جز انبیاء و اوصیا و شهدا نبوده اند. تاریخ سکولار و اومانیستی که در سیستم آموزشی و در دانشگاههای امروزی تدریس می شود صرفا تاریخ تمدن مادی بشر است و در آن تاریخ، انبیا و یاران آنها جایی ندارند. مگر اینکه موفق به تاسیس حکومتی شوند یا ابزاری تولید کرده باشند.
پس در مطالعه تاریخ باید به این نکته توجه داشت که تاریخ حیات باطنی انسان مهمتر از تاریخ تمدنهای بشری است، چون زندگی ظاهری و مادی انسانها نیز در اثر باطن و خواسته های او رقم خورده است هر جا که اقوام یا حاکمان باطنی پلید، وحشی و بد طینت داشته اند تاریخ ظاهری مملو از جنایات، جنگها و ستمگری ها بوده است و هر گاه انسانهایی پارسا و درستکار در راس بوده اند وضع کاملا متفاوت بوده است.