بی شک وقوع انقلاب اسلامی ایران در بهمن ماه سال 57 یکی از مهمترین وقایع قرن گذشته میلادی بشمار می رود. رویدادی که اکثر متفکرین شرق و غرب از آن بعنوان بازگشت دین به عرصه های مختلف زندگی بشری یاد کرده اند. وقوع این انقلاب بقدری توسط مستکبرین مهم تلقی می شد که دو ابرقدرت شرق و غرب که سابقه چند دهه جنگ سرد با یکدیگر داشتند، چندین بار در جهت مقابله با نفوذ روز افزون امواج آن در منطقه مهم خاورمیانه با یکدیگر دست دوستی دادند. اما شکی نیست قدرت نرم انقلاب اسلامی در چند دهه اخیر رو به فزونی بوده و تکانه های این جنبش مذهبی از محدوده خاورمیانه نیز گذشته است. از این رو مستکبرین برای مقابله با تاثیرات انقلاب اسلامی دست به تقابلی از جنس قدرت نرم زده اند.

مفهوم قدرت نرم

برخی متفکرین مفهوم قدرت را در سه حالت قدرت سخت، قدرت نیمه سخت و قدرت نرم دسته بندی می کنند. صاحبان قدرت سخت سعی دارند برای نیل به اهداف خود از نیروی نظامی و تحمیل جنگ استفاده کنند در واقع در نبرد سخت هدف فتح سرزمینها با اعمال خشونت و زور است. در نبرد نیمه سخت هدف اعمال نفوذ و تحمیل اراده بر حاکمان سرزمین می باشد که با ابزارهایی مانند ترور، کودتا و حتی تحریم های اقتصادی صورت می گیرد. در جنگ نرم هدف فتح سرزمین یا حاکمان نیست در این حالت اثرگذاری و نفوذ بر قلبها و ذهنهای مردمان یک سرزمین مطرح است، در واقع صاحبان قدرت نرم سعی می کنند بگونه ای بر جب و بغض مردم نفوذ نمایند که مردم، آنچنان بیاندیشند، بخواهند و باشند که آنها می خواهند.

عوامل اصلی قدرت نرم انقلاب اسلامی

با بررسی تاریخ انقلاب اسلامی می توان گفت که در عمل قدرت نرم انقلاب اسلامی ماحصل آرمانهای جهانی انقلاب است، اما از طرفی این آرمانها نیز برگرفته از مفاهیم اسلام ناب محمدی (ص) و فرهنگ متعالی شیعه است. بنابراین عوامل اصلی قدرت انقلاب را به دو دسته تقسیم می کنیم:

فرهنگ شیعه (اسلام ناب محمدی (ص))

آرمانهای جهانی انقلاب اسلامی

البته هر دو مورد شدیدا از لحاظ مفهومی مرتبط با یکدیگر بشمار می روند، تا جائیکه می توان گفت آرمانهای انقلاب اسلامی بروز و ظهور امروزی و عملی اسلام ناب محمدی یا همان فرهنگ شیعه است.

1 – فرهنگ شیعه

انقلاب اسلامی ایران انقلابی با ماهیت و خاستگاه فرهنگی است و ریشه در اندیشه ها، باورها، آداب و تعلقات چند صد ساله مذهب شیعه در این مرز و بوم دارد. پرفسور روژه گارودی اندیشمند مسلمان فرانسوی، نیز به همین مفهوم اشاره دارد: «من فكر می كنم كه انقلاب ایران یكی از مهم ترین جهش‌های تاریخ بشریّت است؛ چرا كه انقلابی صرفاً اقتصادی نبوده و انگیزه‌های اقتصادی و مقابله و مخالفت با طبقه برجسته هدف نهایی این انقلاب نبوده است. این انقلاب حتی یك انقلاب صرفاً سیاسی نبوده است كه بر ضد یك قدرت استبدادی حركتی صورت گرفته باشد. این انقلاب در حقیقت یك نوع مخالفت و رویارویی با یك تمدّن ـ تمدّنی كه ما آن را غربی یا تمدن آمریكایی می نامیم ـ بوده است؛ تمدّن و فرهنگی كه از سوی سردمداران رژیم حاكمی كه خود از اربابان آمریكایی دستور می گرفتند و با زور و ارعاب به ملت ایران تحمیل می شد و نه تنها با فرهنگ ایرانی كه از قدیمی ترین و شفّاف ترین و غنی ترین فرهنگ هاست، بلكه با فرهنگ و ایمان اسلامی و عصاره اساسی اسلام كه همانا شیوه صحیح زندگی و اصول اساسی حیات بود در تضاد قرار داشت». جهان غرب نیز با پی بردن به این مهم در چند سال اخیر در تلاش بوده است تا با شبیخون فرهنگی، ریشه های اصلی انقلاب اسلامی را در بین صاحبان اصلی آن یعنی مردم سست نماید. با اندکی تامل مولفه های اصلی فرهنگ شیعه را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

الف) اندیشه جامعیت اسلام: یکی از محوری ترین باورهای حضرت امام (ره)، یقین داشتن به جامعیت اسلام در تمام ابعاد وجودی انسان است. امام خمینی (ره) در وصیت نامه ارزشمند خود می فرمایند: «اسلام و حکومت اسلامی پدیده الهی است که با بکار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنیا و آخرت به بالاترین وجه تامین می کند... مکتبی است که برخلاف مکتبهای غیر توحیدی در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت دارد و هیچ نکته لو بسیار ناچیز که در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنوی نقش دارد فروگذار ننموده است».

دشمنان انقلاب نیز برای مبارزه با این تفکر، به ترویج سکولاریسم وجدائی دین از تمام شئون زندگی پرداخته اند. علاوه بر آن متاسفانه در دولتهای گذشته (مخصوصا دولتهای موسوم به سازندگی و اصلاحات) برخی از سیاستمداران بجای تلاش برای استخراج شیوه حکومتی منطبق با فرهنگ دینی و انقلابی از دل اسلام ناب به دستورالعملهای اقتصادی و سیاسی جامعه جهانی تکیه نمودند که تبعات و تلخی این تصمیمات نابجا هنوز هم در ساختار حکومتی در ایران دیده می شود.

ب) ولایت و ولایت پذیری: یکی از مهمترین مبانی شیعه در طول تاریخ مسئله ولایت و ولایت پذیری می باشد تا جائیکه شیعه بدون ولایت پذیری نمی تواند خود را شیعه اهل بیت (ع) بداند. پس از غیبت آخرین امام معصوم ولایت پذیری از فقها عادل بعنوان یک اصل در فرهنگ شیعیان نهادینه شده و در برهه های مختلف تاریخی نقش برجسته ولایت فقها و شیعیان ولایت پذیر دیده می شود. از جمله فتوای تاریخی آیت الله میرزای شیرازی در غائله تنباکو که بیش از پیش قدرت ولایت فقها را بر استعمارگران آشکار نمود. انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) نیز نمونه بارز و شاخص قدرت ولایت و ولایت پذیری در عصر حاضر است که تعجب همگان را برانگیخت. تا جائیکه هیک وزیر امور خارجه وقت آمریکا در این باره اینچنین اظهار نظر می کند:«امریکا هنوز موفق نشده است در برابر حتی یکی از مواضع رهبری انقلاب ایران موفق و پیروز شود و هنوز ابعاد مرموز و سری رهبری غیرعادی انقلاب ایران ناشناخته است» (یک گام تا ظهور، ص 11). میشل فوکو نیز با اذعان به قدرت ولایت فقیه می نویسد:« «شخصیت آیت الله خمینی پهلو به افسانه می‌زند، هیچ رهبری سیاسی، نمی‌تواند ادعا كند كه مردمش با او پیوندی چنین نیرومند دارند» (انقلاب اسلامی، چرا و چگونگی رخداد آن، ص 148).

نکته مهمی که در اینجا باید به آن اشاره شود این است که اهمیت ولایت پذیری نه تنها کمتر از اصل ولایت نیست بلکه بدون ولایت پذیری مردم،  اصل ولایت، ولو ولایت معصومین (ع) هیچ ثمره ای نخواهد داشت؛ که تاریخ امامان شیعه (ع) خود گواه بر این حقیقت است که به علت عدم ولایت پذیری شیعیان، موفق به تشکیل حکومت یا حفظ آن نشدند. دشمنان انقلاب اسلامی نیز با پی بردن به اهمیت ولایت فقیه در طول سالهای اخیر، با تمام توان خود سعی در تضعیف ولایت فقیه و ولایت پذیری در بین مردم بوده اند، که به لطف خدا تاکنون موفق به انجام این امر نشده اند.

ج) امید به آینده و انتظار فرج: طبق آیات و و روایات، شیعه عقیده دارد که پیروزی نهایی از آن مستضعفین عالم به رهبری امام معصوم (ع) خواهد بود و پایان تاریخ با استقرار اسلام ناب محمدی (ص) در جهان رقم خواهد خورد. داشتن چنین اعتقادی باعث شده است که شیعیان همواره برای زمینه سازی ظهور تلاش کرده و در سختی ها و نابسامانی ها صبر نمایند. این امید به روشنی در کلام حضرت امام (ره) متبلور است: «اسلام ابر قدرت ها را به خاک مذلت می نشاند، اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را یکی پس از دیگری برطرف و سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد» (صحیفه نور ج 20، ص 32).

دشمنان انقلاب اسلامی نیز برای مبارزه با این شاخصه پروژه القای یاس و ناامیدی را توسط عوامل داخلی و رسانه های خارجی کلید زده اند. بطوریکه هر پیشرفت در داخل و خارج ایران توسط آنها تحقیر و تمسخر شده و بی اهمیت جلوه می گردد و از سویی هر عیب و نقصی ولو ناچیز و کم اهمیت با تبلیغات گسترده بعنوان یک بحران و ناکارآمدی بزرگ جلوه داده می شود؛ بعنوان مثال می توان به قسمتی از نامه 127 نماینده اصلاح طلب مجلس ششم به مقام معظم رهبری اشاره کرد، نامه ای که به نامه جام زهر دوم یا جام زهر شکسته موسوم گشت و لکه ننگی بر پرونده سیاسی آنها محسوب می شود:«با این حال و روز فرصت چندانی باقی نمانده است. غالب مردم ناراضی و ناامید، اکثریت نخبگان ساکت یا مهاجر، سرمایه های مادی گریزان و نیروهای خارجی از هر طرف کشور را احاطه کرده اند... اگر جام زهری باید نوشید، قبل از آنکه کیان نظام و مهم تر از آن استقلال و تمامیت ارضی کشور در مخاطره قرار گیرد، باید نوشیده شود». همانطور که مشخص است تئوریزه کردن ناامیدی و ترس، و فشار برای تسلیم ولی فقیه در برابر استکبار جهانی هدف اصلی دشمنان انقلاب از تدوین این نامه اهانت آمیز است که با ایستادگی مقام معظم رهبری تمامی این نقشه ها خنثی گردید.

د) جهاد و شهادت طلبی: یکی از مولفه های اصلی شیعیان در تمام دوران های گذشته جهاد در برابر ظلم و شهادت طلبی است، که با تاسی از حرکت حضرت امام حسین (ع) و قیام کربلا مانند خون در رگه های فرهنگ شیعه جریان دارد. در تفکر شیعه جهاد بر علیه باطل و دفاع از حق و حقیقت دارای اصالت است و شکست و پیروزی ظاهری زودگذر و رفتنی محسوب می شود. امام خمینی به زیبایی به این نکته اشاره دارد که اصل جهاد و مبارزه با حکومتهای طاغوتی است:«راهی جز مبارزه باقی نمانده است و باید چنگ و دندان ابرقدرتها و خصوصا آمریکا را شکست و الزاما یکی از دو راه را انتخاب نمود؛ یا شهادت یا پیروزی که در مکتب ما هر دوی آنها پیروزی است»(پیام قبول قطعنامه 598).

دشمنان انقلاب اسلامی نیز برای مبارزه با این شاخصه مهم به ترویج رفاه طلبی به جای شهادت طلبی پرداختند. با پایان گرفتن جنگ تحمیلی با شعارهایی مانند سازندگی خواسته یا ناخواسته اشرافیگری در بین مسئولین و سپس مردم رسوخ نمود، بگونه ای که برخی سیاسیون تلاش می کردند رفاه طلبی و مبارزه با استکبار، قیام و اشرافیگری را با همدیگر جمع نمایند غافل از اینکه :« ملت عزیز ما که مبارزان حقیقی و راستین ارزشهای اسلامی هستند، به خوبی دریافته اند که مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست و آنها که تصور می کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد، با الفبای مبارزه بیگانه اند... بحث مبارزه و رفاه و سرمایه، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیا خواهی و آخرت جویی دو مقوله ای است که هرگز با هم جمع نمی شوند و تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند» (پیام قبول قطعنامه 598). مقام معظم رهبری نیز بارها این خطر را گوشزد نموده اند:« بنظر من اشرافیگری برای یک کشور آفت است؛ اشرافیگری مسئولان، آفت مضاعف است... مسئولان اسلامی نباید در رفتار و عمل خودشان مسرفانه و متجملانه زندگی کنند. بالاتر از آن نباید طوری زندگی کنند که روش اسراف آمیز و تجمل آمیز به یک فرهنگ تبدیل شود» (خطبه های نماز جمعه تهران - 25 آذر 1379).

آرمانهای جهانی انقلاب اسلامی

دومین عامل قدرت نرم انقلاب، همان آرمانهای بلند و جهانی انقلاب اسلامی است؛ که بعنوان پیام نافذ در قلوب مسلمین و مستضعفین جهان جوانه زده و روز به روز به رشد و نمو خود می افزاید.  همانطور که گفته شد این آرمانها تقریبا انعکاس عملی مولفه های فرهنگی شیعه است:

الف) آرمان تشکیل حکومت جهانی مبتنی بر توحید و عدالت: در واقع این مورد هدف تمامی انبیاء گذشته می باشد و تحقق آن تنها با رهبری امام معصوم (ع) امکان پذیر است، اما تمام تلاش های انجام گرفته در انقلاب اسلامی بصورت غیر مستقیم برای تحقق همین هدف است و زمینه سازی ظهور امام زمان (عج) نیز در جهت رسیدن به این آرمان نهایی است: «مسؤولان ما باید بدانند كه انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت (ع) است... مسایل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسؤولین را از وظیفه ای كه بر عهده دارند، منصرف كند، خطر بزرگ و خیانت سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنماید ؛ ولی این بدان معنا نیست كه آنها را از اهداف عظیم انقلاب كه ایجاد حكومت جهانی اسلام است، منصرف كند» (صحیفه نور، ج 20، ص 118).

 ب) مبارزه با استکبار جهانی: یکی از پیام های اصلی انقلاب اسلامی در دنیای امروز اعلام علنی مبارزه با استکبار جهانی است. شکی نیست حکومتی نمی تواند خود را مبتنی بر اسلام ناب محمدی (ص) بداند ولی در برابر مستکبرین و حکومتهای طاغوتی در عالم که براحتی حقوق ملتهای مظلوم و مستضعف را پایمال نموده و علنا فساد و تباهی را در عالم ترویج می نمایند ساکت بنشیند که اگر چنین امری رخ دهد این اسلام نه اسلام ناب محمدی (ص) که همان اسلام آمریکایی خواهد بود: « البته ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین الملل اسلامی مان بارها اعلام نموده ایم  که در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم... ما در صدد خشکانیدن ریشه های فاسد صهیونزم، سرمایه داری و کمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته ایم، به لطف و عنایت خداوند بزرگ نظامهایی را که بر این سه پایه استوار گردیده اند، نابود کنیم و نظام اسلام رسول الله (ص) را در جهان استکبار ترویج نماییم و دیر یا زود ملتهای دربند شاهد آن خواهند بود» (پیام قبول قطعنامه 598). و همین مبارزه با مستکبرین و نظام سلطه است که ملت ایران را در چشم مردم مسلمان و مستضعف ارجمند کرده و باعث تحرک آنها در برابر استکبار جهانی شده است: «نظام سلطه، یعنی سیستمی که دو طرف بیشتر ندارد: سلطه گر و سلطه پذیر... انقلاب اسلامی فریاد و نهیبی است علیه چنین نظامهای ظالمانه ای در دنیا. علت این هم که نظام اسلامی و انقلاب اسلامی در چشم ها و کام های ملتها شیرین بوده و همچنان هست، همین است» (بیانات مقام معظم رهبری در جکع دانشجویان 17 مرداد 1381).

ج) تشکیل جبهه متحد اسلامی: از همان روزهای اولیه وقوع انقلاب اسلامی، جهانخواران در تلاش بودند تا با تبلیغات مسموم و غلاف واقع، این انقلاب را بعنوان خطری در چشم دولتمردان کشورهای اسلامی و خصوصا عربی منطقه معرفی نمایند. شاید نتیجه این اقدامات یکی از علل حمله صدام  به ایران و حمایت کشورهای عربی از او بود. اما رهبران انقلاب اسلامی بدنبال تشکیل امت واحده مسلمانان و دستیابی به عظمت از دست رفته اسلام با این وحدت بودند: «ما برای دفاع از اسلام و ممالك اسلامی و استقلال ممالك اسلامی، در هر حال مهیا هستیم. برنامه ما كه برنامه اسلام است ؛ وحدت كلمه مسلمین است ؛ اتحاد ممالك اسلامی است، برادری با جمیع فرق مسلمین است در تمام نقاط عالم، هم پیمانی با تمام دول اسلامی است در سراسر جهان... » (صحیفه نور، ج‏3، ص 184).

امروز خوشبختانه، علیرغم تلاش جهان غرب برای ایران هراسی در بین ملل مسلمان، شاهد نفوذ روز افزون آرمانهای انقلاب اسلامی و تمایل برای وحدت مسلمانان در بین مردم کشورهای اسلامی هستیم: ««امروز جوانان مسلمان در مصر، الجزایر، سودان و دیگر كشورهای شمال آفریقا، خاورمیانه و شرق آسیا به نام جمهوری اسلامی ایران و امام عظیم الشان شعار می دهند و این، در حالی است كه پیوسته صدها كتاب علیه تشیع و نظام اسلامی، در جهان انتشار می یابد و هدف از آن، خاموش كردن شعله عشق و ایمان جوانان مسلمان در سراسر جهان نسبت به ایران اسلامی است... مسلمانان در اقصی نقاط جهان از حاكمیت اسلام در سرزمین ایران امید و نشاط می گیرند و جوانان و روشنفكرانی كه به اسلام روی آورده اند، با الهام از همین كانون نورانی، در راه احساسات اسلامی خود مبارزه و فداكاری می كنند» (بیانات مقام معظم رهبری ، 21  شهریور  1374).

د) حمایت از مستضعفان و مظلومان عالم: یکی از آرمانهای انکار ناپذیر انقلاب اسلامی حمایت از مظلومان عالم است. همین امر باعث شده است انقلاب اسلامی ایران در قلب میلیون های انسان مسلمان و غیر مسلمان مستضعف که زیر سلطه استعمارگران فرصت نفس نیز ندارند جای بگیرد. بسیاری از متفکران غربی جنبش ها و اتفاقات چند دهه اخیر در آمریکای جنوبی و آفریقا را الهام گرفته از انقلاب اسلامی ایران دانسته اند. پیام انقلاب اسلامی به این ملتها چیزی جز دعوت به مبارزه و تلاش برای کسب استقلال نبوده است و انقلاب اسلامی بعنوان الگویی امیدبخش مبارزین در کل عالم محسوب می شود. امام خمینی (ره) نیز مستضعفین را با هر مذهب و ملتی به وحدت بر علیه مستکبرین دعوت می کند: «مستضعفین جهان، چه آنها كه زیر سلطه آمریكا و چه آنها كه زیر سلطه سایر قدرتمندان هستند، اگر بیدار نشوند و دستشان را به هم ندهند و قیام نكنند؛ سلطه های شیطانی رفع نخواهد شد. و همه باید كوشش كنیم كه وحدت بین مستضعفان در هر مسلك و مذهبی كه باشند، تحقق پیدا كند... ما عازم هستیم كه تمام سلطه ها را نابود سازیم و شما هم كوشش كنید كه ملتها را با حق همراه كنید...» (صحیفه نور، ج‏17،ص‏249).

یکی از علل اصلی تلاش دشمنان انقلاب اسلامی برای سرنگونی این نظام را نیز در همین الگو بودن ایران برای سایر کشورهای مستضعف می توان دید:«چشم همه به ایران است ... همه فشار دنیای غرب این است که ایران اسلامی یک کلمه بگوید مبنی بر اینکه من این چند ساله اشتباه کردم... همه فشار غرب برای این است تا این اشتباه کردن ملت، نظام وانقلاب ایران را ببرند جلوی چشم ملتها نگه دارند و بگویند، ببینید خوشان می گویند اشتباه کردیم ... به این وسیله فقط می شود آنان را از ادامه این راه منصرف کرد» (بیانات مقام معظم رهبری در قم 18 آذر 1374).